برندهٔ ۷ جایزهٔ پرایمتایم امی؛ مجموعاً ۳۵ جایزه و ۳۷ نامزدی.
تمپل گراندین (با بازی کلر دینز) تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده و برای زندگی به مزرعهٔ خالهاش آن (کاترین اوهارا، که در نقشهای دراماتیک بسیار خوب جا میافتد) در آریزونا فرستاده میشود. واکنش اولیهٔ او به آبوهوا و رفتار دستوپاگیرش به ما نشان میدهد که او مبتلا به سندرم آسپرگر و/یا اوتیسم است. آسپرگر شکل خفیفتری از اوتیسم است که در آن فرد مهارتهای ارتباطی...
تمپل گراندین (با بازی کلر دینز) تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده و برای زندگی به مزرعهٔ خالهاش آن (کاترین اوهارا، که در نقشهای دراماتیک بسیار خوب جا میافتد) در آریزونا فرستاده میشود. واکنش اولیهٔ او به آبوهوا و رفتار دستوپاگیرش به ما نشان میدهد که او مبتلا به سندرم آسپرگر و/یا اوتیسم است. آسپرگر شکل خفیفتری از اوتیسم است که در آن فرد مهارتهای ارتباطی بهتری مانند گفتار دارد، اما همچنان قادر به برقرار کردن پیوند با برداشتهای متداول از رفتار «طبیعی» نیست.
تمپل کمکم عاشق مزرعه میشود، با حیوانات کار میکند و یک درِ خودکار اختراع میکند که با کشیدن میلهٔ برنجی باز میشود. او بسیار باهوش و دقیق است، اما مجبور میشود به دانشگاه برود. مادر تمپل، اوستاشیا (جولیا اورموند، که او هم بهخوبی در نقشهای شخصیتی رشد کرده است) در تمام عمر با بروز شدتهای عصبی تمپل مقابله کرده و میداند چه باید کرد تا او را آرام کند. متأسفانه زندگی دانشگاهی برای تمپل سخت است؛ او ماشینی میسازد که خودش را آرام میکند اما دیگر دانشجویان را وحشتزده میکند (نسخهای از محل نگهداری گاوها). تمپل وارد محیط کالجی میشود که هنوز خدمات ویژهٔ حمایتی در آن وجود ندارد، اما با این حال از پس آن برمیآید و سپس در آریزونا مدرک کارشناسی ارشد در دامداری میگیرد.
دوباره تمپل با موانعی روبرو میشود—دامداران که او را بهخاطر پرداختن به موضوعاتی که بهنظرشان سطحی میآید، نمیخواهند، بهعلاوه اینکه او زن است و آنها زنها را برای چنین کارهایی مناسب نمیدانند. تمپل روشی جدید برای عبور دامها از یک وانِ ضدعفونیکننده طراحی و اجرا میکند که نسبت به روشهای معمول انسانیتر است، و سپس به بازاندیشی در شیوهٔ کشتار دامها میپردازد. تمپل معتقد است حیوانات برای خدمت به انسان آفریده شدهاند، اما دلیلی ندارد که ما در استفاده از آنها مهربان نباشیم؛ این هم از نظر اخلاقی درست است و هم از نظر تجاری منطقی.
تمپل سرسخت است، اما جهان را مثل ما نمیبیند. او هر چیز را بهصورت تصویر میبیند و شوخیها و ایهامها را بهطور لفظی درمییابد. وقتی عبارت «animal husbandry» (دامداری) را میشنود، ذهنش تصویر ازدواج با حیوان را میسازد. مرگ هم مفهومی غریب برایش است—چه برای حیوانات و چه برای انسانها. وقتی یک شخصیت اصلی میمیرد، او تعجب میکند که آنها کجا رفتهاند و مفهوم «خداحافظی» در مراسم خاکسپاری را درک نمیکند، چون آخرین بار که آنها را دید، همانوقت به آنها «خداحافظی» گفته بود.
بهنوعی، گراندین بعداً برای نشریات تخصصی دامداری مینویسد و سپس فعال حقوق افراد اوتیستیک میشود؛ فیلمنامه بر اساس دو کتاب نوشتهٔ خودش ساخته شده است. کارگردانی میک جکسون شگفتانگیز است. او با بهرهگیری درست از جلوههای ویژه، به بیننده نشان میدهد گراندین چگونه همهچیز را در ذهنش تصویر میکند. این صحنهها تجربهٔ یادگیری عالیای فراهم میآورند بدون آنکه صفحه را با تبحر فنی غرق کنند، و به ما میگویند اوتیستها ناقص ذهنی نیستند؛ آنها متفاوتاند، نه کمتر (خطی از مادر تمپل).
فیلمنامه گهگاه زمان را زیاد جابهجا میکند (دانشگاه، سپس بازگشت به دورهٔ شبانهروزی مدرسه؟)، اما تمرکز خود را روی گراندین از دست نمیدهد. در حالی که بازیگران مکمل از زمان حضورشان استفاده میکنند، فیلم یک شخصیت محوری دارد که بهاندازهٔ کافی جذاب است و نیازی به اغراقهای ملودراماتیک ندارد. اوهارا در نقش خالهٔ آن بسیار خوب است؛ او نبیرهاش را خیلی خوب میشناسد. تماسهای دلگرمکنندهٔ او و صحنههایش با مادر نگران تمپل خوب اجرا شدهاند. اورموند در نقش مادر تمپل فوقالعاده است. من کاملاً میتوانم با او همدلی کنم—تماشای فرزندی که رفتارهای عجیب دارد و گناهکار دانستن خودشان بابت وضعیت فرزند. اوستاشیا یک هیولا یا دشمن فریادزن نیست که هر تشخیصی را تحقیر کند؛ او صبر یک قدیس را دارد، تصمیم میگیرد به تمپل با کارتهای تصویری صحبت را بیاموزد و با تردید میپذیرد که فرزندش قادر به نشان دادن عشق و محبت به شکل معمول نیست.
دیوید استراترن (David Strathairn) هم بهعنوان استاد علوم تمپل در مدرسهٔ شبانهروزی عالی است؛ او میفهمد تمپل درخشان است اگر برنامهٔ درسی برای سبک یادگیری او تغییر کند. کلر دینز یک کشف است. او قبلاً در «رومئو + ژولیت» و قسمت سوم «ترمیناتور» نقشهای خوبی داشته، اما بازی اغراقآمیزش در سریالِ بیش از حد تحسینشدهٔ «My So-Called Life» مرا آزار داده بود. من مصاحبههایی با تمپل گراندین واقعی دیدهام و دینز فقط تقلید برخی عادات ظاهری را نکرده یا نقش را خوب ایفا نکرده؛ او تبدیل به تمپل گراندین میشود. از همان صحنهٔ اول دقیقاً نقش را میگیرد و در تمام اجرا ثابتقدم است. بیننده نیازی ندارد کسی بیاید و تکتک ویژگیهای عجیب تمپل را توضیح دهد؛ ترس او از درهای خودکار و واکنشهای فیزیکیاش وقتی احساس تهدید میکند، همه با بازی دینز تجسم یافتهاند. او چنان خوب است که فراموش میکنید در حال تماشای یک نمایش هستید. این یکی از بهترین آثار بازیگری است که دیدهام و از دوران ابتدایی به نحوی نقد فیلم انجام دادهام.
من از «تمپل گراندین» بسیار لذت بردم. از نظر شخصی میتوانم با آن ارتباط برقرار کنم بهخاطر وضعیت خانوادگی، اما بسیاری دیگر هم میتوانند از این فیلم الهام بگیرند. داستان تمپل نه تنها برای اوتیستها و خانوادههایشان الهامبخش است، بلکه ممکن است به هنرمندان جوان نشان دهد که فیلم چه رسانهٔ قدرتمندی میتواند باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران