«لری فلینت» (وودی هارلسن) و برادرش «جیمی» (برت هارلسن) گردانندگان کلوب شبانه ای به نام «هاسلر» هستند. «لری» هنگامی که مجله اش – با همین نام «هاسلر» - با چاپ عکسی غیر متعارف از «جاکلین کندی» فروشی سرسام آور پیدا می کند، میلیونر می شود و با یکی از کارمندان باشگاهش (لاو) ازدواج می کند. تا این که به جرم نشر تصاویر «منافی عفت عمومی» کارش به دادگاه کشیده می شود...
«لری فلینت» (وودی هارلسن) و برادرش «جیمی» (برت هارلسن) گردانندگان کلوب شبانه ای به نام «هاسلر» هستند. «لری» هنگامی که مجله اش – با همین نام «هاسلر» - با چاپ عکسی غیر متعارف از «جاکلین کندی» فروشی سرسام آور پیدا می کند، میلیونر می شود و با یکی از کارمندان باشگاهش (لاو) ازدواج می کند. تا این که به جرم نشر تصاویر «منافی عفت عمومی» کارش به دادگاه کشیده می شود...
لری فلینت: مرد، هیولا، قهرمان و منحرف
بعد از دیدن این فیلم احساس کردم باید با یک هشدار شروع کنم: نظر شخصیمان درباره لری فلینت را با ارزیابیمان از فیلم قاطی نکنیم. من از فیلم لذت بردم، اما ابدا با خودِ شخصِ موردِ بیوگرافی همدلی ندارم. واقعیت این است که جنسیت میفروشد، مردم به هر چیزی که بوی منع و تابو دهد جذب میشوند و حتی...
لری فلینت: مرد، هیولا، قهرمان و منحرف
بعد از دیدن این فیلم احساس کردم باید با یک هشدار شروع کنم: نظر شخصیمان درباره لری فلینت را با ارزیابیمان از فیلم قاطی نکنیم. من از فیلم لذت بردم، اما ابدا با خودِ شخصِ موردِ بیوگرافی همدلی ندارم. واقعیت این است که جنسیت میفروشد، مردم به هر چیزی که بوی منع و تابو دهد جذب میشوند و حتی امروز هم مجله Hustler موفقیتآمیز است. لری فلینت مردی تحریکآمیز و مادیگرا بود: ثروت خود را از بهرهبرداری از مجلات پورنو بهدست آورد و برای شوکه کردن مردم، مسخرهکردن محافظهکارانی که او را محکوم میکردند و مقابله با جامعه و دستگاه قضایی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. او خواستار احترام بود، اما توان احترام گذاشتن به منتقدانش را نداشت؛ از متمم اول برای دفاع از حق انتشار آنچه میخواست استفاده میکرد، اما در برابر انتقاد از محتوای منتشرشدهاش آن اصل را فراموش میکرد. آزادی بیان برای نظام دموکراتیک حیاتی است، اما ارزش مطلق نیست و باید در چارچوبی محدود شود که حقوق و آزادیهای دیگران را محافظت کند. متأسفانه آدمهایی مثل فلینت که حقِ گفتن هرچه میخواهند را طلب میکنند اما تحمل نظر مخالف را ندارند در دنیا کم نیستند. شخصاً از حرفه او و تجارت مبتنی بر ابژهوارهسازیِ بدن و جنس متنفرم.
با این حال فیلم فوقالعاده است. میلوش فورمن که ما را به آثاری پُر سبک و شخصیتمند عادت داده، بار دیگر با فیلمی روبهرو میشویم که از برانگیختن تماشاگر ابایی ندارد و دقیقاً روی زخمهایی دست میگذارد که بیشترین درد را دارند. کارگردان با استفاده ماهرانه از فیلمبرداری، فضاها، لوکیشنها، صحنهپردازی و طراحی لباس، روایتی ساخت که بهخوبی ماهیت جنجالی و متناقض فلینت را کاوش میکند. در لحظاتی نگران شدم که فیلمنامه تصویر او را تقدیس یا سفیدنمایی کند، اما بهنظرم فورمن از این دام اجتناب کرده و روایتی تا حدّ امکان بیطرف ارائه میدهد که هم خوبیها و هم زشتیهای این شخصیت پیچیده را نشان میدهد.
فیلم در بهکارگیری جلوهها و تدوین میانهرو است، اما اصلیترین نقطهقوت آن بازیگرانِ قدرتمند بهویژه وودی هارلسون است. هارلسون تمام وجودش را در این نقش گذاشت و یکی از ماندگارترین و قدرتمندترین اجراهای دوران بازیگریاش را ارائه داد که شایسته نامزدی اسکار است. کورتنی لاو برای نقشی که بازی کرد بسیار مناسب است؛ او بهخوبی اثرات سوءمصرف مواد را شناخته و در مواجهه طبیعی با صحنههای برهنه تردیدی نداشت (چیزی که من معمولاً محکوم میکنم، اما در چارچوب فیلم و شخصیت قابل درک است). ادوارد نورتون — که در آن مقطع دورهای درخشان در کارنامهاش داشت — و برت هارلسون نیز حضور مثبتی دارند. ریچارد پال و جیمز کرامول کار قابل قبولی انجام میدهند، هرچند فرصت زیادی برای بروز نداشتند و تاحدودی تلفشده بهنظر میرسند.
خلاصهٔ داستان: لری فلینت و برادرش جیمی با تلاش برای حفظ سالن رقص بار پولمحورشان، سرانجام با الهام گرفتن از یک ملاقات فکر انتشار مجلهای اشتراکی را بهراه میاندازند و مجله Hustler متولد میشود. موفقیت مالی سریع، زندگی با مشروبات، مواد مخدر و تجملات را برای آنها فراهم میکند، اما طبقات پاکباور از فعالیتهایش خشمگین شده و او متهم به توزیع مطالب مبتذل میشود. با محکومیت، زندان و سپس آزادی بهواسطه وکیلی جدید، فلینت یک نبرد طولانی را برای رسوا کردن ریاکاری مذهبیون و سیاستمداران مشهور آغاز میکند. در این مسیر او هدف یک سوءقصد قرار میگیرد که او را روی صندلی چرخدار مینشاند و در نهایت مبارزهاش به دیوان عالی ایالات متحده کشیده میشود، جایی که اصول مربوط به متمم اول در معرض آزمون قرار میگیرند.
فیلم شاید در چارچوب دلهره تاریخی چیز جدیدی به مخاطب ندهد، اما نوشتار محکم و بازی نوسانکنندهٔ هارلسون — از زننده و بیپروا تا زیرک و آسیبپذیر — تصویری تقریباً دوستداشتنی از شخصیت میسازد. لاو نیز با تمام وجود بازی میکند و نورتون هرچند نقش زیادی ندارد، اما هر بار که روی صفحه است درجهای از عقلانیت و وفاداری به داستان میآورد. فیلم زشت و گاهی ناپاک است، اما نکتهٔ فلینت که کسبوکارش صادقانه پذیرفته است که چنین است—برخلاف کسانی که عمل نمیکنند اما به آنها خطابه میدهند—بهطور مؤثری مطرح میشود. هرچند ممکن است کمی مبتذل بهنظر آید، اما هرگز احساس بیموردِ صحنهپردازی جنسی را منتقل نمیکند؛ نمایشی خام و باورپذیر از زندگی در صنعتی بالغ که بسیاری حاضر نیستند علناً از آن حمایت کنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران