نامزد ۵ جایزهٔ اسکار؛ ۱۲۴ جایزه کسبشده و مجموعاً ۲۲۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1656
فیلم بد نبود؛ نه خستهکننده بود و نه خیلی سرگرمکننده. در ابتدا معنای کلی آن را درک نمیکردم: آیا قرار است بگوید میشود با دروغ، فریب و دزدی راه میانبُر زد و به رویاها رسید (چون شخصیت اصلی دقیقاً همین کارها را میکرد)؟ داستان هم دربارهٔ فشار طبقات اجتماعی نیست، چون هیچکس بهخاطر طبقهٔ اجتماعی با او متفاوت رفتار نمیکرد و تقسیمبندیای که احساس میکرد...
فیلم بد نبود؛ نه خستهکننده بود و نه خیلی سرگرمکننده. در ابتدا معنای کلی آن را درک نمیکردم: آیا قرار است بگوید میشود با دروغ، فریب و دزدی راه میانبُر زد و به رویاها رسید (چون شخصیت اصلی دقیقاً همین کارها را میکرد)؟ داستان هم دربارهٔ فشار طبقات اجتماعی نیست، چون هیچکس بهخاطر طبقهٔ اجتماعی با او متفاوت رفتار نمیکرد و تقسیمبندیای که احساس میکرد صرفاً در ذهن خودش بود. اضطراب او نسبت به والدین، مدرسه و طبقهٔ مرفه هم در داستان بهعنوان مسئلهای جدی مطرح نشد؛ وقتی به چیزی که میخواست رسید، فهمید آنسوی حصار برایش بهتر از اینطرف نیست. در واقع، کسانی که رهایشان کرده بود او را بیزار میکنند و در پایان خودش دلتنگ و حسرتخورِ آن سوی زندگی میشود. اگر چیزی قرار بود فیلم بگوید، این است که ثروتمندان آنقدرها هم متفاوت و غیرقابلدسترس نیستند و دقیقاً مثل دیگران دنبال پذیرشاند. انجام هر کاری برای رسیدن به رویاها به رضایت نمیانجامد، چون زندگی آنطرف بهتر از اینطرف نیست؛ تنها با این راه به دیگران آسیب میزنی و از داشتههای قبلیات غافل میشوی. در مجموع فکر میکنم فیلم حرفی برای گفتن داشت.
★★½ — نه خستهکننده و نه خیلی سرگرمکننده.
فکر میکنم Lady Bird یکی از آن فیلمهایی است که من در سال ۲۰۱۷ با نظر همه اختلاف دارم. در هیچکجای فیلم حس جذب شدن نداشتم. واقعاً از نخستین فیلمی که Greta Gerwig کارگردانی کرده لذت نبردم. شاید تنها باشم که چنین حسی دارم، اما باید صادق باشم: این فیلم برای من کششی نداشت. معمولاً میگویم «این فیلم نوع سلیقهٔ من نیست»، اما پارسال فیلم Edge of Seventeen با مضامین تقریباً مشابه جزو فیلمهای محبوبم بود. پس شاید اشتباه از من است.
نمرهٔ نهایی: ★½ — خستهکننده/ناامیدکننده. در صورت امکان پرهیز شود.
این یکی از فیلمهای موردعلاقهٔ مطلق من است. میدانم برخی ممکن است نمرهٔ پایینی بدهند چون مخاطب این فیلم عمدتاً زنان سفیدپوست خاصیاند، اما حرف من این است که «آنها فیلم را نفهمیدند». این فیلم برای من یک فیلم آرامشبخش نهایی است و هیچ انتقادی را قبول ندارم.
تصویر آغازینِ فیلم که نویسنده/کارگردان Greta Gerwig ارائه میدهد، زن و مادری (Marion و Christine) را نشان میدهد که در یک تخت هتل خوابیدهاند؛ چهرههایشان نزدیک و شبیه به هم است، انگار دو روی یک سکهاند. همین شباهت و تضاد است که باعث میشود همدیگر را درک کنند و همدیگر را عمیقاً زخمی سازند. رابطهٔ مادر و دختر هستهٔ اصلی روایتِ Lady Bird است. فیلم سال آخر متوسطهٔ Christine (که اصرار دارد او را Lady Bird صدا کنند) در ساکرامنتو را روایت میکند؛ او بیصبرانه منتظر ترک شهر است و امیدوار است در یک کالج آزادِ سواحل شرقی تحصیل کند. بهدنبال فرهنگ است و ساکرامنتو از نظرش مدتهاست در آینهٔ عقب جا مانده.
Lady Bird یک داستان رشد بسیار خوب و عمیقتر از همتایان ژانرش است. فیلم فراتر از پسرها و کشف خود را بررسی میکند؛ به گذشتهٔ آشنا، روابط پیچیدهٔ والدین و درکی عمیق از اینکه «خانه» با وجود تمام کاستیها آرامش است، میپردازد. همهچیز چنان ماهرانه ساخته شده که تجربهٔ آن فوراً قابلارتباط است و بسیاری از تماشاگران با شخصیت اصلی همذاتپنداری میکنند. هرچند منتقدان تا حدی آن را بیشازحد تحسین کردند، اما فیلمی درخشان است که تماشای آن آسان است و میتواند همزمان بخنداند و به گریه بیاندازد.
آثار معمولیِ «رشد و بلوغ» بسیار شایعاند، بنابراین وقتی چیزی واقعاً شخصی و اصیل مثل Lady Bird ظاهر میشود بسیار تازگی دارد. مقیاس کوچک و صمیمیت داستانِ یک دختر نوجوان در آستانهٔ بزرگسالی در ساکرامنتو خام و واقعی بهنظر میرسد؛ تمرکز صمیمانهٔ فیلم حکایتی جهانی پدید میآورد که با دلسوزی و تلخکامی بخشهایی از زندگی را بازمییابد که پر از فراز و نشیباند. این دقیقاً همان نوع سینمای مستقل است که به آن نیاز داریم و Greta Gerwig با نخستین تجربهٔ کارگردانیاش ضربهٔ موفقی زده.
فیلم نگاهی بیتصنع و غیررمانتیک به زندگی طبقهٔ متوسط در سال ۲۰۰۲ ارائه میدهد؛ ما با Lady Bird، پدر اخراجشده و افسردهاش و مادر پرتلاش و پایدارش آشنا میشویم. انتخاب بازیگران عالی است و Saoirse Ronan و Laurie Metcalf برجستهاند؛ در لحظات کشمکش بین مادر و دختر هر دو بهترینهای خود را نشان میدهند. بهنظر میرسد بازیگران از نظر عاطفی با متن ارتباط برقرار کردهاند و اجراهایشان صراحت و همدلی تلخی به دینامیک خانوادگیِ فیلمنامهی Gerwig میبخشد.
Gerwig گفته فیلم تا حدی اتوبیوگرافیک است و با صدایی اصیل و با دقت موضوعش را مینویسد (روایتی که با دیدگاهِ بزرگسالی گفته میشود). او حکمت و بصیرتی واقعی و نگاهی تازه با فیلمنامهای بذلهگو و روشن آورده که بازتابدهندهٔ شخصیت آزاد و واقعنمای اوست. فیلم چنان مشاهدهگر است که من با قهرمان نوجوان آن کاملاً ارتباط برقرار کردم؛ بعضی موقعیتها انگار برگهایی از دفتر خاطرات خودم بودند. در زندگی نوجوانان، چیزهای پیشپاافتاده گاهی بسیار مهم میشوند و لحظات مهم گاهی ویرانگر؛ این لحظات اینجا با زندهدلی و همدلیای به نمایش درآمده که بهندرت چنین دقتی در سینما دیدهام.
Saoirse Ronan نقش Christine McPherson (یا همان Lady Bird) را بازی میکند. در سال آخر دبیرستان باید با تأثیرات متضاد مواجه شود چون بزرگسالی و آیندهاش نزدیک است. او رابطهٔ نزدیکی با پدر دارد، رابطهای پرتنشتر با مادر و عمومًا از وضع معیشتی خانواده در ساکرامنتو ناراضی است. داستان رشد عاطفی او، دوستپسرانش و مسیرش به بزرگسالی گاهی تأثیرگذار، گاهی خوداندیشانه و برای من متأسفانه نسبتاً بیارتباطکننده بود. شخصیت او خودمحور و بیفکر بهنظر میرسد—هرچند نه سطحی. مثل بسیاری از داستانهای نوجوانی، برای کسانی که تحتتأثیر قرار میگیرند جذاب است ولی برای دیگران صرفاً مسائل هورمونییی یکنواخت بهنظر میآید. برای من چنین بود؛ پر از کلیشههایی که ۹۴ دقیقه را طولانیتر میکرد. این فیلم برای من نبود.
در سال آخر دبیرستان (۲۰۰۲–۲۰۰۳)، دختری از «سمتِ اشتباه شهر» با چالشهای مادری سختگیر، دوستیها، عشق، نمایش مدرسه و جستوجوی «فرهنگ» و تحصیل در شرق روبهرو میشود. فیلم تا حدی بر تجربههای خودِ نویسنده/کارگردان در ساکرامنتو مبتنی است. او بعدها با فیلم Barbie به شهرت رسید. این نخستین فیلمی است که از او دیدم؛ او نویسنده و فیلمساز ماهری است اما سبکش بهدلِ من ننشست. مشکل فقط چند طعنه به محافظهکاری نیست، بلکه نگارش و فیلمسازیاش نتوانست مرا به شخصیتها و تجربههایشان جذب کند. سبک او برای من جذاب نیست؛ با وجود علاقهام به فیلمهای تأثیرگذارِ رشدِ جوانان، این فیلم تا آخرین پرده برایم ناخوشایند شد. بازی Odeya Rush و Timothée Chalamet از معدود نکات مثبتاند.
فیلم انتظارها را برآورده میکند. بخشهای درام نوجوانی خوب بهتصویر درآمدهاند، اما آنچه واقعاً فیلم را به سطح بالاتری میبرد، موضوعات خانوادگی است. Saoirse Ronan و Laurie Metcalf فوقالعادهاند؛ Ronan بهویژه و Metcalf هم در پایان شایستهٔ تحسین است. Tracy Letts هم نقش مثبت و خوبی دارد. دیگر بازیگران خوب شامل Timothée Chalamet، Beanie Feldstein، Stephen McKinley Henderson و Lois Smith هستند. در مجموع در صحنه هیچکس نبود که من دوست نداشته باشم؛ این همیشه نشانهٔ کیفیت فیلم است. خوشحالم که این فیلم واقعاً عالی است؛ فیلمی که این سالها بارها در میان فهرستها دیدهام و دیدنش دیر بهنظر میرسید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران