سی سال پس از ناپدید شدن مرموز یک قایق، آن قایق بهطور غیرمنتظره به روستا بازمیگردد. دو مرد که در جستوجوی زندگی بهتر هستند، به خدمه آن ملحق میشوند، اما پس از نخستین سفر دریایی، خود را در گذشته مییابند..
سی سال پس از ناپدید شدن مرموز یک قایق، آن قایق بهطور غیرمنتظره به روستا بازمیگردد. دو مرد که در جستوجوی زندگی بهتر هستند، به خدمه آن ملحق میشوند، اما پس از نخستین سفر دریایی، خود را در گذشته مییابند..
اگر فیلم «Enys Men» مارک جنکین را دیده باشید، شاید حدس بزنید در این مرموزِ عکاسیشده و سبکدار چه چیزی در پیش است. این بار محور ما قایق ماهیگیری کرنشی «رز آو نوادا» است که شهرتش آمیخته با تعلیق شده و نقطهٔ کانونی داستان است. این کشتی به یک خدمهٔ سهنفره نیاز دارد: کاپیتان مرموز (فرانسیس مَگی)، «لیام» (کالوم ترنر) و «نیک» (جرج مککی). نیک...
اگر فیلم «Enys Men» مارک جنکین را دیده باشید، شاید حدس بزنید در این مرموزِ عکاسیشده و سبکدار چه چیزی در پیش است. این بار محور ما قایق ماهیگیری کرنشی «رز آو نوادا» است که شهرتش آمیخته با تعلیق شده و نقطهٔ کانونی داستان است. این کشتی به یک خدمهٔ سهنفره نیاز دارد: کاپیتان مرموز (فرانسیس مَگی)، «لیام» (کالوم ترنر) و «نیک» (جرج مککی). نیک به پول نیاز دارد، پس از آنکه تلاشش برای تعمیر سقف نشتیِ آشپزخانه باعث شد خانه و خانوادهاش با یک سوراخ درشت روبهرو شوند. لیام، خوشبرخورد و افسونگر، خود نیز جوانی مرموز است که دربارهٔ پیشزمینهاش تنها میتوان حدس زد. ناخدای کشتی حتی وقتی با محمولهٔ پر از ماهی به ساحل بازمیگردند در برابر وسوسههای زمینی مقاومت میکند. درست از بازگشت اولشان از دریا است که داستانها تاب میخورند: نیک به خانه بازمیگردد و همهچیز دگرگون است؛ لیام هم با وضعیتی کاملاً متفاوت روبهرو میشود. چه اتفاقی افتاده؟ آیا در نوعی چرخهٔ زمانی گرفتار شدهاند؟ آیا پیش از این فاجعهای بر کشتی گذشته؟ آیا این مردان واقعاً کسانی هستند که به نظر میرسند؟ فیلمبرداری دانهدانهٔ 16میلیمتری را دوست داشتم که تا حدودی حس خطر را ایجاد میکند، اما کمبود دیالوگ و تکرار صحنهها (واقعا چند بار لازم بود ببینم که ماهی شکمگیری میکنند؟) باعث شد احساس کنم دارم پارو میزنم نه شنا میکنم. احساس نمیکردم هیچیک از سه شخصیت اصلی بهقدر کافی پرداخت شدهاند یا که پیشفرض داستان با شدت لازم منتقل شده باشد. خیلی مجذوب نشدم. مککی سهم بیشتری در نمایش دارد و هرچه ناامیدیاش بیشتر میشود خوب بازی میکند، اما ترنر فرصت کافی برای دخالت جدی در داستان را ندارد و فقط بهطور حاشیهای در آنچه میتوانست قصهای پیچیدهتر باشد نقش ایفا میکند. کار تولید جنبهٔ وهمآلودی دارد، اما فیلمنامه گوشت کافی روی استخوان قرار نمیدهد و من کمی مایوس بیرون آمدم.
سوررئالیسم در سرگرمی ایدهای جذاب است و وقتی ماهرانه بهکار رود (معمولاً در بستر علمی-تخیلی) میتواند دیدنی باشد. اما نحوهٔ ماهرانهٔ پرداخت به مواد داستانی تفاوت اصلی را رقم میزند، و همینجا است که تلاش اخیر نویسنده-کارگردان مارک جنکین چندان به هدف نمیخورد. زندگی در یک روستای ماهیگیری ساحلی در منطقهٔ کرن وال انگلستان در سی سال گذشته دیگر مثل قبل نبوده؛ صید بیش از حد همراه با ناپدید شدن مرموز قایق «رز آو نوادا» مردم محلی را از منبعی که روی آن حساب میکردند محروم و تا حدی دچار هراس کرده است. اما وقتی این شناور ناگهان و بدون توضیح در بندر بعد از سه دهه ظاهر میشود، ساکنان باقیماندهٔ آن جامعهٔ فرسوده بیش از پیش گیج میشوند؛ بهویژه صاحب کشتی مایک (ادوارد روو) و بیوهٔ یکی از اعضای گمشدهٔ خدمه، تینا (روزالین الئازار). آنها دربارهٔ سرنوشت کشتی مرددند ولی در نهایت تصمیم میگیرند کشتی را دوباره وارد کار کنند. مایک سهنفر را بهعنوان خدمه استخدام میکند: ناخدا مورگی (فرانسیس مَگی) و دو مرد بیپولی که دنبال بهبود وضعشاناند، نیک (جرج مککی) و لیام (کالوم ترنر). در اولین سفرشان صیدی عظیم به خانه میآورند، اما وقتی بازمیگردند میبینند روستا دوباره پرجنبوجوش شده—دقیقاً مثل سی سال پیش (قبل از آنکه نیک متولد شود). دلیلش این است که در واقع زمان برگشته به سی سال قبل و اهالی (از جمله نسخههای قبلی برخی افراد) آنها را همان خدمهای میبینند که آنزمان قایق گمشده بوده است. این مسأله برای بازگشتکنندگان بهگونهای حیرتانگیز است و آنها، بهویژه نیک، را وادار میکند بفهمند چه اتفاقی افتاده. از این منظر داستان حس اپیزودی از سریالهایی مثل The Twilight Zone یا The Outer Limits را دارد، اما در پوششی که فیلم فکر میکند آراستهتر است؛ و باید گفت این برداشت از خودش کمی بزرگنماییشده است. برای نمونه، در تلاشی برای فاش نکردن زودهنگام جزئیات، ریتم فیلم بیجهت کشدار و بیش از حد رمزآلود است که صبر مخاطب را میآزماید. اوضاع وقتی پیچش بزرگ داستان آشکار میشود اندکی بهتر میشود، اما آن پیچش هم تا حدی مبهم باقی میماند، انگار روایت نمیداند کدام انشعاب را باید دنبال کند. در بسیاری جهات این اثر مسیری شبیه اپیزود «Things Past» از سریال Star Trek: Deep Space Nine (1996) را طی میکند که نشاندهندهٔ کمبود ابتکار در فیلمنامه است. از سوی دیگر، فیلمبرداری نیز بهنظر نامتناسب میآید؛ استفادهٔ آگاهانه از تصویربرداری دانهدار و لکهدار برای القای اینکه داستان روی فیلمی مربوط به گذشته ضبط شده است، روشی است که کارگردان در «Enys Men» هم بهکار برد، اما آن فیلم در دههٔ 1970 میگذشت و آنجا این شیوه مناسب و مؤثر بود، در حالی که این فیلم در بازهٔ زمانی 20 تا 50 سال بعد رخ میدهد و تصویربرداری حس بیربطی میدهد. با توجه به پیشرفت کیفیت تصویربرداری و نگهداری فیلم در آن سالها، سخت میتوان تصور کرد کیفیت تصویری تا این اندازه تنزل پیدا کرده باشد—یعنی گاهی خیلی هم استفاده از یک ترفند تکراری میتواند زیادهروی محسوب شود. با در نظر گرفتن همهٔ این مسائل، «رز آو نوادا» در نهایت شتابزده و بیش از حد کشدار بهنظر میرسد. همانطور که گفتم، این اثر مرا به یاد دو سریال علمی-تخیلی کلاسیک انداخت، و اثری به طول یک اپیزود آن سریالها (۳۰–۶۰ دقیقه) احتمالاً مناسبتر از تقریبا دو ساعت کنونی بود. به نیکیِ بازی ترنر و مککی باید اشاره کرد؛ مککی یکی از پختهترین و بالغترین اجراهای خود را ارائه میدهد. اما اینها بهتنهایی کافی نیست تا این کشتی آواره را نجات دهد. نمیخواهم بگویم بهتر بود برای همیشه گم میماند، اما قطعاً به ناخدا یا راهنمای ماهرتری نیاز داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران