وقتی یکی از بیماران یک رواندرمانگر به شکلی مرموز در بُعدی فراتر از واقعیت ناپدید میشود، او برای نجات جانش قدم به دنیایی ناشناخته و هولناک میگذارد. سفری رازآلود میان مرزهای ذهن و واقعیت آغاز میشود؛ جایی که هر کشف تازه، او را به حقیقتی ترسناکتر نزدیکتر میکند و بازگشت را دشوارتر از همیشه.
وقتی یکی از بیماران یک رواندرمانگر به شکلی مرموز در بُعدی فراتر از واقعیت ناپدید میشود، او برای نجات جانش قدم به دنیایی ناشناخته و هولناک میگذارد. سفری رازآلود میان مرزهای ذهن و واقعیت آغاز میشود؛ جایی که هر کشف تازه، او را به حقیقتی ترسناکتر نزدیکتر میکند و بازگشت را دشوارتر از همیشه.
با توجه به تعداد زیاد راهروهای هندسی بیپایان و خالی که شخصیت اصلی مجبور بود در آنها سرگردان شود، اگر شخصیت جاستین لانگ از فیلم Barbarian با متر نواری ظاهر میشد تا مساحت را حساب کند، واقعاً میتوانست این فیلم را به شاهکاری پنجستاره تبدیل کند.
نیمهٔ اول Backrooms کاملاً فضای فیلم را خوب منتقل میکند. نماهای دانهدار و دستی به سبک «ویدئوی خانگی» تنش زیادی...
با توجه به تعداد زیاد راهروهای هندسی بیپایان و خالی که شخصیت اصلی مجبور بود در آنها سرگردان شود، اگر شخصیت جاستین لانگ از فیلم Barbarian با متر نواری ظاهر میشد تا مساحت را حساب کند، واقعاً میتوانست این فیلم را به شاهکاری پنجستاره تبدیل کند.
نیمهٔ اول Backrooms کاملاً فضای فیلم را خوب منتقل میکند. نماهای دانهدار و دستی به سبک «ویدئوی خانگی» تنش زیادی میسازند، و روشن و خشن نگهداشتن کل محیط بهجای پنهان کردن آن در تاریکی، روش درخشانی برای به تصویر کشیدن آن دلهرهٔ نامطلوب فضای میانحالت است. طراحی صدا شدید و مستمر است، اما تدوین در نیمهٔ دوم ضربه میزند. صدا اضطراب تماشاگر را تا حد زیادی بالا میبرد، اما فاششدنهای بصری انتظارات ساختهشده را برآورده نمیکند. با این حال، فیلم برای تماشای روی پردهٔ بزرگ تجربهٔ محکمی است.
معمم کردن یک کارگردان جوان و اولینبارِ نمایش روی پردهٔ بزرگ بهعنوان ناجی سینما در ژانر خاصش کار پرریسکی است. آیا این فیلمساز نوپا توانایی لازم برای برآورده کردن این عنوان را دارد؟ آیا چنین تاجگذاریای واقعاً سزاوار است؟ این موضوع هم از نظر فروش بلیت و هم هنری اهمیت دارد. اما بهنظر من تاجگذاری این صدای جدید در ژانر کاملاً نابهنگام و بیدلیل است. پارسونز چشم بصری خوبی دارد، اما این فقط نصف کار است؛ نیمهٔ دیگر — یعنی ظرفیت داستانسرایی مؤثر — هنوز نیاز به کار زیاد دارد. بر مبنای اقتباس یوتیوبی از مجموعهٔ محبوب اینترنتی The Backrooms، فیلم دربارهٔ کلارک (چیوتل اجیوفور)، فروشندهای ناموفق و پریشان است که در زندگی شخصی و حرفهایاش دچار مشکل شده. طلاق ناموفق و ناتوانیاش در استفاده از آموزش معماری او را به سمت درمان نزد دکتر مری کلاین (رناته رینسوه) کشانده است. اما اوضاع وقتی تغییر میکند که بهطرزی ناگهانی از طریق یکی از دیوارها وارد هزارتویی شبیه مجموعهای از دفترهای اداری در زیرزمین فروشگاهش میشود. این فضاها تقریباً خالی از آدم هستند اما پراکنده پر از اشیایی از زندگی او، از جمله گذشتهاش،اند. آیا او وارد تجسم جسمانی روانش شده؟ واقعیتی جایگزین؟ یا چیز دیگری؟ او با کمک غیرمنتظرهٔ رواندرمانگر شکاکش تلاش میکند این را بفهمد. نیمهٔ اول فیلم صحنه را بهخوبی میسازد و حس خوف و وحشت واقعی ایجاد میکند. اما از نیمهٔ فیلم به بعد تکراری و بیجهت میشود، انگار دنبال مسیر بعدی است. از اینجا به بعد فیلم از خط خارج شده، نامفهوم، توسعهنیافته و گاهی مسخره میشود. ترسانگیزیِ ادعایی این تریلر روانشناختی از بین میرود و تبدیل به چیزی خستهکننده و بیشتر خندهدار میشود تا ترسناک. تلاش آخر برای پیچاندن روایت بهسمت رستگاری با دخالت یک سازمان تحقیقاتی مرموز علمی هم اوضاع را بیشتر مبهم میکند و کمکی به نجاتِ آنچه قبلاً فروپاشیده نکرده است. بسیاری این فیلم را شبیه یک بازی ویدیویی دانستهاند که شخصیت اصلی باید معمای داستان را حل کند؛ برخی گفتهاند مملو از ارجاعات ظریف به سری یوتیوب است، هرچند برای درک کامل آنها باید با منبع آشنا بود. برای من، هرچند شروع خوب دارد، اما در نهایت به یک آشفتگی سینمایی بیسلسلهمرتب تبدیل میشود که توان نگهداشتن توجه را ندارد و بعد از تماشایش احساس «خب؟» به آدم دست میدهد. واضح است که ساخت یک فیلم ترسناک هوشمندانه و جذاب کار دشواری است؛ ژانری که من خوشم میآید اما بیشتر با شکست مواجه شده و این فیلم هم یکی دیگر از ناامیدیهاست. پس هنوز زود است که تاجِ نسل جدید را به او بدهند؛ اگر فیلمساز امیدوار است آن عنوان را بهدست آورد، هنوز راه زیادی در پیش دارد، و اولویت او باید خروج از «Backrooms» خودِ فیلم باشد.
بسیار پیچیدهتر از آنچه فکر میکردم، مخصوصاً که ترکیبی از موجودات مبتنی بر تروما و اندکی عدمقطعیت علمی-تخیلی بود. در کل تماشای خوبی بود و از ذهن خلاق جوانی چنین اثری قابلتأمل بود.
خب، جالب بود. این یک درام-ترسناک خوب است که شرکت پخش A24 آن را منتشر کرد و به تعجب من در آخر هفتهٔ افتتاحیه 81 میلیون دلار فروخت. چیوتل اجیوفور و رناته رینسوه هر دو اجراهای محکمی دارند و در حالی که چند لحظه حواس من پرت شد، چند صحنهٔ عالی بهویژه در پایان وجود دارد. نمیدانم هیاهو از کجا آمد اما برای این فیلم (و Obsession) خوب است که مخاطبان عام را جذب کردهاند. 3.75/5
شاید حوصلهاش را نداشتم، اما واقعاً متوجه هیاهو نشدم. «کلارک» (چیوتل اجیوفور) مردی است تازهطلاقگرفته با آرزوهای بزرگ که حالا به اداره کردن و حتی خوابیدن در فروشگاه ارزانقیمت مبلمانش، «امپراتوری عثمانی»، در یک شهر کوچک آمریکا تنزل یافته. برقهای فروشگاه شروع به مشکلکردن میکنند و او به نور ضعیفی که از زیر دیوار زیرزمین تابش میکند کنجکاو میشود. هنگام بررسی، درِ ورودی به سازهای را کشف میکند که شبیه نقاشیهای اشِر و ذهن لوئیس کارول است. او سعی میکند این کشف را به درمانگر شکاک خود (رناته رینسوه) توضیح دهد، اما او تصور میکند که کلارک از کوره در رفته؛ بنابراین کلارک از دو کارمندش «کت» (لوکیتا مکسول) و دوستپسرش «بابی» (فین بنت) میخواهد تا هنگام اکتشاف بعدی فیلمبرداری کنند — و آنها متوجه میشوند که همهچیز در این بعد جدید چندان دوستانه نیست. در همین حال، درمانگر او «مری» هم به نمایشگاه فروشگاه او سر میزند و همان درگاه را مییابد. آیا او آنقدر بیفکر است که از روی دیوار عبور کند و وارد ناشناخته شود؟ در پایان تلاشهایی برای بستنِ نخهای پراکنده شده انجام میشود، اما بهطور کلی این فیلم برای من یکنواخت و کمتهدید بود؛ فیلم با دوربین دستی در سبک «Blair Witch» فیلمبرداری شده تا ما را در رمز و راز غرق کند، اما اغلب به دیالوگهای هیستریک و مقدار زیادی رنگ بژ تکیه میکند تا حس تهدید بسازد. کان پارسونز ایدهٔ خوبی را برای تقریباً بیست دقیقه مدیریت کرد، اما پس از آن همهچیز به داستان کوتاهی تکراری تبدیل شد که بهنظرم بیش از حد کش داده شده بود.
با این که طرفدار نقد بیرحم نیستم و واقعاً میخواستم از فیلم لذت ببرم، اما فکر میکنم برخی تصمیمهای فیلمنامهنویسی بهشدت به نتیجهٔ نهایی آسیب زدهاند. شروع با صحنهٔ کشف backrooms بود؛ هرچند صحنهٔ افتتاحیه جالب است، اما خودِ صحنهای که قهرمان آنها را پیدا میکند، اینطور نیست. وجود یک نقطهٔ خروج واضح تنش را برای او بهطرز قابلتوجهی کم میکند. او فضا را کنترل میکند، جهتیابی دارد و بهنظر نمیرسد در انتخاب مسیرها — حتی مسیرهایی که هنگام فرار از موجود انتخاب نمیکند — گیج یا نگران باشد. او بهسرعت راه بازگشت را پیدا میکند؛ این دنباله چنان ترسآور نیست که حتی قهرمان برمیگردد تا یک چهارپایه بردارد (او از آنجا نمیترسد؛ آن را کنترل میکند). برای تماشاگر، این نوعی اطمینان ایجاد میکند، چون این همان شخصیتی است که از ابتدا دنبالش کردهایم و نگران او هستیم. دربارهٔ شکلگیری شخصیت هم درست است که او نوعی کینه و خشم نهفته نسبت به همسر سابقش نشان میدهد، اما در نهایت عملی انجام میدهد (قطع کردن سر کت) که با روانشناسیای که تا آن لحظه نمایش داده شده، نامحتمل است — او تا آنجا تهاجمی تصویر نشده بود، بهویژه نسبت به دیگران. به نظرم کار بهتر میتوانست با معرفی این مکان از دید کسانی که هیچ کنترلی بر وضعیت ندارند آغاز شود؛ شاید بهسبک اسلشر: گروهی از بچهها گم میشوند، میترسند، بین خودشان درگیر میشوند، بیقراری و بیاعتمادی افزایش مییابد و کمکم مورد حمله یا قتل قرار میگیرند در حالیکه همراهان ناتوانشان تلاش میکنند راهی برای فرار پیدا کنند. معرفی شخصیتها نسبتاً کند است و این با گذر داستان تغییر چندانی ایجاد نمیکند. علاوه بر این، موجودات عجیب را قبل از نمایش «موجود نهایی» توضیح میدهند که آن را برای بیننده قابلفهمتر و در عین حال کموحشتتر از آنچه میتوانست باشد میکند. برخی عناصر در فیلم کاشته شدهاند اما بهنظرم کمتوسعه یافتهاند، شاید در انتظار دنباله یا ساختن یک حماسه؛ این منطقی است با توجه به پتانسیل ایدهٔ اصلی، اما همزمان فکر میکنم برای بینندگانی که با این «جهان» آشنا نیستند، معرفی بهتری لازم بود. نسخهٔ یوتیوبی بهنظرم هزار برابر بهتر بود؛ جوی آزاردهندهتر، گیجکنندهتر و جالبتر خلق میکرد تا این فیلم. امیدوارم بسیاری از شما از آن لذت برده باشید، اما برای من حتی نصف چیزی نبود که انتظار داشتم. از نظر من ناموفق ماند.
یکی از معدود اقتباسهای Backrooms که واقعاً درک میکند چه چیزی مفهوم اصلی را جذاب کرده بود. بهجای تکیه صرف بر مونسترها و ترسهای ناگهانی، روی فضاهای میانحالت، انزوا و تنش روانشناختی که از ابتدا Backrooms را شکل داده بود تأکید میکند. بهراحتی یکی از بهترین فیلمهای ترسناک روانشناختی سال است.
این واقعاً ناآرامکننده است. ایدهٔ زیبایی دارد و خوب اجرا شده. ترسناک، آزاردهنده و عجیب است — همان چیزهایی که از این نوع ترسناک انتظار دارید و فیلم اینها را بهخوبی انجام میدهد. بازیگران عالیاند، کارگردانی خوب است و استفاده از این مفهوم و جلوههای مرتبط بینقص اجرا شده. برای آنچه هست، فیلمی عالی است.
اِمم خوب. پایانبندی هرگونه رمز و راز مربوط به Backrooms را لو میدهد، موضوع درمانگر و بیمار کمی مبتذل است و مشخص نیست شخصیت اصلی کیست. بهنظرم شخصیت کلارک بیش از حد به Backrooms گره خورده، در حالی که آن باید مثل یک شخصیت مستقل عمل میکرد. چند لحظهٔ نگرانکننده وجود دارد، اما در کل نگارش داستان ضعیف است. تصاویر سوررئال و دلهرهآور خوبی هست، اما داستان تحمیلی کلارک غالب شده. بهتر بود بهصورت خالصتر فضاسازی وحشتآمیز میماند که اسرار Backrooms در حین حرکت شخصیتها آشکار میشدند؛ در عوض درام خانوادگی کلارک حواس را پرت کرد. حیف است؛ میتوانست بهتر باشد. داستان پیشینهٔ درمانگر آنقدر نامشخص است که معنایش را درک نکردم و واقعاً برایشان اهمیتی قائل نشدم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران