تماشای جالبی بود. اگرچه عالی نبود، اما فضاسازی افسرده و مرموزی دارد و کنجکاوم ببینم آینده برای کارگردان جاناتان لیبزمن چه خواهد بود. ارزش یک بار دیدن را دارد.
جان بهازای یک دندان
در کودکی، کایل والش (چِینی کِلی) ادعا میکند که دیده موجود ترسناک «پری دندان» مادرش را کشته و میگوید از وقتی او را دیده، این موجود دست از سرش برنمیدارد تا او را هم...
تماشای جالبی بود. اگرچه عالی نبود، اما فضاسازی افسرده و مرموزی دارد و کنجکاوم ببینم آینده برای کارگردان جاناتان لیبزمن چه خواهد بود. ارزش یک بار دیدن را دارد.
جان بهازای یک دندان
در کودکی، کایل والش (چِینی کِلی) ادعا میکند که دیده موجود ترسناک «پری دندان» مادرش را کشته و میگوید از وقتی او را دیده، این موجود دست از سرش برنمیدارد تا او را هم بکشد. سالها بعد و همچنان آزار دیده از آن شب، کایل مجبور میشود به شهر دارکنس فالز برگردد تا به عشق دوران کودکیاش، کیتلین گرین (اما کولفیلد) و برادر کوچکش مایکل کمک کند؛ کسی که اینبار بهنظر در معرض تهدید پری دندان قرار دارد. آیا کایل میتواند با ترسهایش روبهرو شود و پایاندهندهٔ ۱۵۰ سال ترس و وحشتی باشد که دارکنس فالز را مبتلا کرده است؟
برای طرفداران سختگیر ژانر ترسناک، دارکنس فالز اغلب مورد تمسخر قرار گرفته، اما برای من فیلمی دلهرهآور، جالب و کاملاً لذتبخش است که ارزش بازبینی دارد. از تیتراژ افتتاحیهٔ بسیار خوب و ترسناک (که پشتصحنهای برای داستان فراهم میکند) تا مواجههٔ نهایی، فیلم بسیاری از الزامات یک داستان ارواح را رعایت میکند: شبحی ترسناک، کودکانی دچار وحشتهای شبانه (که بهنظر میرسد باید بیشتر در سینما مورد توجه قرار گیرند)، آزارگران و پلیسهای مزاحم و حس مداوم تشویش و هراس. همهٔ اینها در فیلم جاناتان لیبزمن («آغاز کشتار با ارهٔ برقی تگزاس») وجود دارد. بهنظر من همین حس دلهرهمندی است که فیلم را لایق شهرت بهتر میکند. صادقانه بگویم فیلم اثری از نوع «پریدن با جیغ ناگهانی» نیست، چیزی که برای بسیاری از طرفداران ژانر غیرقابلقبول است، اما اتمسفر نقش بزرگی در خلق یک تریلر/داستان ارواح خوب دارد. دارکنس فالز از این نظر در حد اعلاست و در عین حال آنتیدوت خوبی در برابر زیرژانرهای خونریز و شکنجهمحور است که هر هفته از پردهها بیرون میآیند.
اگر انتظار یک فیلم ترسناک تمامعیار را دارید، پیش از اولین تماشا آن را کنار بگذارید. اگر از صداهای بلند یا تدوین ضربآهنگدار بدتان میآید، دوری کنید. همچنین اگر به بازیگری عالی در یک اثر با محدودیت بودجه امیدوارید، باید گفت بازیهای کِلی و کولفیلد در بهترین حالت متوسط است. اما اگر میپذیرید که قصه و صحنههای فیلم تا حدی غیرقابلباورند—چیزی که برای این نوع آثار معمول است—شاید از آن لذت ببرید؛ چون فیلم بیشتر بر تهدید مخفی و تعقیبگونهٔ ترس تکیه دارد و تا حدی هم تریلری اکشن است. شاید همین برای شما کافی باشد.
نقد دیگر: شروعی اتمسفریک با پتانسیل، اما فروپاشی در نیمهٔ دوم
در شهر دارکنس فالز (بر پایهٔ فال ریور، ماساچوست)، پسری بهنام کایل شبح افسانهای پری دندان را میبیند و بعد از مرگ مرموز مادرش به یتیمخانه فرستاده میشود. دوازده سال بعد، کایل (چِینی کِلی) به شهری بازمیگردد که شبح دوباره ویرانی میآفریند و بهطور اشتباه بازداشت میشود. اما اما کولفیلد نقش دختری را بازی میکند که او ترک کرده بود و لی کورمی برادر کوچک او را بازی میکند که او هم شبح را دیده و در حال «درمان» است.
دارکنس فالز (۲۰۰۳) فیلمی تسخیرکننده است که آغاز بسیار امیدوارکنندهای دارد، اما از منابع و پتانسیلش بهخوبی استفاده نمیکند. فیلم با حضور شبحی باکیفیت و فضایی مرموز—تا حدی شبیه به «حلقه» سال پیش—تقویت میشود و یک قهرمان همذاتپذیر که کِلی نقشآفرینی میکند دارد (متأسفانه کِلی که بعدها در خواب درگذشت). امیلی براونینگ در نقش دختر ۱۳ ساله در پروتلوگ عالی عمل میکند، اما کولفیلد نتوانسته نقش همان شخصیت را در بزرگسالی بهطور کامل زنده کند، هرچند بازیاش قابل قبول است. متأسفانه او عملاً تنها بازیگر زن برجستهٔ فیلم است که برای اثری از این دست به چشم میآید.
فیلم در نیمهٔ دوم دچار افت میشود؛ وقتی کایل به بیمارستان میرسد درست پیش از آنکه پسر تحت یک اقدام آزمایشی قرار بگیرد، رویدادی که بسیار ساختگی بهنظر میرسد و فیلم از آن به بعد نتوانست خود را بازیابد. همچنین بخش زیادی از داستان در فضاهای بسته میگذرد؛ هرچند چند سکانس بیرونی فضاسازی مؤثری دارند، اما بخش عمدهٔ فیلم در بیمارستانها، خانهها، ایستگاه پلیس و یک فانوس دریایی رخ میدهد، و این نیز محدودکننده است.
موسیقی در پایان خوب است، اما تیتراژ پایانی بهطور عجیب ده دقیقه طول میکشد؛ برای فیلمی ۸۶ دقیقهای این زمان قابلتأمل است، یعنی عملاً داستان حدود ۷۶ دقیقه است. دارکنس فالز ممکن است هنوز برای کسانی که به ویژگیهای مثبتش اهمیت میدهند ارزش دیدن داشته باشد، فقط توقعاتتان را بالا نبرید. در کل، فیلم در بهترین حالت قابل قبول است اما بهواسطهٔ عناصری نهچندان قوی و ضعفهایی در فیلمنامه از تأثیرگذاری کامل بازمیماند.
محل فیلمبرداری: کوئینزلند، ویکتوریا و نیو ساوت ولز در استرالیا، با شاتهای ابتدایی در مین.
امتیاز/پایان: تقریباً C-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران