بیگانه ای فضایی در سال ۱۹۶۹ موفق می شود تا «مامور کی» را به قتل برساند و کره زمین را در وضعیت خطرناکی قرار دهد. «مامور جی» که حالا یک کهنه کار در سازمان به حساب می آید، مامور می شود تا در زمان سفر کند و به سال ۱۹۶۹ بازگردد تا مانع از کشته شدن او در موعد مقرر گردد و به این ترتیب نسل بشر را نجات دهد...
بیگانه ای فضایی در سال ۱۹۶۹ موفق می شود تا «مامور کی» را به قتل برساند و کره زمین را در وضعیت خطرناکی قرار دهد. «مامور جی» که حالا یک کهنه کار در سازمان به حساب می آید، مامور می شود تا در زمان سفر کند و به سال ۱۹۶۹ بازگردد تا مانع از کشته شدن او در موعد مقرر گردد و به این ترتیب نسل بشر را نجات دهد...
از دید من این پایینترین نقطهی سری بود. جاش برولین در نقش تامی لی جونزِ جوان اجرای قابلتحسینی دارد، اما فیلمنامه جواب نمیدهد. فیلمنامه نهتنها چندان خوب نیست، بلکه همان داستان تکراری را دوباره روایت میکند. این سومین فیلم متوالی Men in Black است که خط داستانی اصلیاش را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «جلوگیری از اینکه این موجود خزندهمانند در قالب انسان به...
از دید من این پایینترین نقطهی سری بود. جاش برولین در نقش تامی لی جونزِ جوان اجرای قابلتحسینی دارد، اما فیلمنامه جواب نمیدهد. فیلمنامه نهتنها چندان خوب نیست، بلکه همان داستان تکراری را دوباره روایت میکند. این سومین فیلم متوالی Men in Black است که خط داستانی اصلیاش را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «جلوگیری از اینکه این موجود خزندهمانند در قالب انسان به جواهرات دست یابد.» با این حال یک نقش فرعی بیگانه نسبتاً دوستداشتنی هم وجود دارد. امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جالب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
این فیلم میداند چگونه به قسمت اول احترام بگذارد و در همان سطح ظاهر شود. داستان ساده اما سرگرمکننده است: رئیس سازمان MIB حالا زن شده و فرار یک بیگانهی خطرناک از زندان ماه مجبور میکند «جِی» به گذشته سفر کند، به آغازِ دورانِ «کِی»، تا از هجومِ نیرویی کهکشانی جلوگیری کند. فیلمنامه تا حدی مؤثر است و فیلم پر از حرکت و اکشن است. ویل اسمیت نشان میدهد بهعنوان بازیگر پختهتر شده و این بلوغ را در نقشِ «جِی» هم گذاشته است؛ «جِی» دیگر تازهکار نیست بلکه مامور ارشد و باتجربهای است که میداند چه میکند. در مقابل، «کِی» همچنان کهنهکار است و تامی لی جونز با آن چهرهی گرفتهاش از هر فرصتی برای نصیحتکردنِ «جِی» لذت میبرد. در نهایت، تعامل دو بازیگر باعث شده فیلم بامزهتر شود. ضدقهرمان لایق نفرت ماست و شوخیها و دیالوگهای طعنهآمیزی دارد، اگرچه جِمین کلمانت گاهی کمی اغراق میکند. مایکل استولبارگ و جاش برولین هم بازیهایی صادقانه و متعهدانه ارائه میدهند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت فیلم دارند. از نظر فنی فیلم روی جلوههای کامپیوتری و CGI حساب بزرگی باز کرده که امروزه کاملاً رایج است؛ با این حال صحنههای واقعی همیشه طعم بهتری دارند و پایانبندی کمی از فضای بقیهی فیلم جداست، ولی مشکل چندانی نیست. فیلمبرداری خوب، صدا و موسیقی مؤثر و صحنهآرایی، طراحی لباس و گریم مطابق انتظار یک فیلم MIB هستند.
بازسازی این فرنچایز بعد از دنبالهی ناامیدکننده ده سال طول کشید و انصافاً قبل از تکرار موضوعشان اندکی به داستان فکر کردهاند. «جِی» از زمان حضور در فیلم اول بسیار باتجربهتر شده، اما ناگهان خود را برای تجربهای میبیند که او را مجبور میکند با شریکش «کِی» تعامل کند و حتی برای همکاری با نسخهی جوانتر او از زمان سفر کند (نسخهای که به طرز غیرقابلباوری شبیه جاش برولین است). همهی اینها زیر نظر رئیسِ جدید «اُ» (اما تامپسون) قرار دارد. طرح کلی کمی کلیشهای است — باید بشریت را از نابودی قریبالوقوع نجات دهند — اما دستکم این بار شوخیها بیشترند (اغلب مؤثر از طرف تامپسون) و حرفزدنهای طولانیِ اسمیت کمتر به چشم میآید. گاهی شبیهِ «دکتر هو» میشود و سکانسهای اکشن خودشان را تکرار میکنند، در حالی که به دنبالِ «بوریس» (با بازی جِمین کلمانت) میروند و به پایانبندی پیشبینیشده اما رنگارنگی میرسند. بهتر از قسمت دوم است اما خیلی به لذت قسمت اول نمیرسد. شاید بهتر باشد همینجا متوقف شوند.
«مردان سیاهپوش ۳» ورود سوم خوبی برای این سری است. من ارتباط خاصی با دو فیلم قبلی ندارم (آنها را فقط یکبار دیده بودم و آن هم چند سال پیش)، بنابراین انتظار داشتم این فیلم بیفتد؛ اما خوشبختانه اینطور نشد. پایانبندی هم بهطور غافلگیرکنندهای شیرین است. راستش احتمالاً این قسمت را به آن دو ترجیح میدهم — شاید هم تأثیر تازگی کار است. چند دلیل برای این انتخاب هست: جلوهها بهترند، داستان سفر در زمان خوب اجرا شده و تامی لی جونز کمتر در صحنه حضور دارد؛ بازیگری که من شخصاً چندان طرفدارش نیستم. شاید این قضاوت در حق جونز سختگیرانه باشد، منظورم فقط این است که او برای من برجسته نیست؛ با این حال بازیگر خوبی است. از طرف دیگر جاش برولین یک ارتقاء است — انتخاب بازیگر عالی. ویل اسمیت و جِمین کلمانت هم عملکردهای محکمی دارند و مایکل استولبارگ شاید برجستهترین بازیگر بین آنها باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران