پس از یک حادثه مبهم در روستا، شولا یک دختر 8 ساله متهم به جادوگری میشود. بعد از یک محاکمه کوتاه، او مجرم شناخته شده، دختر محکوم به زندان و تبعید به اردوگاه جادوگران در وسط یک صحرا میشود. در اردوگاه و در مراسم آغازین شرکت میکند و قوانین زندگی جدیدش را به عنوان جادوگر به او میدهند. شولا مثل سایر ساکنان آنجا، به طنابی وصل است که به یک کویل روی درختی بزرگی متصل شده است. به او گفته شده اگر طناب قطع شود، شخص نفرین میشود و تبدیل به بز خواهد شد.
پس از یک حادثه مبهم در روستا، شولا یک دختر 8 ساله متهم به جادوگری میشود. بعد از یک محاکمه کوتاه، او مجرم شناخته شده، دختر محکوم به زندان و تبعید به اردوگاه جادوگران در وسط یک صحرا میشود. در اردوگاه و در مراسم آغازین شرکت میکند و قوانین زندگی جدیدش را به عنوان جادوگر به او میدهند. شولا مثل سایر ساکنان آنجا، به طنابی وصل است که به یک کویل روی درختی بزرگی متصل شده است. به او گفته شده اگر طناب قطع شود، شخص نفرین میشود و تبدیل به بز خواهد شد.
در سکانسی دلنشین در پایان فیلم، «شولا»ی جوان داخل ماکتی کاغذی پنهان شده که شبیه یکی از دکورهای بازی «Five Nights at Freddy's» است؛ گردشگران که به او نزدیک میشوند، میفهمند او جادوگر است. این سکانس تا حدی نحوه برخورد جامعه زامبیا با یک دختر هشتساله را خلاصه میکند؛ جامعهای که نمیتواند تصمیم بگیرد او را بسوزانند یا بهصورت تجاری توسط دولت بهرهبرداری کنند. مصیبت...
دیدگاه های کاربران