داستان یک پسر ایتالیایی یتیم که در میان حلقهای از زنان بریتانیایی و آمریکایی بزرگ میشود که قبل و در طول جنگ جهانی دوم در ایتالیای موسولینی زندگی میکردند.
داستان یک پسر ایتالیایی یتیم که در میان حلقهای از زنان بریتانیایی و آمریکایی بزرگ میشود که قبل و در طول جنگ جهانی دوم در ایتالیای موسولینی زندگی میکردند.
«Scorpioni» گروهی از زنان بریتانیایی مغرور و اشرافی است که در دههٔ ۱۹۳۰ در فلورانس زیر نظر لِیدی هستِر (با بازی دیم مَگی اسمیت) زندگی میکنند. او بیوهٔ سفیر پیشین بریتانیاست و نسبت به آرمانهای «ایل دوچه» چندان بیتفاوت نیست. گاهبهگاه باید حضور هنجارشکن و متمولِ بازیگر آمریکایی، اِلسا (چر)، را هم تحمل کنند؛ اما حتی با صعود تندِ فاشیستها، این بهنظر تنها مزاحمت در...
«Scorpioni» گروهی از زنان بریتانیایی مغرور و اشرافی است که در دههٔ ۱۹۳۰ در فلورانس زیر نظر لِیدی هستِر (با بازی دیم مَگی اسمیت) زندگی میکنند. او بیوهٔ سفیر پیشین بریتانیاست و نسبت به آرمانهای «ایل دوچه» چندان بیتفاوت نیست. گاهبهگاه باید حضور هنجارشکن و متمولِ بازیگر آمریکایی، اِلسا (چر)، را هم تحمل کنند؛ اما حتی با صعود تندِ فاشیستها، این بهنظر تنها مزاحمت در دنیای منزویشان است. یکی از آنها، مری (جویِن پلورایت)، روحی مهربان دارد و پسر یتیمِ جوانِ لوکا (چارلی لوکاس) را زیر بال و پر خود گرفته — و این پیوندی میان او و آمریکاییای است که او نیز نسبت به پسر دلسوزی میکند و آرزو دارد برای آیندهاش تدبیری بیندیشد.
وقتی ناآرامیهای مدنی آرامش چای عصر را برهم میزند، لیدی هستر خشمگین میشود و برای دیدار با موسولینی میرود؛ آنجا به او وعده میدهد که شخصاً از امنیتش محافظت خواهد کرد. بیشک به محض ترک کاخ، او را فراموش کرده، اما لیدی با در دست داشتن عکس مشترکشان گمان میکند که او به وعدهاش پایبند است. با آغاز جنگ میان ایتالیا و بریتانیا، زنان به خوابگاهی منتقل و سپس به هتلی برده میشوند و او هنوز مطمئن است که تحت مراقبت است. ما اما به زودی درمییابیم که فرشتهٔ نگهبان واقعیشان کیست، و با ورود آمریکا به جنگ حتی اِلسا هم در وضعیت بغرنجی قرار میگیرد.
لوکا (که حالا با بازی بَرد والَس است) در مقاومت فعال شده و هرگاه میتواند به کمک زنان میشتابد، اما پس از خطای قضاوت مهمی از سوی اِلسا تقریباً همه در معرض خطر گِشتاپو قرار میگیرند. داستان تا حدودی کشدار است، اما نماهای زیبای فلورانس و سیهنا و آن تابش دلچسب آفتاب روی سنگها، به فیلم ظاهری سرشار از رنگ و ثروت بصری میبخشد. گروه بازیگران مجموعهای از استعدادهای برجستهاند؛ اگرچه کمکاربرد، تلاش دِیم جودی دنچ در نقش هنرمند بَههمریختهٔ اَرا بِلّا و بازی اغلب صحنهدزدِ لیلی تاملین در نقش بیمسامحهٔ جورجی—که شاید تنها زنی باشد که درست و حسابی سرش به کار خودش است—قابلتوجهاند.
فیلم شمّهای از انقضای امپراتوری را دارد؛ با تغییری آشکار در نگرشها نسبت به زبان انگلیسی در مقابل آلمانی در مدرسهها، و نوشته نیز در دل ماجرا نکات طنزی دارد که به تعقیب شیطنتهای این زنان میپردازد؛ زنانی که راستش را بخواهید، خیلی از اوضاع واقعی دنیا بیخبر بودند. فیلم تقریباً یک دهه را در بر میگیرد و پریدنهای زمانی محسوسی دارد، اما همین ویژگی به خوبی تغییرات شدید در رفتار و نگرششان را در دوران جنگ نشان میدهد. آیا ممکن است اثری خودزندگینامهای از زِفریفِلی باشد؟ فیلم نوعی اصالت نامنظم دارد که گواهی میدهد برخی از این شخصیتها ممکن است واقعی یا نزدیک به واقعیت باشند، و خوشقلبی کلی اثر آن را تماشایی میکند — حداقل برای دیدنِ حرفهایها در هر دو سوی دوربین.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران