«هومر» (داگلاس) گله دار پیر در اداره ى امور مزرعه ى خود دچار مشكل است و «هاد» (نیومن)، پسر بی بند و بارش، به جاى كمك به او به دنبال نوش خوارى و زنان است...
«هومر» (داگلاس) گله دار پیر در اداره ى امور مزرعه ى خود دچار مشكل است و «هاد» (نیومن)، پسر بی بند و بارش، به جاى كمك به او به دنبال نوش خوارى و زنان است...
«تو آدم بیاصولی هستی، هاد.»
فیلم هاد به کارگردانی مارتین ریت و به فیلمنامهی ایروینگ راوِچ و هریت فرانک جونیور، برگرفته از رمان لاری مکمورتی Horseman, Pass By ساخته شده است. بازیگران اصلی پل نیومن، ملوین داگلاس، پاتریشیا نیل و براندون دو وایلد هستند. موسیقی اثر از المر برنشتاین و فیلمبرداری آن را جیمز وونگ هاو انجام داده است.
هاد بنون (نیومن) جز به خود کمتر چیز...
«تو آدم بیاصولی هستی، هاد.»
فیلم هاد به کارگردانی مارتین ریت و به فیلمنامهی ایروینگ راوِچ و هریت فرانک جونیور، برگرفته از رمان لاری مکمورتی Horseman, Pass By ساخته شده است. بازیگران اصلی پل نیومن، ملوین داگلاس، پاتریشیا نیل و براندون دو وایلد هستند. موسیقی اثر از المر برنشتاین و فیلمبرداری آن را جیمز وونگ هاو انجام داده است.
هاد بنون (نیومن) جز به خود کمتر چیز دیگری برایش اهمیت دارد؛ زندگی را با نوشیدن، کتککاری، عشقبازی و لذتجویی میگذراند و تا زمانی که مسئولیتی متوجهش نشود، هر کاری میکند. این وضع پدرش، هومر (داگلاس)، مردی با اصول و مبادی را به شدت رنج میدهد؛ او را عذاب میدهد که چنین پسری از او در آمده است. دغدغهی دیگر هومر این است که نوهاش، لانی (دو وایلد)، به هاد نزدیک میشود و خطر فساد پیدا کردنش بهوسیلهی روشهای بیاصل و قانون هاد وجود دارد…
«من دورهام رو با یه پستفطرت گذروندم، دنبال یکی دیگه نیستم.»
هرچند فیلم با فرمت پانویژن و عکاسی باشکوه سیاهوسفید هاو (برندهی اسکار بهترین فیلمبرداری) ساخته شده، اما درواقع درامی خشک و غبارآلود است که روی دیالوگها زنده است و با وجود قهرمانی متکبر و آزارنده پیش میرود. فیلم عملاً یک قطعه چهار شخصیتی است که این چهار شخصیت در آمریکای کوچک شهری و در مزرعهای خانوادگی محصورند؛ مزرعهای که اکنون در آستانهی ورشکستگی است چون دامها به بیماری مهلک پا و دهان مبتلا شدهاند. بین پدربزرگ و نوهاش و هاد رقابتی برای روح جوان لانی در جریان است، و پاتریشیا نیل بهعنوان خانهدار پیرتر ـ که همزمان نقش مادر، همسر و احتمالا معشوقهی سه مرد بانون را ایفا میکند ـ تمام این رابطهها را پیچیدهتر میکند. فیلمنامهی راوِچ و فرانک ترکیبی پرتنش آفریده است. اکشن کمی وجود دارد، به جز دعوای کوتاه در میخانه و رانندگی سریع، اما روایت پر از درام ادبی قوی است؛ هرچه لایههای خودمحور هاد کنار میرود، فیلم قدم به قدم عمق بیشتری پیدا میکند.
«پیرها گاهی به سختی شریانهاشون میشن.»
هشدار: این فیلم اثر شاد و دلگرمکنندهای نیست. چهرهی خوشتیپ پل نیومن قرار نیست در نهایت دل شما را گرم کند؛ فیلم به سراغ تیرگیها میرود و برای همه دردسر و غم در انتظار است. حتی موسیقی برنشتاین هم در سوی تأملات قرار دارد و بهنرمی با تصاویر اندوهناک هاو از این شهر کوچک تِکساس ترکیب میشود. چهار بازیگر اصلی اجرای درخور تحسینی دارند؛ پاتریشیا نیل برای بازیاش اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد (هرچند نقش نسبتاً کوچکی است) و ملوین داگلاس هم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت. پل نیومن نامزد بهترین بازیگر، ریت نامزد بهترین کارگردانی و فیلمنامه و طراحی صحنه نیز در بخشهایی نامزد شدند. از لحاظ تولید و اجرای داستانی با حال و هوای ملتهب، هاد از بهترینهای ژانر است—اگر از داستانهای جدی و مبتنی بر دیالوگ خوشتان بیاید. امتیاز: 8/10
تحلیل یک آدم پست
نمیخواهم داستان را لو بدهم، اما این چیزی است که فیلم نشان میدهد؛ و بهطرزی روان روایت میشود. ما چهار شخصیت اصلی داریم، گرچه زنِ نقش پاتریشیا نیل زودتر جدا میشود. بقیه عبارتاند از هاد (پل نیومن)، پدرش (ملوین داگلاس) و برادرزادهاش (براندون دو وایلد). هاد تا حدّ ممکن خودخواه و سنگدل است. پدرش تلاش میکند او را اصلاح کند. اول ما این تلاش را از نگاه معصوم برادرزاده میبینیم که فکر میکند هاد فقط یک یاغیِ اشتباهفهمشده است، اما هاد هیچ شباهتی به قهرمانِ ملایمِ شِین برای براندون دو وایلد ندارد. آنها مزرعهای دارند و برادر هاد پایان تلخی داشته که به نظر میرسد هاد چندان برایش ارزش قائل نیست. بهزودی درمییابیم که هاد احساساتش را پنهان نمیکند: به پدرش میگوید اگر گله به بیماری مبتلا شده، گوشتها را بفروشند و به کسی نگویند، درحالیکه هر دو خوب میدانند در صورت رخ دادن این کار، همهی گلههای منطقه در معرض آلودگی قرار میگیرند. همانطور که پدر میگوید: «هاد آدم بیاصولی است.» فیلم بیشتر دربارهی این است که چگونه برادرزاده حقیقت هاد را میفهمد. این برای او ناامیدکننده است، اما در نهایت او را انسانی بهتر میکند. فیلم دقیقاً حسگرایانه شاد یا کاملاً غمانگیز نیست، چون برادرزاده نمادی از امید باقی میماند.
نگاهی به نقشها
اگرچه پل نیومن بر روی پوسترها در جایگاه اول است، برای من برجستهترین اجراها بیشتر از آنِ پاتریشیا نیلِ رنجکشیده (آلما) و براندون دو وایلدِ سادهدلِ لونی هستند. لونی، برادرزادهی هاد، همراه پدربزرگشان هومر (ملوین داگلاس) در مزرعه زندگی میکند. هومر مردی درستکار است، آلما خانهداری قوی و مصمم است، و هاد—خب—زندگیاش را با مستی و زنبازی میگذراند و این رفتار بین او و پدرش فاصله انداخته. لونی عمیقاً عاشقِ عموست و میخواهد از او الگو بگیرد؛ چیزی که هاد از آن آگاه است و تا حدی سوءاستفاده میکند تا خودش را بهتر حس کند. شاید ریشهی مشکلاتش همین باشد: او احساس نمیکند؛ نه نسبت به خودش، نه نسبت به معشوقههایش، نه نسبت به خانوادهاش—زندگیاش تهی است و نیومن این پوچی را خوب منتقل میکند، بدون اینکه حتی ذرهای حس اندوه یا پشیمانی به شخصیتش اضافه کند. وقتی بیماری به گله میرسد، این فاجعهی بالقوه توجه همه را به این رابطهی خانوادگی مختلشده جلب میکند و ماجراء هاد را وادار میسازد که دربارهی اولویتهایش فکر کند. آیا خیلی دیر شده؟ از منظر من، دو وایلد چشمهای داستان است. از دید او رفتار اطرافیان بین مهربانی، عشق و دوستانه بودن تا خشونت و بیفکری نوسان میکند. شخصیت بیآلایش او ضعفها و قوتهای دیگران را برجسته میکند و در پایان، من تقریباً نسبت به چهرهی غمگین و تنهای نیومن دلسوز شدم. فکر میکردم سخت باشد از بازیگری که معمولاً دوستداشتنی است دلخور شد، اما این اجرا این کار را آسان میکند—نشان از تواناییهای متنوع نیومن. نقش نیل اندک است اما قوی و مصمم جلوه میکند، کمی آسیبپذیر اما در نهایت آگاه به نواقص مردی است که در پایان نتوانست به او اعتماد کند. با شناخت بیشتر گذشته، شاید اندکی هم نسبت به کابوی سرکش همدردی کنیم. شاید هم نه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران