در آوریل ۱۹۴۰، با حملهی آلمان نازی به نروژ، پادشاه هاوکن هفتم با انتخابی سرنوشتساز مواجه میشود: تسلیم یا مقاومت؛ در حالی که نیروهای آلمانی در حال پیشروی هستند و کشور در آستانهی سقوط قرار دارد، او باید تصمیمی بگیرد که نه تنها سرنوشت نروژ بلکه تاریخ را تغییر خواهد داد.
در آوریل ۱۹۴۰، با حملهی آلمان نازی به نروژ، پادشاه هاوکن هفتم با انتخابی سرنوشتساز مواجه میشود: تسلیم یا مقاومت؛ در حالی که نیروهای آلمانی در حال پیشروی هستند و کشور در آستانهی سقوط قرار دارد، او باید تصمیمی بگیرد که نه تنها سرنوشت نروژ بلکه تاریخ را تغییر خواهد داد.
همه برای نروژ
این فیلم از کارگردانِ «هزار بار شبخوب» است و نسخهای نروژی از فیلم برندهٔ اسکار «سخنرانی پادشاه» بهنظر میرسد. هر دو بر اساس وقایعی واقعی و در بازهٔ زمانی جنگ جهانی دوم ساخته شدهاند، اما روایت کاملاً متفاوتی دارند. وقتی آلمان خواستار تسلیم نروژ شد، کابینهٔ نروژ بیشتر تصمیمها را گرفت و برای حفظ استقلال کشور درخواستها را رد کرد؛ با این حال...
همه برای نروژ
این فیلم از کارگردانِ «هزار بار شبخوب» است و نسخهای نروژی از فیلم برندهٔ اسکار «سخنرانی پادشاه» بهنظر میرسد. هر دو بر اساس وقایعی واقعی و در بازهٔ زمانی جنگ جهانی دوم ساخته شدهاند، اما روایت کاملاً متفاوتی دارند. وقتی آلمان خواستار تسلیم نروژ شد، کابینهٔ نروژ بیشتر تصمیمها را گرفت و برای حفظ استقلال کشور درخواستها را رد کرد؛ با این حال تصمیمی که پادشاه گرفت، محور اصلی فیلم است و نشان میدهد آن تصمیم چگونه سرنوشت نروژ را رقم زد.
این فیلم بهعنوان نمایندهٔ نروژ به اسکار ۲۰۱۷ فرستاده شد، اما متأسفانه به مرحلهٔ نهایی راه نیافت. احتمالاً انتظار داشتند که توجهی شبیه به فیلم بریتانیایی جلب کند، اما به نظرم هر دو اثر در نوع خود خوب بودند؛ قصههایی قابلتأمل که در بستر یکی از تراژیکترین مقاطع تاریخ معاصر رخ میدهند. این فیلم بیوپیک است اما از زاویهای متفاوت روایت میشود تا رخدادهای سمت دیگر ماجرا را هم نشان دهد، از جمله زندگی یکی از سربازان جوانی که در آن جنگ جنگیده است.
داستان با آوریل ۱۹۴۰ آغاز میشود، زمانی که ارتش نازی به سمت نروژ حرکت میکند و پس از سقوط شهرهای زیادی، مردم به مکانهای امنتر پناه میبرند. این وضعیت شامل اعضای کابینه و خانوادهٔ پادشاه هاکون هفتم نیز میشود. در آن روزگار سخت، پادشاه با احترام به تصمیمات دولت توانست مردم را متحد نگه دارد.
اما در یک مقطع، از طریق یک دیپلمات آلمانی پیشنهادی یکباره و مستقیم از آدولف هیتلر مطرح میشود و تصمیمگیری نهایی را به پادشاه واگذار میکند. همین لحظه است که عنوان فیلم معنا مییابد؛ همهچیز به آن نقطه میرسد و واکنش پادشاه و عواقبش سرنوشت نروژ را مشخص میکند.
«اگر من آخرین کارت این دسته باشم، پس باشد.»
فیلم خوب ساخته شده است؛ نه بیش از حد خشن است و نه از نمایش جنبههای جنگ طفره میرود تا صرفاً به درام بدل شود. همهچیز سهم خود را دارد و برای چنین بودجهای فضای جنگی و اتمسفر آن قابلتوجه است. در بخشهایی حسِ تعقیب و گریز پررنگ است. در ابتدای فیلم خطوط زمانی زیادی مطرح میشود و شرح حوادث با جزئیات بیان میشود که بهخودیخود خوباند، اما ممکن است برای تماشاگر خارجی کمی سنگین بهنظر برسد.
با ورود به میانهٔ فیلم، اوضاع منظمتر و جذابتر میشود. در کشوری سرد مثل نروژ در چنین شرایطی، مردم از منظر عامیانه با مشکلات چندگانهای مواجهاند؛ ارتشی که دنبالشان است و زمستان سخت؛ زنده ماندن در این وضعیت دشوار است.
بازیگران همه درخشاناند، اما نقش پادشاه نمایش را ربوده است. اگر این فیلم آمریکایی بود شاید بازیگر نقش پادشاه جوایزِ بیشتری میگرفت. آثار جدید دربارهٔ جنگ جهانی دوم هرگز محو نمیشوند و این فیلم یکی از بهترینهای اخیر در این ژانر است. بهجز مقدمهٔ فیلم من مشکلی در دنبال کردن داستان نداشتم؛ حتی ۱۳۰ دقیقه زمان فیلم هم کوتاه بهنظر میرسید. البته ممکن است همه مثل من با آن ارتباط برقرار نکنند. مثل هر فیلم جنگی دیگری، دیدنش لازم است، بهویژه برای فهم دیدگاه نروژی نسبت به جنگ.
این فیلم بیشتر از مراحل اولیهٔ جنگ روایت میکند و چون عمدتاً از منظر پادشاه — اولین پادشاهی که توسط مردم انتخاب شده — دنبال میشود، مواجههٔ او و تصمیم تعیینکنندهاش راه را تا پایان فیلم میسازد. اگر طرفدار فیلمهای جنگی بهخصوص جنگ جهانی دوم هستید، بخش واقعی و بهترینِ فیلم از همین نقطه آغاز میشود که آرزوی ادامهٔ آن (دنباله) را دارم. اگر هم انتظار دیدن بهترین آثار جنگ جهانی را نداشته باشید، باز هم تماشایش خالی از لطف نیست. در کل توصیهاش میکنم.
۷/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران