یک ویروس ناشناخته موسکو را به شهر مردگان تبدیل کرده است. برق تولید نمی شود، پول ارزشش را از دست داده است و کسانی که هنوز به ویروس آلوده نشده اند نیز به سختی برای غذا و سوخت مبارزه می کنند. شخصیت اصلی داستان، سرگی، به همراه زنی که عاشقش است و پسر او در خارج از شهر زندگی می کند. این مکان هنوز امن است اما او برای نجات همسر سابق و فرزندش به مسکو می رود؛
یک ویروس ناشناخته موسکو را به شهر مردگان تبدیل کرده است. برق تولید نمی شود، پول ارزشش را از دست داده است و کسانی که هنوز به ویروس آلوده نشده اند نیز به سختی برای غذا و سوخت مبارزه می کنند. شخصیت اصلی داستان، سرگی، به همراه زنی که عاشقش است و پسر او در خارج از شهر زندگی می کند. این مکان هنوز امن است اما او برای نجات همسر سابق و فرزندش به مسکو می رود؛
ایده جالب است و دیدن بازخوانی روسیِ قصه زامبیها جذاب است. زندگی آنجا متفاوت است، بنابراین داستان هم متفاوت از آب درآمده. متأسفانه تازگی ایده است که باعث میشود مردم تماشا کنند.
اما شخصیتها ضعیفاند. همه کلیشههای لنینیستی وجود دارد: مدیر کلخوز با دو همسر، پدر موجه که ناگهان ظاهر میشود، و دو همسر هیستریک که بیفکرانه بر سر «مرد» میجنگند. این بخش تا حدی قابل...
ایده جالب است و دیدن بازخوانی روسیِ قصه زامبیها جذاب است. زندگی آنجا متفاوت است، بنابراین داستان هم متفاوت از آب درآمده. متأسفانه تازگی ایده است که باعث میشود مردم تماشا کنند.
اما شخصیتها ضعیفاند. همه کلیشههای لنینیستی وجود دارد: مدیر کلخوز با دو همسر، پدر موجه که ناگهان ظاهر میشود، و دو همسر هیستریک که بیفکرانه بر سر «مرد» میجنگند. این بخش تا حدی قابل قبول است. خانواده دیگر انگار از پوسترهای تبلیغاتی بیرون آمدهاند: «سرمایهدار» که پول دور خودش میپاشد، همسر رقاصهاش و دختر فاسدش. نویسندگان حزبگرا رفیق مهندس را خوب میشناسند — پدرانشان چنین افرادی بودند: تهیدست، کمی الکلی و همیشه در حال تعمیر و وصلهپینه. رفیق مهندس برای یک بچه کاراکتری مضحک به نظر میرسد.
از طرف دیگر، نویسندگان هرگز «ثروتمندان» واقعی یا اطرافیانشان را ندیدهاند؛ همهچیز کاریکاتور میشود. آن مرد خودبرتربین و آماده به خنجر زدن پشتسر است؛ دستکم اشارهای به یهودیبودنش نشده. دلم میخواست دلیلهایی ببینم — نه در شکل کاریکاتوری شخصیتها، بلکه از زاویه دید نویسنده و تهیهکننده. اگر او خودساخته است، چرا باید خیلی کمتر از رفیق مهندس به دستاورد برسد؟ آیا پولهایش را در فرانسه بهدست آورده؟ آیا برای اولین بار به روسیه آمده؟ همسر رقاصهاش چه وضعیتی دارد؟ هر دختری از محله بلد است چگونه با مردانی که دوست دارند دستدرازی کنند رفتار کند. به عنوان رقاصه، انتظار میرود بیشتر تماشاگرانش آدمهای بیاخلاق باشند، اما او مثل یک دختر نومنکلاتورا از حومه فریاد میزند. چرا داستان را با آدمهایی که گروه تولید میشناسد نسازند: بچههای خوبخورده و طلبکارِ طبقهی پایین روشنفکر حزب؟
---
فصل اول «به سوی دریاچه» را یکجا دیدم و بیصبرانه منتظر زیرنویس فصل دوم هستم.
این درام آخرالزمانی تا حد زیادی بهخاطر شخصیتپردازیهای خوب و داستانی که منطقی پیش میرود عمل میکند. وقتی در مواجهه با موقعیتی تهدیدکنندهٔ حیات قرار میگیرند و شانس بقا روزبهروز کمتر میشود، آدمها کارهایی را انجام میدهند که انتظارش را دارید. در طول مسیر چند پیچش و برگشت جذاب هم دارد که از یکنواختی جلوگیری میکند.
خلاصه: قابلباور، بازیشدهی خوب، ریتم مناسب و روایت درست. سریالی در سطح بالا.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران