یک شکارچی بنام "لولین ماس" روزی بطور اتفاقی با اجساد گروهی از تبهکاران، که بخاطر بهم خوردن معامله مواد مخدر یکدیگر را کشته اند روبرو می شود. او این ماجرا را به پلیس خبر می دهد، اما قبل از آن دو میلیون دلار پول نقد را از صحنه جرم برای خودش بر می دارد. از این رو قاتلی روانی بنام "آنتون چیگور"، برای بدست آوردن پول، رد او را گرفته و به تعقیب او می پردازد...
یک شکارچی بنام "لولین ماس" روزی بطور اتفاقی با اجساد گروهی از تبهکاران، که بخاطر بهم خوردن معامله مواد مخدر یکدیگر را کشته اند روبرو می شود. او این ماجرا را به پلیس خبر می دهد، اما قبل از آن دو میلیون دلار پول نقد را از صحنه جرم برای خودش بر می دارد. از این رو قاتلی روانی بنام "آنتون چیگور"، برای بدست آوردن پول، رد او را گرفته و به تعقیب او می پردازد...
برندهٔ ۴ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۱۶۵ جایزه و ۱۳۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان150
No Country for Old Men (2007)
یکی دیگر از آثار درخشان برادران کوئن.
این فیلم همانقدر خوب است که منتقدان میگویند و بازیها همانقدر مورد تحسیناند که آکادمی اعلام کرد. «No Country for Old Men» یکی از فیلمهای محبوب من است و بارها و بارها دیدهام. خاویر باردِم نقش منفیای فوقالعاده و ترسناک ایفا میکند؛ کسی که هیچکس دوست ندارد دنبالش بیفتد. جاش برولین و تامی لی...
No Country for Old Men (2007)
یکی دیگر از آثار درخشان برادران کوئن.
این فیلم همانقدر خوب است که منتقدان میگویند و بازیها همانقدر مورد تحسیناند که آکادمی اعلام کرد. «No Country for Old Men» یکی از فیلمهای محبوب من است و بارها و بارها دیدهام. خاویر باردِم نقش منفیای فوقالعاده و ترسناک ایفا میکند؛ کسی که هیچکس دوست ندارد دنبالش بیفتد. جاش برولین و تامی لی جونز اجراهای محکمی دارند و وودی هارلسون هم خوب است. اما تحسین من به کلی مکدونالد میرسد؛ او یکی از بازیگران مورد علاقهام است و لهجه جنوبی را بهخوبی میزند، چیزی که با صدای اسکاتلندیِ عادیاش کاملاً متناقض و در عین حال تحسینبرانگیز است. شاید زمان حضورش در پرده زیاد نباشد، اما هر وقت روی پرده هست، متوجه میشوید که با یک اجرای عالی روبهرو هستید. این فیلم را بسیار دوست دارم.
فیلم را واقعاً دوست داشتم. داستانش برجسته و نوآورانه است، اما کاش پایانبندی بیشتر اکشن و کمتر گفتوگو محور بود. نقشآفرینی خاویر باردِم نفسگیر و شگفتانگیز است؛ لبخند او در دقیقهٔ ۴:۴۹ واقعا ترسناک است!
همیشه فکر میکردم وقتی پیرتر شوم، خدا جورهایی وارد زندگیام میشود. که نشد. تقصیرش را به گردن نمیافتم؛ اگر من جای او بودم، شاید همان برداشت را از خودم داشتم.
«No Country for Old Men» به کارگردانی جوئل و ایتن کوئن است و آنها فیلمنامه را از رمانِ کورمک مککارتی اقتباس کردهاند. در فیلم تامی لی جونز، خاویر باردِم، جاش برولین، وودی هارلسون و کلی مکدونالد بازی میکنند. موسیقی اثر از کارتر بورول و فیلمبرداری از راجر دیکینز است.
وقتی شکارچی به صحنهٔ خونین معاملهٔ مواد مخدری که بههم ریخته برخورد میکند و پولِ بهجا مانده را برمیدارد، از آنجا به بعد خشونت و تهدیدِ مرگ دنبالشان میکند...
این فیلم شاید به آن درجهٔ نابغهبودن که بعضی ادعا میکنند نرسد، اما بدون شک تریلری تیره، سنگین و گوتیک با سایههای نوآر است. پیام نهاییِ آراموپایدارِ فیلم دربارهٔ این است که یک تصمیم سرنوشتساز میتواند مسیر زندگی افراد زیادی را شکل دهد و سرنوشت در نقاط مختلف آماده است که شما را زمین بزند.
کوئنها و مککارتی قصد ندارند امید به دنیایی بهتر به مخاطب بدهند؛ این روایت، زندگی را تیره و پر از شر نشان میدهد، و هیچکسی بهتر از باردِم این روانپریش یخزده را به تصویر نمیکشد. ذات غیرقابلپیشبینی داستان تنش را حفظ میکند، و دیکینز هم با رنگآمیزی تصویریاش زیبایی به صحنهها میآورد؛ همکاری او با کوئنها تصویری هوشمندانه خلق کرده است.
فیلمنامه محکم شکل گرفته و به بازیگران چیز زیادی برای کار کردن میدهد؛ آنها هم پاسخ میدهند و مخاطب را به سوی دیوانگیِ آرام جذب میکنند. این فیلم بازگشت برادران کوئن به اوجِ خودشان را نشان میدهد؛ آنها مردانگیِ ملانکولیکِ مککارتی را میگیرند و با طعنهٔ خودآگاهشان روی ماجرا میریزند.
پایانبندی کمانگشت است و در واقع کمی بیحوصلگی دارد؛ اگرچه چنین روایتی پیشتر در موجِ اصلی فیلمهای نوآر دیده شده، بنابراین برای ما مخاطبان باتجربه شاید چندان تازه و هیجانانگیز نباشد. با این حال، فیلمسازی فوقالعادهای است که دوست داریم بیشتر ببینیم.
برای اولینبار این فیلم را با چند دوست در قالب شب فیلم دیدیم. فکر میکنم خشنترین فیلمی بود که با هم دیدیم. داستان فشرده و تا حدی جذاب است، با دیالوگها و بازیهای عالی. در عین حال برای من فضای فیلم نسبتاً تیره بود و کمکم احساس کردم که برای تقریباً هیچکس پایان خوشی رقم نخواهد خورد. اگر شخصیتِ تامی لی جونز نبود، شاید دیگر ادامهدادن برایم سخت میشد؛ او نوعی تعادل در حالوهوای فیلم ایجاد میکند. من طرفدارِ قاتلهای ابرجنایتکارِ همیشه یک قدم جلوتر از قهرمان نیستم، اما وودی هارلسون اجرای درخشان دیگری ارائه میدهد؛ چهکسی فکر میکرد اینقدر زود در کارش اینقدر خوب باشد؟
بهطرز عجیبی، تماشای «No Country for Old Men» باعث شد گروه فیلمدیدن ما به اختلاف برسد و دیگر با هم فیلم نبینیم. تأثیر قویای داشت.
نمیتوانم بگویم این فیلم را مثبت ارزیابی میکنم. مشخصاً آن را خوب درنیافتم و با این مسئله مشکلی ندارم.
از فیلمهایی که آنقدر شستهرفته نیستند که پیشبینیپذیر شوند استقبال میکنم، اما همزمان از پایانهایی که طوری بیاعتبار و تحقیرآمیز بهنظر میرسند هم خوشم نمیآید. شاید این قضاوت سخت باشد چون فیلم بدون شک خوب است، اما برای من «No Country for Old Men» بسیار ناراضیکننده و کمانگیزه بود.
با بازیگران مشکلی ندارم؛ همه عالیاند. خاویر باردِم فوقالعاده است و بهراحتی ستارهٔ فیلم است، و تامی لی جونز، جاش برولین و وودی هارلسون هم همه در سطح بالا هستند. کلی مکدونالد و گرت دیلهانت هم حضور دارند و من آنها را هم دوست دارم. فیلمبرداری هم بینظیر است.
مسئله همان داستان است. از آن چیزی که میخواستم نگرفتم؛ کاملاً ناامید شدم. همهٔ عناصر برای تبدیلشدن به فیلمی درجهٔ یک حاضر بودند، ولی نیمهٔ دوم فیلم سرشار از انتخابهای کمبهره بود. حیف بازیگران قدرتمند... پایانبندی برای من اصلاً خوب ننشست. حتی طرفداران فیلم هم گهگاه اشاره کردهاند که پایان کامل نیست؛ در نهایت این موضوع بستگی دارد به اینکه لحظات پایانی با شما چطور کنار بیاید. برای من، همراهی نکرد.
از فیلم لذت بردم؛ بروید ببینید اما انتظار شاهکار نداشته باشید.
این فیلم بدون شک بسیار خوب ساخته شده با بازیگران و روایتِ درخشان. شخصیت آنتون چیگورِ خاویر باردِم بلافاصله بهعنوان یک شرور فیلمی نمادین جدید برجسته میشود؛ شخصیتی سرد، بیرحم و مصمم. «No Country» محصولِ سبک و جذابیت خاص برادران کوئن است. چند درگیریِ مسلحانهٔ پرتنش دارد و پیگیریِ بیرحمانهٔ شخصیتِ جاش برولین فوقالعاده است. در بعضی بخشها کش و قوسهایی وجود دارد که به نظر میرسد عمداً طراحی شدهاند. پایانبندی احتمالاً نمادین و هوشمندانه در نظر گرفته شده، اما برای من ناگهانی و مبهم بود. در مجموع فیلمِ خوبی است، هرچند برایم روشن نیست چرا بهترین فیلم اسکار را برد.
خاویر باردِم در اینجا فوقالعاده است! او «آنتون» است؛ یک قاتل کارآمد و بیرحم که به دنبال کیفِ گمشدهٔ پول است که پس از یک معاملهٔ مواد مخدرِ بههمریخته بهدست «ماس» (جاش برولین) افتاده است. ماس بهزودی درمییابد که جانش در خطر است و باید راهی برای زنده ماندن و بهرهبردن از پول پیدا کند. ممکن است ماس یک متحد غیرمنتظره و ناخواسته هم داشته باشد؛ کلانتر «بل» (تامی لی جونز) که چندان مشتاق نیست اما هست، اما با وجود همهٔ اینها شما نباید روی بردِ مقابلِ باردِم حساب کنید! فیلم خشونتآمیز و بیرحم است، اما طنزی تاریک و دیالوگهای تند و شخصیتپردازیِ خوبِ جاش برولین و خاویر باردِم هم دارد که هرچه به پایان نزدیکتر میشویم شدت میگیرد. آن پایان بهاندازهٔ بقیهٔ فیلم غیرقابلپیشبینی است؛ این درام جنایی عجیب و ترسناک با استفادهٔ تأثیرگذار از یک کپسول اکسیژن صحنههایی بسیار مؤثر خلق میکند. هیچکس در امان نیست، هیچکس بیگناه نیست و در نهایت مهم نیست چهکسی طرفِ شماست. کوئنها ریتم دقیقی برقرار کردهاند و فرصتِ کافی برای رشد شخصیتها و داستان فراهم کردهاند؛ تا پایان من قطعاً دلنگرانِ یک نفر شده بودم! فیلم حالوهوای وسترن تگزاسیِ قدیمی را هم دارد، بوی اصالت میدهد و تماشایش حتماً ارزش دارد.
این نسخهای هالیوودی و غُلغُلشده از فیلم کلاسیک «Nightfall» است. شباهتها آنقدر زیاد است که بهنظر میرسد مککارتی داستانش را بهنوعی بازنویسیِ لوس و بچگانهٔ «Nightfall» نوشته است.
منظورم از «بچهگانه» این است که داستان طوری ساخته شده تا خواستِ کنترلگرِ بلوغنیافتهٔ آمریکایی را راضی کند. شک دارم این فیلم در آینده ماندگار بماند و احتمالاً باعث میشود دوباره توجهها به «Nightfall» با بازی آلدو ری و برایان کیث جلب شود.
مانند «Nightfall» یک بازپرس احساس میکند در پروندهای که پول از خلافکاران دزدیده شده، کار از دستش خارج است.
مانند «Nightfall» قهرمان با پول دزدیدهشده برخورد میکند و در مخمصه میافتد.
مانند «Nightfall» یک سادیست هست که از کشتن قربانیانش بازی میسازد.
مانند «Nightfall» آن سادیست یک همراه دارد که از او متنفر است و در پایان توسط او کشته میشود.
تنها تفاوت این است که «No Country» خلافکاران را بهعنوان «خدایان» نمایش میدهد که عدهای آنها را پرستش میکنند.
همچنین، در تقلید کامل از «Nightfall»، قاتل سادیست قربانیان را فریب میدهد که گویی مسابقهای در کار است، در حالی که واقعیت این است که قاتل سرنوشت را از پیش تعیین میکند؛ در «No Country» این سرنوشت با پرتاب سکه رقم میخورد، اما هر کسی که با سادیستها آشنا باشد میداند مسابقهٔ ساختگی است.
«No Country for Old Men» سادیست را در فرمول همیشگی هالیوود، جاودانه و خداگون، نشان میدهد؛ در حالی که در «Nightfall» سادیست انسانی و فانی است. «No Country» تلاش میکند هر بخش داستان را بهگونهای تقطیع کند که نشان دهد اگر به اندازهٔ کافی سادیست باشی، جاودانه خواهی شد—فرمولِ واقعی هالیوود از حدود ۱۹۶۵ به بعد.
در کل، نوشتهٔ مککارتی ریسک چندانی نمیکند و داستانِ «ایمن» هالیوودیای را بازگو میکند که الهامبخش یا آموزنده نیست و صرفاً برای سرگرمی سطحی ساخته شده است.
فقط دومین بار بود که این فیلم را میدیدم، اما این یک درام-وسترن خوب با اجراهای شگفتانگیز است، بهویژه خاویر باردِم و تا حدی جاش برولین. فکر نمیکنم این فیلم نسبت به آثاری مثل «Hell or High Water» فیلمی برجسته باشد، اما بسیار سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران