یک کهنه سرباز ویتنام که پس از نجات مردی از دست مهاجمان در اتوبوس شهری تبدیل به یک قهرمان محلی می شود، تصمیم می گیرد وقتی بهترین دوستش به قتل می رسد و پلیس علاقه چندانی به حل این جنایت نشان نمی دهد، دست به اقدام بزند.
یک کهنه سرباز ویتنام که پس از نجات مردی از دست مهاجمان در اتوبوس شهری تبدیل به یک قهرمان محلی می شود، تصمیم می گیرد وقتی بهترین دوستش به قتل می رسد و پلیس علاقه چندانی به حل این جنایت نشان نمی دهد، دست به اقدام بزند.
این فیلم در حد یک اثر پاپکورن قابل قبول (و به زور) است. ایده کلی برای این نوع فیلمها خوب است — دستکم من از چنین داستانهایی خوشم میآید. بخش آغازین داستان را در صدها فیلم دیگر هم دیدهایم: قهرمان ما به جنگ میرود — در اینجا ویتنام — و وقتی برمیگردد میبیند که دوستدخترش اکنون همسر و مادر شده است.
بقیهٔ فیلم حول این محور...
این فیلم در حد یک اثر پاپکورن قابل قبول (و به زور) است. ایده کلی برای این نوع فیلمها خوب است — دستکم من از چنین داستانهایی خوشم میآید. بخش آغازین داستان را در صدها فیلم دیگر هم دیدهایم: قهرمان ما به جنگ میرود — در اینجا ویتنام — و وقتی برمیگردد میبیند که دوستدخترش اکنون همسر و مادر شده است.
بقیهٔ فیلم حول این محور میچرخد که فرانک یک آدم تقریباً بیرحم است و بیشتر افراد نامطلوبی را که جلویش سبز میشوند، له و لورده میکند. طبیعی است که یک زن جدید به محله بیاید تا کمی رومانس به فیلم اضافه کند. معلوم میشود این زن شوهر آزارگری دارد، پس… وقتِ کتککاری.
عنصر اصلی قصه هم این است که بهترین دوست فرانک کشته میشود و پلیس در برخورد با قضیه کند عمل میکند. بنابراین فرانک دست به کار میشود و خودش کمی تحقیق میکند. البته بیشترِ «تحقیقات» او به سرک کشیدنها و در نهایت کشیده شدن به انواع و اقسام زد و خوردها ختم میشود.
غافلگیرکننده نیست که در پایان فرانک خلافکار اصلی را پیدا میکند و به سبک هالیوود، یک شهردار فاسد هم زیر یکی از سنگهایی که برمیگردانند پیدا میشود. پیدا شدن قاتل هم، مثل بقیه، با چند صحنهٔ مشت و لگد دیگر همراه است.
خلاصه اینکه فیلم مجموعهای نسبتاً طولانی از صحنههای مشتزنی است که فقط به زور با فیلمنامهای قابل قبول (و نه زیاد) به هم وصل شدهاند. «تحقیقات» فرانک بیشتر به جور و واجور سرک کشیدن و یا باعث شدن درگیریهاست تا یک روند منطقی و مستدل. اگر موقع تماشای فیلم پاپکورنتان آنقدر سر و صدا کند که دیالوگها را نشنوید، واقعاً چیز زیادی را از دست نمیدهید.
پایان فیلم به شکلی احمقانه و غیرمنطقی درمیآید: مردی سیاهپوست که خونریزی میکند و آشکارا عصبانی است جلوی اتوبوس میآید و تقاضای ورود میکند و راننده فقط در را باز میکند. سپس مردی مکزیکی میآید و رانندهٔ بعدی هم کلیدها را به او میدهد؛ واقعاً مسخره است.
با این حال، به عنوان یک فیلم پاپکورن، تماشاگر را سرگرم میکند — چند خنده، چند درگیری مردانهٔ خوب و همین کافی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران