در دنیای گربهها قبیلهای بزرگ به نام جلیکلز با نژادهای مختلف وجود دارد که در این قبیله هر ساله تصمیمگیری میکنند که کدام یک از آنها به لایهی هویساید صعود میکند ، اما در این میان اتفاقات مختلفی رخ میدهد که…
در دنیای گربهها قبیلهای بزرگ به نام جلیکلز با نژادهای مختلف وجود دارد که در این قبیله هر ساله تصمیمگیری میکنند که کدام یک از آنها به لایهی هویساید صعود میکند ، اما در این میان اتفاقات مختلفی رخ میدهد که…
همیشه برای «کتس» هیجانزده بودم و بهعنوان طرفدار موسیقی نمایش مشتاق دیدنش بودم. اولین تریلر باعث شد بیشتر کنجکاو شوم؛ چون دیدن آن جلوههای گرافیکی افتضاح فقط میل مرا برای دیدن فیلم بیشتر کرد. همیشه برای موزیکالهای پرهزینه هیجانزده میشوم چون ممکن است باز هم نمونههای بیشتری ببینیم، اما «کتس» در هر سطحی شکست میخورد. این یک موزیکال خستهکننده با آهنگهایی فراموششدنی و رقصهایی کمجذاب...
همیشه برای «کتس» هیجانزده بودم و بهعنوان طرفدار موسیقی نمایش مشتاق دیدنش بودم. اولین تریلر باعث شد بیشتر کنجکاو شوم؛ چون دیدن آن جلوههای گرافیکی افتضاح فقط میل مرا برای دیدن فیلم بیشتر کرد. همیشه برای موزیکالهای پرهزینه هیجانزده میشوم چون ممکن است باز هم نمونههای بیشتری ببینیم، اما «کتس» در هر سطحی شکست میخورد. این یک موزیکال خستهکننده با آهنگهایی فراموششدنی و رقصهایی کمجذاب است… و علاوه بر این، بهعنوان یک فیلم بد هم کار نمیکند، چون حتی ذرهای شادی دیوانهوار ندارد. مسخره کردن CGI از تریلر هم امکانپذیر است، پس دلیل ندارد که در طول دو ساعت تعطیلات حوصلهتان سر برود.
میو، واقعاً درد دارد.
– کریس دوس سانتوس
جلوی صحنه یا موزیکالها همیشه بهخوبی به زبان سینما منتقل نمیشوند؛ این موضوع شناختهشدهای است و بهدلیل تفاوت ماهوی میان این دو مدیوم تغییر نمیکند. خودم هیچگاه باور نداشتهام که «کتس» یک موزیکال عالی است، شاید موفقیتش چیز دیگری بگوید، اما حتی با این وجود در ذهن من اقتباس سینمایی از آن اصلاً جواب نمیداد. مخصوصاً با توجه به طراحی لباسها، نمیدیدم که چطور میخواهند موفق شوند، اما فیلم داشت ساخته میشد و سؤال حالا این بود که قرار است چگونه بهنظر برسد.
تریلرها آمدند و آنچه نشان دادند عجیب، آزاردهنده و ترسناک بود، اما کار تصویری همیشه همهچیز یک فیلم نیست؛ با این حال چیزی تعیینکننده در جریان بود. در نهایت شکست اجتنابناپذیر بود.
«کتس» پر از نیتهای خوب است اما شکست میخورد؛ نه فقط بهخاطر کار افتضاح CGI و احساسی که در شما ایجاد میکند، بلکه بهخاطر اینکه هرگز موفق نمیشود شما را در دنیای داستان غرق کند. دنیای این فیلم عجیب است و من میتوانم از دنیاهای عجیب لذت ببرم، اما این یکی بهکل اشتباه هدایت شده است.
فکر نمیکنم این فاجعهٔ عظیمی باشد که بسیاری از منتقدان سینما میگویند و شاید در نهایت مخاطب و جایگاه خود را پیدا کند؛ در نهایت فیلمهای بدتر هم تبدیل به آثار کالت شدهاند، پس این هم ممکن است. اما در حال حاضر «کتس» صرفاً ایدهای است که جواب نداد، اجرا یا کارگردانیاش ضعیف بود و هرچند فاجعهٔ عظمی نیست، قطعاً ناامیدی بزرگی است.
گاهی فیلمی چنان با سرخوشی بد بودنش را به رخ میکشد که تماشایش بهجای یک کار دشوار، به لذت تلخوکینهجویانهای تبدیل میشود.
این وضع برای «کتس» صادق است، اقتباس سینمایی از موزیکال اندرو لوید وبر که سال ۱۹۸۲ روی صحنه آمد و یکی از طولانیترین اجراهای برادوی بود. نسخهٔ صحنهای «کتس» بیش از چهار میلیارد دلار فروخته، پس طبیعتاً هالیوود هم باید وارد میدان میشد — و نتیجه شکستخورده بود. وقتی منبع ابتدایی اینقدر بد است، نتیجهٔ فیلم چگونه میتواند متفاوت باشد؟
از نکات مثبت شروع کنیم: طراحی لباس و گریم هنرمندانهاند، اگرچه گاهی ترسناک. اول دیدن آدمهایی که دور میچرخند و خود را نظافت میکنند آزاردهنده و خندهدار است، اما زیاد طول نمیکشد که واقعاً آنها را بهعنوان گربه ببینی. رقصها ماهرانه و کُرهگرافی خلاقانه است، با شمارههای بالهٔ دلنشین. علاقهمندان تئاتر کلاسیک و رقص چیزهای زیادی برای لذت بردن پیدا میکنند.
اما همینجا نقاط مثبت تمام میشود.
داستان فیلم تا حد زیادی از نمایش برادوی پیروی میکند، و به همان اندازه ضعیف است. اصل ماجرا این است که قبیلهای از گربههای خیابانی در شبی که ماه جلیکل دیده میشود جمع میشوند و نمایش استعدادی بهراه میاندازند تا گربهٔ سالخوردهٔ قبیله، اولد دیوترونومی (جودی دنچ)، تصمیم بگیرد کدام گربه سزاوار صعود به زندگی تازه است. داستانی آزاردهنده که وقتی دربارهاش فکر میکنید حتی مخوفتر میشود.
برای جلب توجه مخاطبان امروزی، کارگردان تام هوپر شوخیهای فیزیکی معمولی و برخوردهای زننده را اضافه میکند تا خندههای سطحی ایجاد کند. با اینکه همهٔ بازیگران بهصورت هیبرید انسان/گربه ترسناک بهنظر میرسند، بدترین قسمت حضور کوتاه تیلور سوئیفت بهعنوان گربهای اغواگر و مبتذل است که نیکوتینی افسونگر عرضه میکند. واقعاً تکاندهنده است.
آهنگهای تکراری وبر وقتی به صفحهٔ سینما میآیند آزاردهندهتر میشوند (هرچند لااقل «میموری» هست). اجرای خوانندگیها هم در حد متوسط است. جنیفر هادسون با اغراق در بازی و آوازش به نوعی خود-کاریکاتور تبدیل شده است. اجرای پر از بغض و اشک هادسون از «میموری» خندهدارانه بد است. ربل ویلسون در شمارهٔ تپدنسش مثل یک سفر اسیدی که اشتباه رفته عمل میکند، در حالی که ارتشی از موشهای کودکچهره را آموزش میدهد تا برای لذت او برقصد (و با شادی سوسکهای زندهای را با چهرهٔ انسانی نصف میکند در حالی که آنها برای رحمت فریاد میزنند).
نمیدانم کسی باید این فیلم را از روی میل خودش ببیند یا نه، اما قطعاً میتواند بهعنوان یک فیلم نیمهشب مانند «اتاق» تامی وایسو مورد توجه قرار گیرد.
نمیفهمم چطور مردم اینقدر بد نقدش کردند. بهجز جیمز کاردن، این برداشت از موزیکالی که همیشه دوست داشتهام بسیار بامزه بود. ایان مککلن در نقشی که داشت میدرخشید؛ جنیفر هادسون مرا با نقش گریزابلا به گریه انداخت؛ ادریس البا بهعنوان مکَویتی عالی بود؛ جودی دنچ انتخابی بینقص برای اولد دیوترونومی بود. بازیگران واقعاً خوب بودند، جز جیمز کاردن که با غذا خوردن مثل خوک و زدن نتهای اشتباه باعث دلزدگیام شد.
چی؟!
صادقانه بگویم، من موزیکال را در دههٔ نود دوست نداشتم؛ فکر میکردم صرفاً افتضاح و کمی خودنمایانه است.
اما خبر خوب این است که این فیلم خیلی خیلی بدتر است. حتی دیما جودی دنچ هم بهنظر نمیرسد بتواند جای پا پیدا کند، و او بهخاطر دلیلی «دیما» است؛ احتمالاً یکی از بزرگترین بازیگران زندهٔ دنیاست… و «کتس» او را کاملاً ناتوان نشان میدهد.
از اول تا آخر، یک مجال شرمآور است.
و تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که برایم واقعاً تأسفآور است که افراد بااستعداد و معتبر زیادی مجبور شدند در این برشآهنِ گسسته نقشآفرینی کنند.
فکر میکردید بدترین فیلم موجود را یافتهاید؟ اشتباه کردهاید. این همان است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران