«جونو» (الن پیج) یک دختر خوش زبان ۱۶ ساله ناگهان خود را با یک حاملگی ناخواسته روبرو میبیند. بلافاصله دوست صمیمیاش، «لی» را باخبر میکند و تصمیم میگیرند بچه را بیاندازند. در جلوی کلینیک، جونو همکلاسیاش «سو-چین» را میبیند، سپس وارد کلینیک میشود و دقایقی بعد بدون آن که ناراحتی و اضطرابی در چهرهاش پیدا باشد، از کلینیک بیرون میآید. جونو تصمیم میگیرد بچه را نگه دارد و سرپرستی آن را به زوجهایی که درخواست بدهند واگذار کند...
«جونو» (الن پیج) یک دختر خوش زبان ۱۶ ساله ناگهان خود را با یک حاملگی ناخواسته روبرو میبیند. بلافاصله دوست صمیمیاش، «لی» را باخبر میکند و تصمیم میگیرند بچه را بیاندازند. در جلوی کلینیک، جونو همکلاسیاش «سو-چین» را میبیند، سپس وارد کلینیک میشود و دقایقی بعد بدون آن که ناراحتی و اضطرابی در چهرهاش پیدا باشد، از کلینیک بیرون میآید. جونو تصمیم میگیرد بچه را نگه دارد و سرپرستی آن را به زوجهایی که درخواست بدهند واگذار کند...
جونو دختری باحال و بدون تعارف است؛ کسی که از کسی خط نمیپذیرد و مطابق میل خودش عمل میکند. او بیادب نیست؛ فقط خودش را میشناسد و میداند چه میخواهد، هرچند خودش فکر میکند هنوز کاملاً به آن پی نبرده — اما در واقع همانقدر که باید، فهمیده است. او با بلیکر باردار میشود. ابتدا به سقط فکر میکند چون فکر میکند این کار مسئولانه است،...
دیدگاه های کاربران