پس از اینکه حافظه توماس پاک می شود، وی خود را به عنوان یکی از اعضای گروهی می بیند که در مارپیچی گرفتار شده اند و باید به کمک دیگر اعضا راه فرار خود از وضعیت کنونی را هموار کنند اما...
پس از اینکه حافظه توماس پاک می شود، وی خود را به عنوان یکی از اعضای گروهی می بیند که در مارپیچی گرفتار شده اند و باید به کمک دیگر اعضا راه فرار خود از وضعیت کنونی را هموار کنند اما...
یک نسخه فراموششدنی دیگر از بازیهای Ender/Hunger Games/Divergent. در این فیلم انگار برای جبران اینکه معمولاً شخصیتهای اصلی زناند، همه نقشها را مرد انتخاب شدهاند. بهتر است فراموشش کنید.
فیلم تا جایی که پیش میرود قابل قبول است — شخصیتهای هوشمند و پرتلاش که از آزادی و حافظهشان محروم شدهاند، موفق میشوند جامعهای بسازند و با فکر راهی برای رهایی بیابند. مشکل این است که در...
یک نسخه فراموششدنی دیگر از بازیهای Ender/Hunger Games/Divergent. در این فیلم انگار برای جبران اینکه معمولاً شخصیتهای اصلی زناند، همه نقشها را مرد انتخاب شدهاند. بهتر است فراموشش کنید.
فیلم تا جایی که پیش میرود قابل قبول است — شخصیتهای هوشمند و پرتلاش که از آزادی و حافظهشان محروم شدهاند، موفق میشوند جامعهای بسازند و با فکر راهی برای رهایی بیابند. مشکل این است که در پایان ناگهان قطع میشود: هیچ دلیل دراماتیکی برای پایانگیری در آن نقطه وجود ندارد و پرسش «چرا زندانبانها این کار را کردند؟» بیپاسخ میماند. حتی در یک مجموعه، یک فیلم باید اوج محلی مناسبی داشته باشد — مثل بردن کت و پیتا در Hunger Games.
یکی از چیزهایی که از ابتدا درباره این فیلم دوست داشتم، تا حدی که تجربهام کم است، تازگی نسبیِ داستان بود. بله، داستانی پساآخرالزمانی است، اما واقعاً چیز مشابهی ندیده بودم. بله، هزارتوی متحرک و امثال آن قبلاً دیده شده، اما کلیت داستان برای من جدید بود و در این دوران بازسازیهای یکنواخت هالیوود این تازگی خوشایند بود.
بهطور کلی از فیلم لذت بردم. آن را میتوان فیلمی برای «نوجوانان جوان» نامید؛ نه فقط به خاطر اینکه شخصیتهای اصلی و تقریباً تمام بازیگران نوجواناند، بلکه خود داستان هم در سطحی قرار دارد که مخاطبان جوانتر را هدف گرفته است. البته چه کسی دوست ندارد دوباره جوان باشد؟ داستان را دوست داشتم؛ گرچه مانند بسیاری آثار، لحظات بیمنطق و شکافهای داستانی داشت، اما از نظر من چیز آزاردهندهٔ جدیای در آن نبود.
بهنظر من تمام بازیگران نقشهایشان را قابل قبول اجرا کردند. البته برخی نقشها عمدتاً ایستادن در پسزمینه بودند، اما بازی شخصیتهای اصلی بد نبود. تِرِزا در این فیلم بیشتر نقشِ عنصرِ داستانی را دارد تا شخصیتِ محوری، که باید این را گفت.
از خودِ هزارتو خوشم آمد؛ طراحی بصریاش جذاب بود و از نظر سینمایی خوب درآمده بود. نکتهای که در فیلم بیان نشد، دلیل پشت همهٔ این اتفاقات بود. میدانم که این قرار است معمای فیلم باشد، اما نبود هیچ سرنخی واقعاً ناامیدکننده بود: اصلاً هدف از اینکه گذاشتند گروهی بچه این تجربه را اینطور بگذرانند چه میتواند باشد؟
گاهی رفتار این بچهها کمی آزاردهنده بود. بهویژه عنصر داستانیِ پسری که بهنظر احمق میآمد و انگار میخواست همهچیز همیشه همانطور باقی بماند، را دوست نداشتم. این عنصر کلاسیک در چنین داستانهایی هست، اما هر بار باعث آزارم میشود.
در نهایت فیلم را نسبتاً لذتبخش یافتم و قطعاً دوست دارم دو کتاب بعدی نیز به فیلم تبدیل شوند. راستی من کتابها را نخواندهام، بنابراین تازگیِ تجربهٔ داستان تا حدی به همین امر مربوط است.
سراغش نروید.
خیلی بهتر از آن چیزی است که تبلیغاتش نشان میدهد. امتیاز نهایی: ★★★ — شخصاً پیشنهاد میکنم آن را ببینید.
یکی از مجموعههای فیلم موردعلاقهام است، ولی نمیتوانم انکار کنم که با کتاب اصلی تفاوت زیادی دارد.
دیلن اوبراین که دچار فراموشی است از دهلیز یک آسانسور زیرزمینی بیرون میآید و گروهی پسر که همگی بهنوعی در دل یک هزارتوی سنگی بزرگ زندگی میکنند او را پیدا میکنند. درگیری کوتاهی با «گالی» (ویل پولتر) باعث میشود به یاد بیاورد نامش «توماس» است، اما این برای او یا دیگران کمکی به فهم دلیل حضورشان در آنجا نمیکند. هر روز درهای عظیم هزارتو باز میشود، اما هرکسی تلاش کند بیرون برود دیگر شنیده نمیشود. پسرها کاملاً گیجاند تا اینکه دختری میانشان فرستاده میشود؛ او ترزا (کایا اسکودلاریو) نام دارد و شاید پاسخهایی داشته باشد، در حالی که توماس چند نفر از دوستانش را گرد هم میآورد تا اسرار هزارتو را آزمایش کنند. آیا میتوانند فرار کنند و اگر فرار کنند، به چه چیز دیگری خواهند رسید؟ آزادی یا وضعیتی بدتر؟ آنها میدانند هزارتو توسط موجودات آهنی تهدیدآمیز گشتزنی میشود، پس جهشی خطرناک در پیش دارند — اما این تنها انتخابشان یا ماندن است. این واضحاً قسمت اول یک فرانچایز است؛ قسمت عمدهای از فیلم به معرفی شخصیتها و قوانین اولیه اختصاص دارد. یک بازیگری قابل اعتماد کمک میکند داستان و شخصیتها بهخوبی شکل بگیرند — هرچند معلوم نیست چرا پولترِ لندن باید با لهجهٔ آمریکایی حرف بزند. رمانهای داشنر که پایهٔ فیلماند، خط آشنایی را دنبال میکنند، اما کارگردان وس بال میکوشد فیلم را سریع پیش ببرد و لحظات مخاطره، آکروباتیک و بازیگر خوشدوربین و پرانرژیای را به کار گیرد. فیلم خوشساخت و گهگاه هیجانانگیز و تماشایی است.
بازدید دوباره از The Maze Runner تجربهٔ خوشایندی بود و هنوز به همان اندازهٔ بار اول از آن لذت بردم. کارگردانی فیلم برجسته است؛ پردهٔ اول با ریتم مناسب شخصیتها، هزارتو و موقعیت نگرانکنندهشان را بهخوبی معرفی میکند. این مقدمه پایهٔ محکمی برای پردهٔ دوم هیجانانگیز و پایانی که پرسشهایی برای مخاطب باقی میگذارد فراهم میآورد و بهخوبی زمینهٔ دنباله را آماده میکند.
تصویربرداری هم شایستهٔ تحسین است؛ صحنهٔ افتتاحیه برجسته است: نماهای نزدیک ما را در دیدِ گمگشتگی قهرمان فرو میبرند و سپس با زوم اوت دیوارههای عظیم و بستهٔ هزارتو را نشان میدهند. این روایت تصویری در سراسر فیلم ادامه دارد و حس مقیاس و تنش را حفظ میکند.
بازیگری نیز نقطهٔ قوت دیگری است. بیشتر بازیگران اجراهای محکم و قابلقبولی ارائه میدهند، ارتباطهای باورپذیری میسازند و حس دلبستگی مخاطب نسبت به هر شخصیت را تقویت میکنند. ترکیب شیمی و احساساتشان وزن درام را بالا میبرد.
اگرچه فیلمنامه عموماً محکم است، گاهی شوخیهای کلیشهای هم وجود دارد، اما این لحظات تأثیر زیادی بر تجربهٔ کلی ندارند.
The Maze Runner فیلمی خوشاجراست که کارگردانی قوی، تصاویر جذاب و بازیهای قانعکننده را ترکیب میکند. دنیایی پر از تعلیق و درگیرکننده میسازد و مخاطب را مشتاق قسمت بعد نگه میدارد. من از بازدید دوبارهاش واقعاً لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران