جایی میان کارولاینای شمالی و جنوبی. «سیلر ریپلی» (کیج) جلوی چشم های محبوبه اش، «لولا» (درن)، مردی را که با چاقو به او حمله کرده، می کشد و به زندان می افتد. اما بیست و دو ماه و هجده روز بعد که آزاد می شود «لولا» با این که مادرش «ماری یتا» (لد) ملاقات آن دو را ممنوع کرده، به دیدنش می رود. عشاق از شهر می روند و به سوی نیو اورلیانز به راه می افتند...
جایی میان کارولاینای شمالی و جنوبی. «سیلر ریپلی» (کیج) جلوی چشم های محبوبه اش، «لولا» (درن)، مردی را که با چاقو به او حمله کرده، می کشد و به زندان می افتد. اما بیست و دو ماه و هجده روز بعد که آزاد می شود «لولا» با این که مادرش «ماری یتا» (لد) ملاقات آن دو را ممنوع کرده، به دیدنش می رود. عشاق از شهر می روند و به سوی نیو اورلیانز به راه می افتند...
«Wild at Heart» خیلی زود کاملاً غیرقابلفهم میشود و در باتلاق خودمحوریهای هنریِ معمول دیوید لینچ فرو میرود؛ خودپرستیای که صرفاً برای لذتِ شخصی تماشاگرانِ عام را آزار، جدا و ناکام میگذارد — چیزی که از برخی جهات قابلقبول است — اما نکتهٔ غیرقابلقبول این است که داستان رها میشود و در پایان به همان اندازه نامشخص باقی میماند که در آغاز بود. مشکلاتی که...
دیدگاه های کاربران