پس از ۵۷ سال شناور بودن در فضا، سفینه «ستوان ریپلی» توسط یک تیم نجات در فضا پیدا میشود اما هنگامی که تیم نجات وارد سفینه میشوند، متوجه میشوند که در این سفینه تنها یک دختر نه ساله زنده است اما در ادامه همه چیز به خوبی پیش نمیرود
پس از ۵۷ سال شناور بودن در فضا، سفینه «ستوان ریپلی» توسط یک تیم نجات در فضا پیدا میشود اما هنگامی که تیم نجات وارد سفینه میشوند، متوجه میشوند که در این سفینه تنها یک دختر نه ساله زنده است اما در ادامه همه چیز به خوبی پیش نمیرود
یکی از فیلمهای موردعلاقه همیشگیام. هنوز بخشی از درام و تعلیق فیلم اول را دارد، اما با مقدار بسیار بیشتری از اکشن که به قصهای جذابتر میانجامد. مثل سایر فیلمهای کامرون، از ابتدا نسبت به شخصیتهای اصلی احساس همدلی میسازی و آنها را تنها یک دسته «مارینز شاخ» نشان نمیدهد (هرچند چنیناند). تحول ریپلی در این فیلم بهخوبی شکل میگیرد؛ ریپلی «شجاع اما ترسان» فیلم...
یکی از فیلمهای موردعلاقه همیشگیام. هنوز بخشی از درام و تعلیق فیلم اول را دارد، اما با مقدار بسیار بیشتری از اکشن که به قصهای جذابتر میانجامد. مثل سایر فیلمهای کامرون، از ابتدا نسبت به شخصیتهای اصلی احساس همدلی میسازی و آنها را تنها یک دسته «مارینز شاخ» نشان نمیدهد (هرچند چنیناند). تحول ریپلی در این فیلم بهخوبی شکل میگیرد؛ ریپلی «شجاع اما ترسان» فیلم Alien نیست و حالا ریپلیی سرسختتر و مصممتر ظاهر میشود، در حالی که بخشهایی از شخصیت مهربانترِ او با محافظت از یک دختر جوان به نام نیوت حفظ شده است. این فیلم در مقایسه با دیگر فیلمهای مشابه دهه ۸۰ کاملاً متمایز است.
نسخههای «ریپلی و سربازان» دو نوع دارد: نسخه کوتاه که از ایستگاه میدوِی مستقیماً به جلسهٔ استماع ویلند-یوتانی میپردازد، و «نسخهٔ کارگردان» که به اتاق انتظاری با نمایشگر بزرگ منظره برمیخورد. وقتی برای اولین بار نسخه کوتاه را دیدم، کنجکاو بودم چگونه ریپلی فوراً با نیوت ارتباط برقرار میکند؛ «همبستگی خواهرانه» در نسخه کوتاه توجیهناپذیر بهنظر میرسید و نسخه کارگردان آن راز را روشن میکند. نسخهٔ کارگردان جذابتر است: خانوادهٔ نیوت در LV-426 نشان داده میشود، گفتوگوی طولانیتری دربارهٔ وضع بازماندهٔ مارینزها وجود دارد و یک سکانس اکشن با واحدهای مرگبار نگهبان دارد. همانطور که ریپلی گفت، سطح آیکیو در میان مدیران ویلند-یوتانی بهشدت افت کرده و کارتر بورک دستوری مرگبار به «هادلیز هوپ» میفرستد.
خلاصه: ریپلی در روز زندگی کارگری دارد و شبها کابوسی مکرر از «تولد بیگانه» میبیند. کارتر بورک و ستوان گورمن مارینز او را ملاقات میکنند و میگویند ارتباط با LV-426 قطع شده. ریپلی با ویلند-یوتانی معاملهای خطرناک میبندد و با گروهی از مارینزها سوار «سولاکو» میشود. برای وحشتش، یک اندروید بهنام «بیشاپ» هم جزو خدمه است که یادآور افسر علمی قاتل نوسترومو، اش، است. مارینزهای پرحرف در مورد داستان ریپلی کوتاه میآیند و آمادهٔ «شکار حشرات» میشوند. گروه مسلح هیچ ساکنی نمییابد، اما شواهدی از نبرد تا مرگ میبینند. سپس چیزی از پنهانگاه بیرون میزند و ریپلی به تعقیبش میپردازد. نیوت تنها بازماندهٔ هادلیز هوپ است و با نگاه تحقیرآمیزی به سربازان میگوید «هیچ فرقی نمیکند». جستجوی کامپیوتری نشان میدهد شهرکنشینها عمیقاً زیر نیروگاه تجمع کردهاند. مارینزها به زیرِ زیرزمین میروند و درمییابند داستان ریپلی تا چه حد واقعی است. پس از عقبنشینی از جهنم، بازماندگان تا حد ممکن خود را در برابر زنونورمان محصور میکنند و «بیشاپ» را میفرستند تا کشتی دیگر را پایین بیاورد. بیگانگان حمله میکنند و سربازان یکییکی کشته میشوند؛ سپس ربودهشدن و رویارویی در اتاقی پر از تخم رخ میدهد. این دنباله از فیلم اول برتر است و به «ریپلی و محکومین» منتهی میشود. امتیاز: 8/10.
نسخهای از این مجموعه که انگار ساختهٔ دیزنی است: یک اکشن ساده که با سربازانی پرزدوخورد و بزرگنمایی عضلات و حضور یک بچهٔ آزاردهنده شبیه اولیور توییست همراه است. کامرون همهٔ آن چیزی را که ریدلی اسکات آرامآرام ساخته بود دور انداخت و برای ساختن یک آتیشبازی اکشن به سبک استالونه/اشوارتزنتگر هزینهٔ معنوی زیادی کرد. طرفداران این فیلم معمولاً هواداران ژانر وحشت نیستند و از طبیعت تاریکِ Alien 3 گلایه میکنند — و همین یکی از دلایلی است که Aliens بهعنوان بخشی از فرنچایز وحشت شکست میخورد. — چارلز دنس
مادرم همیشه میگفت هیولا وجود ندارد — حقیقتی ندارد — اما هستند. ریپلی را یک کشتی بازیافت در اعماق فضا پیدا میکند و به یک ایستگاه فضایی میآورند تا پس از ۵۷ سال خواب بیدار شود. او متوجه میشود سیارهای که او و خدمهٔ نوسترومو آن بیگانه را کشف کردند، LV-426، توسط شرکت ویلند-یوتانی مستعمره شده است. وقتی نمایندهٔ شرکت، بورک، میگوید ارتباط قطع شده تعجب نمیکند. کسی حرفهایش دربارهٔ نوسترومو را باور نمیکند؛ اما او قانع میشود با تیمی از مارینزها به LV-426 بازگردد تا شکار، نابودی یا نجات انجام دهند.
چطور دنبالهای برای یکی از بهترین فیلمهای مدرن ساخته میشود؟ جیمز کامرون راه را پیدا کرد: قالب ریدلی اسکات را عیناً تقلید نکرد، بلکه حال و هوای آن را گرفت و با هیجان و اوج و فرود آن را گسترش داد. این تنها فیلم بلند سوم کامرون بود و او با تیمی کار کرد که فیلم اسکات را خاص کرده بود. او هم نوشت و هم کارگردانی کرد و موفق شد: پایهٔ کارش را محکم گذاشت. قصه را ساده و پیوندش را با فیلم اسکات حفظ کن — و سپس بیشتر بده؛ نه فقط یک بیگانهٔ اسیدی، بلکه ارتشی از آنها و ملکهشان!
جنس فیلم از ترکیب شگفتی علمیتخیلی و وحشت به یک فیلم جنگی نزدیکتر است، و این با رویکرد «هرچه بیشتر، بهتر» کامرون همخوانی دارد. درست تصمیم گرفتنِ دیگر کامرون این بود که فیلم را حول ریپلی (سیگورنی ویور فوقالعاده) بسازد؛ این داستان اوست. چه از منظر پیوند والدینی و چه از منظر قهرمان فمینیستی، ریپلی یکی از قویترین شخصیتهای زن سینما شد (ویور برای بهترین بازیگر زن نامزد شد). تمیها دربارهٔ ویتنام، سیاست خارجی و طمع شرکتی بهطور گسترده بررسی شدهاند؛ اما واقعیت این است که Aliens صرفاً بهانهای برای اکشن نیست. بزرگترین نقطهٔ قوتش هیجان و وحشت است: سکانسهای اکشن هنرمندانه و در عین حال نفسگیر و کشمکشی ملموس. وقتی وارد نیمهٔ دوم فیلم میشویم متوجه میشویم شخصیتهایی برای نگرانی داریم — خون، مغز و نیروی بدنی که همه بهسرپرستی قهرمانی زیرک و شجاع هدایت میشوند. امتیاز: 10/10.
چه ناامیدکننده! این فیلم واقعاً آشفته است، بهویژه در مقایسه با Alien (1979). جیمز کامرون روح و جوهر فیلم اول را خراب کرد به چند دلیل. اولین مشکل، به نظر من، تعداد زیاد شخصیتها است؛ تقریباً همهٔ بازیگران کمکاریزما هستند، حتی سیگورنی ویور. سربازها بیش از آنکه باهوش باشند، عضلانیاند و این غیرواقعی و مسخره است. نمیفهمم چرا کامرون اینطور کرد؛ غیرقابلباور است از کارگردانی که ترمیناتور (۱۹۸۴) و ترمیناتور ۲ (۱۹۹۱) را ساخته بود. دوم، طول فیلم است: حدود ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه — خیلی طولانی. سوم، کمبود عمق تفریحی؛ متأسفم، اما در مقایسه با Alien، این فیلم قابل قیاس نیست. گاهی بهتر است از ساخت دنبالهٔ یک بلاکباستر چشمپوشی شود.
چطور برای ادامهٔ یک کلاسیک مثل Alien عمل میکنید؟ به جیمز کامرون بسپارید تا آن را تا ۱۰ تقویت کند: صدها بیگانه و اجرای فوقالعادهٔ سیگورنی ویور.
دنبالهای بهتر از آنچه انتظار داشتم. Aliens—خلاقیت تحسینبرانگیز—کم و بیش از اصل فاصلهٔ اندکی دارد اما همچنان فیلمی کاملاً سرگرمکننده است، هرچند مدت زمانش کمی طولانیتر است که خوشبختانه به جریان داستان لطمهای نمیزند. سیگورنی ویور دوباره عالی است و میتوان فهمید چرا این فیلمها جایگاه او را تثبیت کردند. بخشهایی اندکی تکراری یا قابلپیشبینیاند—مثل مسیرهای شخصیت بیشاپِ لنس هنریکسن و کارترِ پل رایزر—اما در کل فیلم سرگرمکنندهای است. مشتاق دیدن Alien³ هستم تا ببینم آیا سهگانه کامل میشود یا نه.
در کل: Aliens اثری ضروری است که هر طرفدار علمیتخیلی یا وحشت باید ببیند. Alien (1979) استاندارد تازهای برای وحشت علمیتخیلی گذاشت و اینکه یک کارگردان تازهکار مثل جیمز کامرون بتواند بر آن فائق آید شگفتانگیز است. Aliens در همهٔ جنبهها از فیلم قبلی بهتر است: بهجای گروهی از خلبانان غیرنظامی در برابر یک بیگانهٔ تنها، اینجا یک اسکادران مارینز باتجربه با آلودگی بیگانهها روبهرو میشود. تجربه، آموزش و تسلیحات پیشرفته هم نتوانستند در مقابل هجوم زنونورها آنها را حفظ کنند و این وحشت و ناامیدی را افزایش میدهد. دوربین و دید کامرون تعلیق را با نمایش دیدگاه شکارچی افزایش میدهد. جلوههای ویژه، اکشن، مقیاس، بازیگران، کارگردانی و وحشت همگی ارتقا یافتهاند و Aliens استاندارد طلایی وحشت علمیتخیلی را رقم زده است.
یکی از بهترین فیلمهای هیولایی: من Aliens (1986) را به Alien (1979) ترجیح میدهم، عمدتاً چون قصهاش جذابتر است. اغلب گفته میشود Aliens بیشتر یک اکشن است تا وحشت، اما این یک اکشن بیمغز نیست؛ در واقع تا یک ساعت کامل اولش اکشن آغاز نمیشود (نسخهٔ بلند حدود ۱۶ دقیقه طولانیتر است). بهترین آثار وحشت/اکشن همین مسیر را طی میکنند — زمان کافی برای ساخت شخصیت و تعلیق قبل از رهاسازی هرجومرج هولناک.
برخی از صدای نیوت ناراحتاند، اما او دختر کوچکی است و موقعیت برای چنین واکنشی توجیهپذیر است. برخی میگویند بیل پکستون در نقش یکی از مارینزها بیش از حد شکوه میکند، اما این همان رفتاری است که بعضی افراد هنگام مواجهه با شکست فراگیر نشان میدهند، حتی افراد سختجان نظامی. شکایت دیگر دربارهٔ احمقنمایی مارینزهاست، اما من خودم سابقاً دریانورد بودم و این نوع از افراد بیشازاندازهباوری وجود دارند و همینها برای مأموریتهای خطرناک انتخاب میشدند. روبهرویی اولیه با بیگانهها در لحظهٔ یک سکانس یکی از وحشتناکترین صحنهها در تاریخ سینماست؛ و مارینزها کاملاً تحقیر میشوند. باقی فیلم نشان میدهد گروه بازمانده با تلاش جانکاه سعی میکنند از سیاره زنده بیرون بیایند، و کشتن موجودات به هدف دوم تبدیل میشود.
محبت مادری ریپلی نسبت به نیوت افزودنی خوبی است و او را انسانیتر میکند. سکانسهای ملکهٔ بیگانه اوج دینامیک و طولانیای دارند. بهعلاوه، لنس هنریکسن بهعنوان «انسان مصنوعی» و پل رایزر بهعنوان یک شبهشرور مؤثر، قابلتوجهاند. از جنبهٔ منفی، فیلم در چارچوب محدودهای ساخته شده که برای این نوع فیلمها طبیعی است. در مجموع، Aliens یکی از بزرگترین فیلمهای هیولایی است و حتی از فیلم اول هم بهتر. نمره: A.
حتی بهتر از فیلم اول! من عاشق این فیلم شدم: اکشن شدید، وحشت جذاب، شخصیتها، بیگانگان، همهچیز. فیلم به تدریج نشانهها و سرنخهای فیلم اول را نشان میدهد و ما را به سفر هیجانانگیزی میبرد. با وجود احترامی که برای Alien ریدلی اسکات قائلم، این فیلم سطح جدیدی به فرنچایز میدهد؛ این همان نحوهٔ درست انجام کار است.
من این فیلم را واقعاً دوست داشتم و بهراستی آن را بالاتر از فیلم اول هم میدانم. اکشن شدید، وحشت تأثیرگذار، شخصیتها، بیگانگان و همهٔ اقتضائات بصری—همهچیز در این فیلم خوب است. فیلم با صبر و دقت سرنخهای فیلم اول را بازمیگوید و ما را به یک سواری هیجانانگیز میبرد. با احترام به فیلم اول، این فیلم آن را به سطحی میرساند که فیلم اول قادر به انجامش نبود.
من یک قانون ساده دارم: اگر فیلم همانطور که باید سرگرم کند، به آن ۱۰ ستاره میدهم. دو کلمه برایتان میگویم: «مارینز فضایی». ایده این بود که فیلم Alien، کلاسیک وحشت در فضا، را بگیریم و آن را به یک فیلم اکشن فضایی تبدیل کنیم و جهت فرنچایز را کاملاً تغییر دهیم؛ نتیجه آن بود که مردم نسبت به بازگشت به فرمول وحشت در فضا مردد شدند. Alien 3 بهخاطر تلاش برای بازگرداندن ترکیب موفق وحشت و علمیتخیلی مورد غضب قرار گرفت. با این حال، ریپلی هنوز همان قهرمان عالی است و Aliens بیشتر روی او سرمایهگذاری میکند و او را از بازماندهٔ سرسخت به جنگجویی سختنشان تبدیل میکند. شخصیتهای جدیدی هم اضافه میشوند که خیلی سریع محبوب میگردند. حتی اگر تغییر جهت از وحشت به علمیتخیلی خالص را دوست نداشته باشم، باز هم بهخاطر ارزشهای فیلم آن را ۱۰/۱۰ میدانم و ریسکِ بردن فرنچایز به مسیر تازهای را تحسین میکنم.
دنبالهای همتراز با فیلم اول که به تثبیت فرنچایز Alien کمک کرد. من فیلم Alien را خیلی دوست داشتم؛ بیتردید یکی از بهترین فیلمهای وحشت و از پایههای سینمای معاصر علمیتخیلی است. این فیلم توانسته است پیوستگی منطقیای به داستان اضافه کند و بهخوبی از پس آن برآمده است. بعضی ممکن است آن را بسیار قدیمی بدانند، اما با جلوههای عملی قوی و فیلمبرداری تمیز، حتی بعد از دههها هم تأثیرگذار باقی میماند. زمانی که ریپلی نجات مییابد بیش از پنجاه سال از رویدادهای فیلم اول گذشته؛ او به دنیایی بازمیگردد که در غیاب او ادامه داشته و حرفهایش را باور نمیکند. با این حال از او خواسته میشود بازگردد چون یک مستعمره در سیارهٔ پیدا شده قطع ارتباط کرده است و واضح است که منافع مالی قدرتمندی در کار است. ریپلی در زمان خودش همهچیز را کشف خواهد کرد.
از نظر فنی فیلم فوقالعاده است؛ اگر ندانید که اثرِ ۱۹۸۶ را تماشا میکنید، ممکن است که فیلمی نسبتاً جدید بهنظر برسد. فیلمبرداری شفاف و دقیق است و تدوین و جلوهها بهروش قدیمی اما بسیار موفق انجام شدهاند؛ نمونهاش اندرویدی که نصف میشود و همچنان باورپذیر بهنظر میرسد. بیگانه مؤثر و تهدیدآمیز است؛ شبیه یک سلاح زنده عمل میکند، نه یک موجود عادی.
کامرون در تعادل بین تعلیق و اکشن استادانه عمل کرده و با تمرکز بر رشد شخصیتها عمق فیلم را افزایش داده است. تماشای تحول ریپلی گواهی بر کارگردانی چشمگیر اوست. علاوه بر این، طراحی موجودات و یونیفرمهای نظامی حس واقعگراییای فراتر از زمان خود میآورد و تماشاگر را در دنیای تاریک و خطرناک فیلم میکشاند. از این منظرها، Aliens نه تنها برای طرفداران علمیتخیلی که برای دوستداران سینما نیز یک شاهکار است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران