روایتِ زدودهشده از اسطورهی بیلی دِ کید
جان تانسل، دامداری مهربان، بیلی بانی را سرپرستی میکند؛ او در خانهٔ تانسل احترام و سواد میآموزد، اما سپس تانسل بهشدت و بیرحمانه کشته میشود. بانی که از تنها مردی که به او احترام میگذاشت محروم شده، سوی تاریکتر شخصیتش را نشان میدهد و عهد میبندد از قاتلان تانسل انتقام بگیرد.
این فیلم نخستین اثر بلند آرتور پن در مقام...
روایتِ زدودهشده از اسطورهی بیلی دِ کید
جان تانسل، دامداری مهربان، بیلی بانی را سرپرستی میکند؛ او در خانهٔ تانسل احترام و سواد میآموزد، اما سپس تانسل بهشدت و بیرحمانه کشته میشود. بانی که از تنها مردی که به او احترام میگذاشت محروم شده، سوی تاریکتر شخصیتش را نشان میدهد و عهد میبندد از قاتلان تانسل انتقام بگیرد.
این فیلم نخستین اثر بلند آرتور پن در مقام کارگردان است و همهٔ ویژگیهایی که بعدها نام او را میسازند را میتوان در این وسترن روانشناسانهٔ خوب و درعینحال نگرانکننده دید. بر پایهٔ نمایشنامهٔ تلویزیونی گور ویدال با عنوان «مرگ بیلی دِ کید»، پن هرگونه تصور قهرمانسازی از ویلیام بانی را با این تصویر محکومکننده از قانونشکن افسانهای بهکلی از میان برمیدارد. این پیام بیش از همه مرهون اجرای درخورِ تحسین پاول نیومن در نقش بانی است؛ ترکیب نادانیِ کودکانه و گرایشهای سادیستی، همراه با بازی عجیباً درخورِ نیومن، شخصیت را بهشکلی نافذ شکل میدهد (این نقش در ابتدا برای جیمز دین در نظر گرفته شده بود که مرگ زودهنگامش مانع از آن شد). جان دهنر نیز در نقش پت گرت، دشمن نهایی بانی، بازی قویای ارائه میدهد و احساسات را از هر دو سو به نمایش میگذارد. باقی بازیگران عملکرد قابلقبولی دارند و نه به فیلم آسیب میزنند و نه آن را چندان تقویت میکنند. در واقع این فیلم بیش از همه دربارهٔ کارگردان و بازیگر اصلیاش است؛ هر دوی آنها بعدها به موفقیتهای بزرگتری رسیدند، اما این اثر نقطهٔ عطفی ارزشمند در کارنامهٔ هر دو است و میتوان به آن افتخار کرد.
امتیاز: 7/10
---
تا حدودی یادآور داستان اصلی «چیسم»
ویلیام بانی ـ معروف به «بیلی دِ کید» (پاول نیومن) ـ توسط مردی شریف بهنام تانسل (کالین کیت-جانسون) استخدام میشود تا گلههایش را به لینکلن ببرد، جایی که برای تغذیهٔ نیروها استفاده خواهد شد. کلانتر بریدی (رابرت فولک) و سه معاونش نقشهٔ دیگری در سر دارند؛ آنها مرد بیسلاح را میکشند و گاوهایش را میدزدند. وقتی بانی از ماجرا خبردار میشود، خشمگین شده و برای انتقام از قاتلان عهد میبندد. برای این منظور باید با دوستش پت گرت (جان دهنر) روبهرو شود و همراه با همدستانش تام (جیمز بست) و چارلی (جیمز کانگدن) به سراغ کلانتر میرود و بدینترتیب دردسرهای زیادی برای اطرافیان ایجاد میکند. پس از یک زد و خورد مسلحانه و آتشسوزی بعدی، همه گمان میکنند او سوخته است، اما میدانیم که به مکزیک فرار کرده و منتظر زمان مناسب برای حمله به معاونان بازمانده است.
بانی آدمی وحشی نیست؛ او موقعیتها را طوری فراهم میکند که اهدافش فرصت کشیدن سلاح داشته باشند، پیش از آنکه او آنها را از پا درآورد — اما آیا دو اشتباه، یک کار درست میسازند؟ صادقانه بگویم، فیلم برای من تا حدودی بیثبات و پراکنده بود. نیومن در برخی لحظات چنان اعتمادبهنفس از خود نشان میدهد که آسیبپذیریای را که فیلم میخواهد در بانی نشان دهد تحتالشعاع قرار میدهد، و دیالوگهای فراوانی وجود دارد که فیلم را گاهی کند میکنند، بهویژه در آغاز. بازیگران جانبی مانند هِرد هتفیلد (با خط داستانی فرعی مخصوص به خود)، لیتا میلان در نقش معشوقهٔ بعدی «سلیسا» و دنور پایل هم نقشهای محکمی ایفا میکنند؛ با این حال این تلاقی میان مؤلفههای روانشناسانه و وسترن سنتی برای من آنطور که باید شعلهور نشد. دیدنش ارزشمند است، اما در مجموع فراتر از مجموع اجزایش ظاهر نمیشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران