"اگزوتیکا" کلوپی شبانه در حومه تورنتو است، جایی که "تونی" دی جی و خواننده کلوپ هر شب اجرای برنامه "کریستینا" دوست دختر سابقش را تماشا می کند. حضور فرانسیس" یکی از مشتریان, او را بیش از پیش نگران می کند و...
"اگزوتیکا" کلوپی شبانه در حومه تورنتو است، جایی که "تونی" دی جی و خواننده کلوپ هر شب اجرای برنامه "کریستینا" دوست دختر سابقش را تماشا می کند. حضور فرانسیس" یکی از مشتریان, او را بیش از پیش نگران می کند و...
بهترین درام روانشناسانهای که در سالهای اخیر دیدهام. حتی چیزی نزدیک به آن به ذهنم نمیرسد.
چیزی انتزاعی و گسسته که ارزش دیدن بیش از یکبار در زندگی را ندارد.
این فیلم از آن دست آثار است که فاصلهای عظیم بین تماشاگر و پرده سینما میگذارد؛ طوری که گویی تهیهکنندگان اصلاً تماشاگر را در نظر نگرفتهاند. با وجود تلاشها، هیچ شخصیت همدلبرانگیز یا دوستداشتنیای وجود ندارد، فیلمنامه...
بهترین درام روانشناسانهای که در سالهای اخیر دیدهام. حتی چیزی نزدیک به آن به ذهنم نمیرسد.
چیزی انتزاعی و گسسته که ارزش دیدن بیش از یکبار در زندگی را ندارد.
این فیلم از آن دست آثار است که فاصلهای عظیم بین تماشاگر و پرده سینما میگذارد؛ طوری که گویی تهیهکنندگان اصلاً تماشاگر را در نظر نگرفتهاند. با وجود تلاشها، هیچ شخصیت همدلبرانگیز یا دوستداشتنیای وجود ندارد، فیلمنامه کمکی نمیکند و فضای غالب، حسی از فقدان ارتباط و انسجام در محصول نهایی است که تنها با این فرض قابل توضیح است که کارگردان عمداً خواسته فیلم را به شکلی تحمیلی انتزاعی کند.
تمام ماجرا حول یک باشگاه استریپتیز شیک به نام «Exotica» در تورنتو میگذرد. رقصندهای هست که نهتنها مشتریای را که هر روز برای دیدنش میآید مسحور میکند، بلکه مجری برنامه — که دوستپسر سابق او و یکی از حسودترین و ناراضیترین آدمهایی است که میتوان تصور کرد — را هم جذب خود کرده است. به اینها یک قاچاقچی حیوانات را اضافه کنید که قادر به پذیرش گرایش همجنسگرایانهاش نیست و به اجبار در نقشهای برای انتقام شرکت میکند؛ حاصل فیلمی است که احتمالاً رغبت به دیدن دوبارهاش نخواهید داشت.
اتم اگویان کارگردانی محکم ارائه میدهد، اما فیلمنامه از ثبات و استحکام بسیار کمتری برخوردار است. نحوه برخورد فیلم با موضوعات از دست دادن، ضربههای روانی، انکار واقعیت و سوگ را میپسندم، اما باور اینکه زنی یک باشگاه استریپتیز باکلاس راه بیندازد و دخترش هم جرات کند «کسبوکار خانوادگی» را ادامه دهد، نادیده گرفتن واقعیتهای این نوع اماکن تجاری است؛ جاهایی که گاه قانونی و غیرقانونی در هم آمیختهاند. یک خانه لوکس واقعی هرگز در فضای اصلی سالن جلسات خصوصی روی میز با قیمت ارزان برگزار نمیکند و برای همان خدمات در اتاقهای جدا با قیمت بسیار بالاتر نمیفروشد، و رقصندگان حرفهای معمولاً مداوم با همان موسیقی و شماره صحنهای ثابت نمیرقصند. در فیلمنامه چالههای بزرگی هست که هرگز توضیح داده نمیشوند و رها میمانند؛ مثلاً چرا کریستینا تصمیم گرفت استریپر شود در حالی که از زبان شخصیتها مشخص است آن جایگاهی نیست که شایستهاش باشد.
بروس گرینوود شایستهترین ستایشها برای بازیاش است؛ او تنها کسی است که تلاش میکند یخ را بشکند و به نوعی به تماشاگر دست یابد و این مستحق تحسین است. الیاس کوتئاس چندان درخشان نیست اما عملکردی مثبت از خود نشان میدهد. میا کرشنر به نظر بیعلاقه میآید و تنها در پی کسبِ پول بدون تلاش زیاد است. دان مککلر نیز بهتر از اینها نیست و شخصیت آرسینه خانجیان کاملاً بداندیشیده و ضعیف پرداخت شده است.
از نظر فنی، دستکم فیلم چندان جذاب نیست. در محدودهای است که از یک اثر با خواستهای تجاری انتظار میرود، اما به نظر میرسد برای جشنوارهها و دورههای سینمایی محبوبتر از توده مخاطبان عام باشد. نکته مثبتِ بارز طراحی صحنه باشگاه استریپتیز است که حالوهوایی گرم و تا حدودی استوایی دارد، و همچنین موسیقی متن که شامل یک قطعه خوب از لئونارد کوهن است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران