نسخهای بسیار خلاقانه و متفاوت از نسخهٔ اصلی. داستان کاملاً جدید است و با فضای امروز بهروز شده. پر از شوخیهای هوشمندانه و طنزهای لونی. بهتر از انتظاراتم بود. البته هیچکس نمیتواند جای مایکل جوردن را بگیرد.
نکات مثبت:
- کانگ و آیرون جاینت با هم ضربهٔ مشت رد و بدل کردند!
- حضور تعداد زیادی از شخصیتهای کمپانی وارنر.
- اجرای رپ بین پورکی پیگ و آل-جیریتم.
- گابریل...
نسخهای بسیار خلاقانه و متفاوت از نسخهٔ اصلی. داستان کاملاً جدید است و با فضای امروز بهروز شده. پر از شوخیهای هوشمندانه و طنزهای لونی. بهتر از انتظاراتم بود. البته هیچکس نمیتواند جای مایکل جوردن را بگیرد.
نکات مثبت:
- کانگ و آیرون جاینت با هم ضربهٔ مشت رد و بدل کردند!
- حضور تعداد زیادی از شخصیتهای کمپانی وارنر.
- اجرای رپ بین پورکی پیگ و آل-جیریتم.
- گابریل ایگلسیاس و زندایا به ترتیب صداپیشگی اسپیدی گونزالس و لولا بانی را برعهده داشتند.
- بهتر از فیلم اول بود.
- حضور لبرون جیمز!
- احتمال ساخت اسپینآف «وندر بانی» وجود دارد.
نکات منفی:
- صحنهٔ پیپه له پِو نشان داده نشد.
- انتظار داشتم تون اسکواد مقابل شرورهای وارنر قرار بگیرد؛ مثل جادوگر شرقی، سائورون، پنیوایز/It یا مأمور اسمیت...
- انتظار یک پیچش غافلگیرکننده را داشتم که در آن آل-جیریتم در واقع شخصیت بدی نیست و در اصل دارد به لبرون کمک میکند تا پسرش را بهتر درک کند؛ نویسندگان میتوانستند این را بهتر کار کنند.
- لحظاتی که آدم را شرمنده میکند.
این فیلم باید یکی از نامزدهای «بدترینِ سال» باشد. نمونهای بیشرمانه از داستانسرایی ضعیف، بازی بد و محصولات تبلیغاتی است؛ انگار به محض ترک سینما یک بستهٔ هدیه هم به شما دادهاند. داستان حول ربوده شدن پسر لبرون جیمز توسط یک هوش مصنوعی شرور میچرخد. تنها راه نجات او این است که لبرون و بهترین دوست جدیدش «بگز بانی» تیمی تشکیل دهند تا در یک مسابقه بسکتبال تیمی را که هوش مصنوعی انتخاب کرده شکست دهند. این خلاصهٔ ماجراست — شخصیتپردازی در میان آدمها قابلتوجه نیست و هرچند دیدن دوبارهٔ کاراکترهای کارتونی وارنر لذتبخش است، هر نوستالژیای که ایجاد میشود بهسرعت توسط کیفیت پایین کلی از بین میرود. مشخص نیست مخاطب هدف این فیلم کیست، اما قطعاً من نبودم.
بهعنوان بهانهای برای تولید یک فیلم انیمیشن CGI دیگر عمل میکند.
به نظرم این فیلم نباید به این شکل ساخته میشد. راز موفقیت اولین «اسپیس جم» اصالت آن و ترکیب نقاشیها با یک ستارهٔ واقعی بسکتبال بود که فرصت بازی با تصویر خودش را داشت. اینجا چیزی که میبینیم ناامیدکننده است و صرفاً پولی برای سازندگان جمع میکند بدون اینکه محصولی ارائه دهد که واقعاً انتظارات را برآورده کند.
مشکل اصلی فیلم آشکاراً فیلمنامه است: ماجرا با رد قراردادی توسط لبرون جیمز آغاز میشود؛ قراردادی که توسط یک الگوریتم کامپیوتری نوشته شده و این الگوریتم بهنوعی جان گرفته و میخواهد به روشهای بدی خودش را نشان دهد. با زندانی شدن او و پسرش در یک دنیای دیجیتال اوضاع پیچیده میشود. لبرون باید در مقابل الگوریتم زنده بسکتبال بازی کند و تنها کسی را که احتمالاً میتواند کمک کند صدا میزند: بگز بانی. همانطور که میبینیم، فیلمنامهای ساده، ضعیف و ناتوان از حمایت درست فیلم است.
نمیخواهم خشن دربارهٔ لبرون قضاوت کنم؛ او بازیگر نیست و از او انتظار بازیگری عالی نداریم. فکر میکنم با آنچه داشت تلاش کرد، هرچند مواد اولیه ضعیف بودند، و او بهاندازهٔ مایکل جوردن قبلی محبوب نیست—شاید در آمریکا مشهور باشد اما خارج از آمریکا بسیاری او را نمیشناسند. دان چیدل در اینجا بهنسبت برجستهتر است، هرچند نقش او آزاردهنده و خستهکننده است. سدریک جو هرچه در توان داشت انجام داد، اما شخصیت او بد طرحریزی شده؛ خودمحور، خودخواه، مغرور و از پدرش کینهتوز که تا نزدیک پایان آدم آزاردهندهای است.
از نظر فنی فیلم همهٔ امیدش را به جلوههای بصری CGI بسته و در این زمینه هم شکست خورده: ظاهر سبکشده و خستهکنندهٔ شخصیتها کار نمیکند. نسخههای کامپیوتری بگز و دیگر لونی تیونز را بهطور خاص دوست ندارم؛ زشت و نامناسباند. بعضی چیزها نباید بهاینگونه مدرن شوند تا هویتشان را از دست ندهند. علاوه بر این، فیلم سینماتوگرافی خستهکنندهای دارد و طولانی است، بدون فیلمنامه یا محتوایی که طول کاملش را توجیه کند. از طرفی اما از ادای احترامهای متعدد به فیلمهای قدیمی وارنر—از «کینگ کونگ» تا «کازابلانکا»، با گذر از «هری پاتر» تا «ماتریکس» و «مکس دیوانه»—خوشم آمد؛ آن بخش فیلم صمیمی و قابلاحترام بود. با این وجود، من این فیلم را توصیه نمیکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران