مایا لوپز برای اینکه بتواند به آینده قدم بگذارد، باید با گذشته خود روبرو شود، دوباره با ریشههای بومی آمریکایی خود ارتباط برقرار کند و معنای خانواده و جامعه را در آغوش بگیرد.
مایا لوپز برای اینکه بتواند به آینده قدم بگذارد، باید با گذشته خود روبرو شود، دوباره با ریشههای بومی آمریکایی خود ارتباط برقرار کند و معنای خانواده و جامعه را در آغوش بگیرد.
نامزد دریافت ۱ جایزه امی پرایمتایم؛ ۲ جایزه و در مجموع ۱۰ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان2583
«اکو» جسورترین تجربهٔ تلویزیونی مارول تا امروز است و از قالب معمول ابرقهرمانیای که معمولاً میبینیم بیرون میآید. این سریال زمخت، بیپرده و عمیقاً معطوف به روایتهای سطح خیابانیای است که باعث شده «دِردویل» و دیگر آثار مارولِ نتفلیکس تا این حد محبوب شوند. اگر دلتان چیزی میخواهد که کمتر متکی به جلوههای بصری پرهزینه باشد و بیشتر به واقعیت نزدیک باشد، «اکو» ممکن است...
«اکو» جسورترین تجربهٔ تلویزیونی مارول تا امروز است و از قالب معمول ابرقهرمانیای که معمولاً میبینیم بیرون میآید. این سریال زمخت، بیپرده و عمیقاً معطوف به روایتهای سطح خیابانیای است که باعث شده «دِردویل» و دیگر آثار مارولِ نتفلیکس تا این حد محبوب شوند. اگر دلتان چیزی میخواهد که کمتر متکی به جلوههای بصری پرهزینه باشد و بیشتر به واقعیت نزدیک باشد، «اکو» ممکن است همان چیزی باشد که دنبالش بودهاید.
آلاکوا کاکس قلب تپندهٔ «اکو» است و انتخاب او بهعنوان بازیگر اصلی انتخاب درخشان و پیروزمندانهای است. بازیِ کاکس در نقش مایا لوپز مبتنی بر حضورِ صریح اوست—پیکرِ بدنش، استفادهاش از زبان اشاره و همان حالات ظریف صورت که به شخصیت عمق و اصالتی میبخشند که در دنیای سینمایی مارول به ندرت دیده میشود. اینکه او یک بازیگر ناشنوا و بومی آمریکا است که نقش یک قهرمان ناشنوا و بومی را بازی میکند، گامی بزرگ در مسیر نمایندگی است و دیدن چنین داستانهایی در مرکز توجه مارول تازه و دلگرمکننده است.
خودِ سریال؟ بدون شک شروعی کند دارد. چند قسمتِ اول روی بازگشت مایا به اوکلاهاما، پیوند دوباره با ریشههای چوکتاو و التیام از آسیبهای دوران حضورش در نیویورک با ویلسون فیسک تمرکز میکند. اما وقتی «اکو» جای پایی پیدا میکند—بهویژه حوالی قسمت چهار—به عمق روان مایا و تلاش او برای رستگاری میپردازد بهشیوهای که احساس شخصی و شدیدی دارد. این فقط داستان کتک زدن آدمهای بد نیست؛ دربارهٔ روبهرو شدن با گذشته، یافتن هویت و تصمیمگیری دربارهٔ میراثی است که میخواهی از خود به جا بگذاری.
بازگشت کینگپین را هم نباید نادیده گرفت. وینسنت دونوفریو در نقش فیسک یکی از بهترین شرورهای دنیای مارولِ نتفلیکس بود و همان سنگینی را اینجا هم دارد. حضور او میزان خطر را برای مایا بالا میبرد و تاریخچهٔ رابطهٔ آنها پیچیده و شکننده است—بهویژه با این حقیقت که مایا در پایان «هاکآی» او را شلیک کرده بود. اما انتظار رویارویی حماسیای که شاید میخواستید را نداشته باشید؛ تقابل نهایی میان فیسک و مایا آنطور که باید اوج نمیگیرد و این اندکی ناامیدکننده است. با این حال زیرمتن عاطفیِ داستان پابرجاست و همین آن را نجات میدهد.
آنچه «اکو» را از دیگر آثار دنیای سینمایی مارول متمایز میکند، وارد کردنِ ریشهٔ بومیِ مایا در بافتِ روایت است. قصه فقط دربارهٔ مقابله با فیسک و کارتل چاقوی سیاه نیست؛ دربارهٔ بازپیوند مایا با ریشههایش و کشفِ ارتباطش با افسانههای چوکتاو است که نسلبهنسل منتقل شدهاند. سریال در آمیختنِ عناصر معنویِ فرهنگ او با مبارزات فیزیکیاش کارِ خوبی کرده و سفرش را معنویتر و عمیقتر نشان میدهد. این نوع نمایشِ نمایندگی در یک سریال مارول نادر است و با دقت و احترام به آن پرداخته شده است.
با این همه، «اکو» بیعیب و نقص نیست. ریتم داستان گاه کند میشود و صحنههای اکشن، اگرچه قابل قبولاند، از نظر بودجه و پرداخت ظاهری به سطحی که از یک تولید مارول انتظار میرود نمیرسند. اما این محدودیت تا حدی به سودِ سریال تمام میشود؛ آن را زمینی نگه میدارد و به شخصیتها فرصت نفس کشیدن میدهد. تماشاگران این سریال را برای نبردهای پرزرقوبرق جلوههای ویژه تماشا نمیکنند، بلکه برای عمق خام و احساسات مایا به تماشای آن مینشینند.
از نیمهٔ دوم فصل اما «اکو» سرِ پا میافتد. قسمتهای چهار و پنج نقطهای هستند که سریال واقعاً شروع به جا افتادن میکند: درگیریهای درونی مایا، رشدِ نیروهایش و پیچیدگی روابط خانوادگیاش با شدت و تأثیر بیشتری به نمایش درمیآیند. ضربههای عاطفی خوب اثر میکنند و مبارزات—هرچند نه فریبندهترین—واقعی و ملموساند. مایا همزمان یک قاتل تواناست و شخصیتی آسیبپذیر که این آسیبپذیری به عمق نقش او میافزاید.
ردهبندی سنی TV‑MA هم تغییری اساسی است. «اکو» در خشونت و شدت دستِ کم نمیگیرد و لحن تاریک و زمختی را میپذیرد که در پلتفرمهایی مثل دیزنیپلاس سابقهٔ زیادی نداشت. این حرکتِ مارول بیرون آمدن از حریم امنش است و به نوعی زمینهچینیِ «دِردویل: Born Again» را هم پررنگ میکند. اکشن سطح خیابان، کشمکشهای شخصی خام—همه با هم کار میکنند و نتیجهای میدهند که شاید انتظارش را نداشتیم.
در نهایت، «اکو» ریتمی آرامتر از آنچه ممکن است انتظار داشته باشید دارد، اما این کندی بخشی از جذابیتش است. سریال محوریتش بر شخصیت است، زمینی است و جنبهای از دنیای مارول را نشان میدهد که کمتر دیده شده. آلاکوا کاکس میدرخشد و عمق فرهنگی که سریال وارد میکند تازه و لازم به نظر میرسد. آیا کامل است؟ نه. آیا لغزشهایی دارد؟ قطعاً. اما ریسک هم میکند و فقط بهخاطر همین ریسکها، «اکو» گامی رو به جلوست.
اگر از طرفداران روایتهای زمینیتر و خشنتر دنیای مارول مثل «دِردویل» یا «پانیشر» هستید، در «اکو» چیزهای زیادی برای دوست داشتن پیدا خواهید کرد. ریتمش کند است، اما همراهیاش کنید—در سکوتها و لحظههای آرامش قدرتی نهفته است و تا پایان، از این همراهی با مایا لوپز راضی خواهید بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران