درن شان، پسر نوجوانی است که برخلاف میلش و برای نجات جان دوستش مجبور به انجام کاری می شود که زندگی اش را به کلی تغییر می دهد. و آن کار چیزی نیست جز، تبدیل شدن به یک خون آشام!
درن شان، پسر نوجوانی است که برخلاف میلش و برای نجات جان دوستش مجبور به انجام کاری می شود که زندگی اش را به کلی تغییر می دهد. و آن کار چیزی نیست جز، تبدیل شدن به یک خون آشام!
از تماشای جان سی. ریلی در طول سالها، از زمانهای شکلگیری هنرش در فیلمهایی مثل «هوفا» و «دولورس کلایبورن» تا نقشهای برجستهاش در «برادران قدم» و «کِرنیج»، واقعاً دلم میخواست این فیلم برایم جواب بدهد. با این حال در این سیل اخیر فیلمهایی که از هالیوود و پسامدِ هجوم «گرگ و میش» به موضوع خونآشامی سر برآوردهاند، به نظرم کسی باید دستکم برای مدتی به...
از تماشای جان سی. ریلی در طول سالها، از زمانهای شکلگیری هنرش در فیلمهایی مثل «هوفا» و «دولورس کلایبورن» تا نقشهای برجستهاش در «برادران قدم» و «کِرنیج»، واقعاً دلم میخواست این فیلم برایم جواب بدهد. با این حال در این سیل اخیر فیلمهایی که از هالیوود و پسامدِ هجوم «گرگ و میش» به موضوع خونآشامی سر برآوردهاند، به نظرم کسی باید دستکم برای مدتی به این مدِ خونآشامی استراحتی بدهد تا آتش خلاقیت بتواند دوباره شعلهور شود — این موضوع به نظرم دیگر کاملاً موضوع تکراری و تمامشدهای است. مطمئنم این چیزی نبوده که برام استوکر با «دراکولا»ی اصلیاش مدنظر داشته باشد. در این آشغالهای پُر از جلوههای ویژه CGI، چیزی نیست که بشود واقعاً از آن لذت برد یا در آن فرو رفت. شاید خود دکتر الوکارد نفرین کند روزی که جاودانگی نصیبش شد، فقط به خاطر اینکه مجبور نباشد به پرده سینمای محلیاش سر بزند.
مثل فیلمی دیگر که اخیراً تلاش کردم با آن همراه شوم و عملاً در موج عظیم ویدئوییشدنمانند جلوهها از ریل خارج شد («شاهِ شما» از دیوید گوردون گرین)، سازندگان این فیلم هم به اشتباه گمان کردند مخاطب باید با صحنههای دعوا و تعقیب و گریز جذب شود؛ اما برای من مثل دیدن یک انفجار دیگر در فیلمی از مایکل بی است. فقط همین را میخواهم: الف) حضور تأثیرگذار یک بازیگر واقعی، مثل آن اسطورههای گذشته؛ ب) داستانی که ارزش روایت داشته باشد؛ و ج) کارگردانی که چیزی از روایت بداند — در غیر این صورت ترجیح میدهم از نوشیدن خون صرفنظر کنم و حداقل در عرصهٔ سینمای امروز، سراغ چای دیگری بروم. تعجبی ندارم که این فیلم در گیشه خوب عمل نکرد و سازندگان تصمیم نگرفتند ادامهٔ مجموعه را بسازند. حتی برای موضوع خونآشامی هم گاهی «کافی» یعنی «کافی برای تمام عمر».
من این فیلم را تقریباً بهطور اتفاقی وقتی در فهرست نتفلیکس میگشتم پیدا کردم. سرم را تکان دادم و شروع به تماشایش کردم؛ انتظاراتم واقعاً بالا نبود — در واقع شاید اصلاً انتظاری نداشتم چون آن را کاملاً اتفاقی و از روی هوس دیدم. چیزی که یافتم در واقع فیلمی نسبتاً خوب و بامزه بود.
این فیلم ظاهراً براساس مجموعهٔ محبوب کتابهای «Cirque du Freak» اثر دارِن شان ساخته شده است. متأسفانه، مثل روال همیشگی هالیوود، صاحبان قدرت تصمیم گرفتند کتابها را تکهتکه کنند و کتاب اول و دوم را در این فیلم با هم قاطی کنند. بهطور طبیعی اکثریت طرفداران معتقدند کتابها از فیلم بهترند. با این وجود، فیلم آنقدر خوب بود که احتمالاً من یکی از کتابهای مجموعه را خواهم خواند.
خودِ فیلم؟ بیشتر از آنچه انتظار داشتم دوست داشتم. کمی طول کشید تا کارش را جدی شروع کند ولی وقتی راه افتاد، یک ماجرای نوجوانانهٔ فانتزی و جادویی خوب بود. واقعاً برایم ناراحتکننده است که به نظر نمیرسد هیچ دنبالهای با استفاده از کتابهای دیگر ساخته شده باشد.
نام «Cirque du Freak» انتخاب شایستهای است. این جمع، نه افراد معمولی با تواناییهای جادویی یا دندانهای تیز که معمولاً در فیلمهای ماورایی میبینیم، بلکه به معنای واقعی کلمه «فریک» هستند. شاید قبلاً چنین مجموعهای از موجودات عجیب و غریب ندیده باشم. حتی خونآشامی که دارِل را به عنوان دستیارش برمیدارد، احتمالاً از همه عادیتر است.
داستان نسبتاً خوب و بازیها قابلِ قبولاند. شخصیت خونآشام، کریپسلِی، در ابتدا کمی کماثر جلوه میکرد اما به مرور برایم جذاب شد. همینطور آقای تینی که اول خوشم نیامد اما در نقش مغز متفکر شرور در پایان عملکرد خوبی داشت؛ مکر و زشتکاریاش واقعاً آزاردهنده بود.
مطمئنم بخش زیادی از داستان و پرورش شخصیتها که در کتابها هست، حذف شده چون هنوز خیلی چیزها بود که میشد با داستان انجام داد: دوستی دارِل با مرد مار، عشق احتمالی در حال شکلگیری، رابطهٔ دارِل با کریپسلِی و دیگر تعاملات و شخصیتها. اگر تهیهکننده میخواست کار را درست انجام دهد، بهراحتی میتوانست چهل دقیقهٔ دیگر به فیلم اضافه کند؛ حیف که اینطور نشد.
خلاصه اینکه تماشای این فیلم تجربهای خوشایند بود. شاید بلاکباستر نباشد اما جواهری کوچک از ماجراجویی، جادو و فانتزی است.
فیلم دربارهٔ نوجوانی است که به یک سیرک فریکها میپیوندد و با جنگی میان دو طبقهٔ خونآشامها مواجه میشود.
«Cirque Du Freak: The Vampire’s Assistant» محصول 2009 و ساختهٔ مارکو برامبیلاست؛ فیلمی فانتزی/ترسناک/کمدی دربارهٔ نوجوانی (کریس ماسوگلیا) که مجبور میشود به سیرکی فریکوار بپیوندد و دستیار یک خونآشام (جان سی. ریلی) میشود و از جنگ میان دو گروه خونآشام آگاه میگردد. جاش هاچرسون نقش بهترین دوست او را بازی میکند و مایکل سروِریس نقش مرموزِ آقای تینی را دارد. ری استیونسون هم در نقش منفی خونآشامی نقش مؤثری ایفا میکند.
پس از موفقیت عظیم «گرگ و میش» (2008)، طبیعی بود تهیهکنندگان گمان کنند سری کتابهای جوانان با محوریت خونآشامها ممکن است سودآور باشد. بنابراین این فیلم بر پایهٔ سهگانهٔ ابتدایی از مجموعهٔ 12 جلدی «Cirque du Freak: The Saga of Darren Shan» ساخته شده و عمدتاً روی کتاب اول تمرکز دارد که طرفداران پرشور کتابها از انحرافات سینمایی ناراضیاند. در هر حال، فیلم در گیشه موفق نبود (با هزینهٔ 40 میلیون دلار حدود 39 میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد، که 14 میلیون آن در آمریکای شمالی بود). با این وجود من شخصاً آن را به «گرگ و میش» ترجیح میدهم.
برای دلایلی همیشه از داستانهایی لذت میبرم که حول زندگی در سیرکها و کارناوالها میچرخند؛ «آب برای فیلها» نمونهٔ برجستهای است. در حالی که آن فیلم کاملاً واقعگرایانه بود، «دستیار خونآشام» آشکارا ریشه در فانتزی دارد.
پردهٔ اول معرفی ملایمی از دو نوجوان، وضعیت زندگیشان و بازدید کنجکاوانهشان از «Cirque Du Freak» است. فیلم در پردهٔ دوم بهتر میشود و شخصیت برجستهٔ لارتن کریپسلِی با بازی ریلِی به کانون توجه میآید؛ ریلِی در این نقش مقتدر و جذاب است. پردهٔ سوم نیز خوب است و حول جنگ بین خونآشامها و «وامپانیز» میچرخد. قصه به اندازهٔ کافی درگیرکننده است بدون اینکه پیچیده شود و فیلم در جنبههای خلاقانهاش تأثیرگذار است.
سلمی حایک در نقش یکی از اجراکنندگان با استعدادی ناکارآمد جلبتوجه میکند، اما سازندگان چندان از حضورش بهره نبردند؛ پس انتظار چیزی شبیه صحنهٔ تکاندهندهٔ او در «از غروب تا سپیدهدم» را نداشته باشید. جِین کراکوفسکی حضور دارد اما نقش کوچکی دارد. جسیکا کارلسون نقش ربکا را بازی میکند که احتمالاً علاقهمندانهای برای قهرمان قصه است؛ او هنگام فیلمبرداری فقط 15 ساله بود و همین هم در ظاهرش پیداست.
مدت فیلم 1 ساعت و 49 دقیقه است و فیلمبرداری در لوئیزیانا (نیو اورلئان، باتون روژ و فولسوم) و لسآنجلس انجام شده است.
امتیاز: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران