رامبو حال باید با گذشتهاش روبرو شده و از مهارتهای جنگی بی رحمانهاش کمک بگیرد تا دختر یکی از دوستانش که توسط کارتل های مواد مخدر مکزیکی دزدیده شده را نجات دهد و انتقام بگیرد. این فیلم داستان انتقامی مرگبار است و پنجمین فیلم از سری فیلم های رامبو است که این بار نیز، سیلوستر استالونه نقش رامبو را ایفا می کند...
رامبو حال باید با گذشتهاش روبرو شده و از مهارتهای جنگی بی رحمانهاش کمک بگیرد تا دختر یکی از دوستانش که توسط کارتل های مواد مخدر مکزیکی دزدیده شده را نجات دهد و انتقام بگیرد. این فیلم داستان انتقامی مرگبار است و پنجمین فیلم از سری فیلم های رامبو است که این بار نیز، سیلوستر استالونه نقش رامبو را ایفا می کند...
تفنگ، خونریزی، انفجار و بیگانهستیزی — هر چیزی که از یک فیلم رمبو انتظار دارید؛ بسیار سرگرمکننده
در طغیان نقدهای منفی که «Rambo: Last Blood» را احاطه کرد، نقد ریچارد روپر برای Chicago Sun-Times که فیلم را «بیرحمانه خونریز، استثمارگر و منزجرکننده» خواند، جلبتوجه میکرد. من تا حد زیادی با آن توصیف موافقم — و در عین حال از فیلم لذت بردم. اما یک سؤال مطرح...
تفنگ، خونریزی، انفجار و بیگانهستیزی — هر چیزی که از یک فیلم رمبو انتظار دارید؛ بسیار سرگرمکننده
در طغیان نقدهای منفی که «Rambo: Last Blood» را احاطه کرد، نقد ریچارد روپر برای Chicago Sun-Times که فیلم را «بیرحمانه خونریز، استثمارگر و منزجرکننده» خواند، جلبتوجه میکرد. من تا حد زیادی با آن توصیف موافقم — و در عین حال از فیلم لذت بردم. اما یک سؤال مطرح است: کدام نوع فیلم مسئولانهتر است؛ فیلمی با درجهبندی سنی R که صراحتاً خشونت را نشان میدهد یا فیلمی با درجهبندی PG-13 که خون و جراحت را حذف میکند اما همان وحشیگری را حفظ میکند؟ «Last Blood» بهلحاظ میزان خشونت، چندان بیشتر از مجموعه «Taken» نیست، اما در نمایش آثار فیزیکی خشونت روی بدن انسان صادقتر است. این فیلم، برخلاف سرگرمی خانوادگی بودنِ مصنوعی بعضی آثار، قصد ندارد خانوادگی باشد. این فیلم بازگشتی است به روزگاری که یک داستان کمپشتوانه به صحنهای طولانی از اکشن روزافزون و سنگین خشونت میرسید.
در دورهای که اغلب صاحبصداها از بیان هر چیزی که ممکن است واکنش منفی برانگیزد طفره میروند، فیلمی میتواند متمایز شود اگر سازندهاش شجاعت ایستادن تنها را داشته باشد. «Last Blood» فیلمی مثل «Dragged Across Concrete» نیست؛ تقریباً فیلمی کامل هم نیست (فیلمنامه بسیار ابتدایی است) و از نظر سیاسی کمعمقترین قسمت مجموعه رمبوست. آیا فیلمی بیگانهستیز یا تاحدی نژادپرستانه است؟ تا حدودی. آیا ممکن است ترسهای غیرمنطقی از مکزیک و گذرگاه مرزی را تشدید کند؟ احتمالاً. اما آنچه مسلم است این که در فیلم رمبو تنها دشمنان را نمیکشد، بلکه بارها و بارها مجبور است حتماً مطمئن شود که دشمنان از بین رفتهاند؛ و صحنههایی دارد که در آن با دستان خالی احشای داخلی را خارج میکند. در واقع، این یک فیلم انتقامجویانه خشن و بیپرواست که بههیچوجه به حساسیتهای سیاسی توجه نمیکند — و از نظر من همین مشخصه را جذاب میکند.
در پایانِ فیلم «Rambo» (2008)، رمبو به آمریکا بازمیگردد و در مزرعهای در آریزونا زندگی میکند. «Last Blood» داستان را یازده سال جلو میبرد: پدر رمبو مرده، او در مزرعهاش مانده، اسبها را رام میکند و برای کنترل PTSD دارو مصرف میکند. او با سرایدار خانه، ماریا بلتران، و نوهٔ نوجوانِ او، گابریلا، که او را «دایی» صدا میزند و عملاً بزرگ شدهاند، زندگی میکند. وقتی گابریلا پس از تماس دوستی از مکزیک به آنجا میرود تا پدرش را بیابد، با هشدارهای رمبو و ماریا مخالفت میکند و به مکزیک میرود. پس از آنکه پدرش همانطور که رمبو گفته بود سنگدل درمیآید، گابریلا توسط برادران مارتینز (اعضای یک باند قاچاق انسان و فحشا) ربوده میشود. رمبو برای نجات او وارد ماجرایی میشود که در نهایت تصمیم میگیرد آنها را به آریزونا بکشد تا در قلمرو خودش با آنها مقابله کند.
شخصیت رمبو در رمان دیوید مورل (1972) و فیلم اول (1982) نمایندهٔ یک سرباز ویتنامی بازگشته بود که قادر به بازگشت روانی به جامعه نیست؛ شخصیتی تراژیک که ناشی از PTSD و بیتفاوتی اجتماع بود. اما با دنبالهها، رمبو کمکم به نماد قهرمانِ شکستناپذیر خشونتطلب تبدیل شد: در قسمت دوم بهنوعی فرصت بازگشت به ویتنام داده شد، در قسمت سوم او وارد جنگ شوروی-افغانستان شد و در نسخهٔ 2008 به میانِ میانمار رفت تا گروهی از امدادگران را نجات دهد — هر بار فیلمها بیشتر به نمایشِ قهرمانِ نظامی و کمتر به تامل روانی پرداختند.
«Last Blood» در سال چهارم ریاستجمهوری دونالد ترامپ منتشر شد و طبیعتاً به بحرانها و حساسیتهای مربوط به مرز جنوب آمریکا اشاره میکند؛ اما فیلم کمترین میزانِ تکیه بر یک منازعهٔ سیاسی خاص را در میان مجموعه دارد. در عوض، داستان شخصیتر است و این بار از رمبو شخصیتی آسیبدیدهتر و عاطفیتر میبینیم؛ چیزی که از «First Blood» تاکنون به این وضوح مشاهده نشده بود. نمایش اثرات مزمن PTSD و استفادهٔ رمبو از آن بهعنوان محرکِ بازگشتش به ذهنیتِ جنگی، از جنبهٔ روانشناختی بخش ابتدایی فیلم را موفق میکند — ما رمبو را در خانه میبینیم، تلاشش برای مهار شیاطین درونش را میبینیم و برای اولین بار از مدتها چیزی برای از دست دادن در زندگی او میبینیم.
اما نقطهٔ فروش اصلی فیلم سیاست یا عمق روانشناختی نیست؛ اکشن و لحظهٔ «آمادهسازی» رمبو برای رهاسازیِ جهنم است. تمامِ بخش پایانی عملاً یک صحنهٔ اکشن طولانی است: رمبو کارتل مارتینز را به آریزونا میکشاند و در تونلها و تلههایی زیر مزرعه آنها را یکییکی شکار میکند؛ صحنهای که تا حدودی یادآور تعقیب و گریز او در جنگلِ فیلم اول است. کارگردان آدریان گرونبرگ و فیلمبردار برندان گالوین این سکانس را تیره، زمخت و بیپرده ساختهاند؛ برخلاف اکشنِ نرم و بالهمانندِ برخی آثار معاصر، اینجا فیزیکی بودن ضربه و ویرانیِ ملموس ناشی از آن کار میکند. تدوین نیز در نگهداشتن گرامرِ مبارزه و جهتیابی در فضاهای کمنور عملکرد خوبی دارد؛ هرگز احساس گیجی از ادیتهای بیربط بهوجود نمیآید.
از سوی دیگر، بسیاری از ویژگیهایی که برخی تماشاگران دوست دارند، همان چیزهایی هستند که دیگران از آنها متنفرند: سیاست سادهلوحانه، بیگانهستیزیِ کمپرده، خشونتِ بیرحم و تمجید واضح از اسلحه. فیلم در نمایشِ پررنگِ مجموعهٔ اسلحهها و تأکید بر تخریب ناشی از آنها اغراقآمیز است؛ گویی رویاپردازی برخی گروهها دربارهٔ قهرمانِ تمام-اسلحهٔ آمریکایی را محقق میکند. بخش مکزیکیِ داستان هم یا احمقانه نوشته شده یا عامدانه کارتونی؛ شخصیتها اغلب تکبعدیاند و مرز میان دو کشور در فیلم بهطرز غیرواقعیای نفوذپذیر نشان داده شده است.
نقد جدیتر این است که با وجود عنوان «آخرین خون»، فیلم حس پایانیافتگی و جمعبندی ندارد. هیچ نقطهای در فیلم نیست که احساس کنی خداحافظی شایستهای با شخصیت انجام شده است؛ از خلافکارانِ کلیشهای تا دیالوگهای کلیشهای و ریتم روایی ضعیف، هیچجا حس خِتم و نتیجۀ نهایی دیده نمیشود. در واقع، فیلم قبلی (2008) از این نظر بیشتر به یک پایان نزدیک بود تا این نسخه. از نظر ساختار، «Last Blood» در بسیاری جاها مانندِ «Rocky IV» عمل میکند: چند پلات کوتاه که به یک سکانس اکشنِ بزرگ وصل شدهاند.
دیوید مورل، نویسندهٔ رمان اصلی، در زمان ساخت فیلمنامه با استالونه همکاری کرده بود و نسخهٔ اولیهای را که «سفر روحانی» و داستانی «واقعاً احساسی و قدرتمند» توصیف شده بود، رد کردند و نسخهٔ کنونی را ساختند. مورل پس از دیدن فیلم گفت که از نتیجه «خجالتزده» است و احساس «تحقیر و انسانزدایی» کرده است.
جمعبندی: «Last Blood» از نظر فنی در بسیاری لحظات چشمگیر و سرگرمکننده است؛ فیلمبرداری، تدوین و صحنهٔ اکشنِ پایانی قدرتمند است و استالونه نقش متعارف و قویاش را ارائه میدهد. اما فیلم در جنبههای سیاسی و روایی کمعمق و بعضاً ناپسند است؛ خشونت آن بیش از حد و کلیشهها در برخی بخشها آزاردهندهاند. اگر با نگرش مناسب به سراغش بروید — یعنی انتظار یک فیلم اکشن انتقامجویانهٔ بدون پیچیدگیهای سیاسی یا روانی عمیق — احتمالاً از آن لذت خواهید برد.
دیدگاههای کوتاهتر و متنوع دیگر منتقدان:
- برخی آن را سکانس نهایی «دیوانهکننده» و سرگرمکننده توصیف کردهاند، اما میگویند بهپای «First Blood» یا «Rambo» (2008) نمیرسد.
- عدهای آن را فیلمی فرسایشی و تا حدی کماهمیت ولی با پایان انفجاری خواندهاند؛ برای طرفدارانِ «یک مرد علیه دنیا» جذاب است.
- برخی فیلم را فرسوده و ضعیف در روایت و نامناسب برای خاتمه دادن به فرنچایز دانستهاند.
- چند نظر هم تأکید دارند که فیلم «نژادپرست» یا تبلیغاتی برای سیاستهای خاص نیست و اساساً یک فیلم اکشن ساده است؛ در مجموع نظرات متفاوت و دوقطبیاند.
در نهایت، «Rambo: Last Blood» فیلمی است که هم میتواند شما را سرگرم کند و هم عصبانی؛ بستگی دارد با چه چشمی آن را تماشا کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران