لیو سندورِ ۳۸ ساله، پس از مشاجره با دوستپسرش، در شهر سرگردان میشود، رهگذران را تماشا میکند و عشقهای گذشتهاش را به یاد میآورد. در تمام روابط او، همیشه یک نقطهی عطف وجود داشت که پس از آن، همه چیز رو به سراشیبی میرفت. لیو در خیابانهای زوریخ با ترسها، شادیها و شیاطین درونش روبرو میشود. آنا لوف، کارگردان سوئیسی، در سومین فیلم بلند خود، مسیر تراژیک-کمیکِ یک زن مستقل را روایت میکند که میآموزد چگونه در فراز و نشیبهای عاطفی زندگی، عشق بورزد. این فیلم، سفری ریتمیک، رنگارنگ و کلاژمانند به ذهن و روح زنان امروزی است.
لیو سندورِ ۳۸ ساله، پس از مشاجره با دوستپسرش، در شهر سرگردان میشود، رهگذران را تماشا میکند و عشقهای گذشتهاش را به یاد میآورد. در تمام روابط او، همیشه یک نقطهی عطف وجود داشت که پس از آن، همه چیز رو به سراشیبی میرفت. لیو در خیابانهای زوریخ با ترسها، شادیها و شیاطین درونش روبرو میشود. آنا لوف، کارگردان سوئیسی، در سومین فیلم بلند خود، مسیر تراژیک-کمیکِ یک زن مستقل را روایت میکند که میآموزد چگونه در فراز و نشیبهای عاطفی زندگی، عشق بورزد. این فیلم، سفری ریتمیک، رنگارنگ و کلاژمانند به ذهن و روح زنان امروزی است.
دیدگاه های کاربران