پیتر پارکر پس از تجربه ای که با گروه انتقام جویان داشت به خانه بازمیگردد تا با عمهی خود زندگی کند. او در همین حال که تحت نظر مربی اش تونی استارک است، سعی میکند با هویت تازه اش کنار بیاید…
پیتر پارکر پس از تجربه ای که با گروه انتقام جویان داشت به خانه بازمیگردد تا با عمهی خود زندگی کند. او در همین حال که تحت نظر مربی اش تونی استارک است، سعی میکند با هویت تازه اش کنار بیاید…
حالا رسماً (البته نه کاملاً رسمی، بیشتر بهصورت نظر شخصی) تعداد فیلمهای خوب مردعنکبوتی دو برابر فیلمهای بد شده است. اما هومکامینگ از بین آنها مورد علاقهٔ من است. سال ۲۰۱۷ برای ژانر ابرقهرمانی سال بزرگی بود و Spider-Man: Homecoming هم در همان راستا حرکت میکند. همهٔ آن چیزی را دارد که یک فیلم مردعنکبوتی باید داشته باشد: دل، شوخطبعی، اکشن، جلوههای دیدنی، زندگی مدرسهای...
حالا رسماً (البته نه کاملاً رسمی، بیشتر بهصورت نظر شخصی) تعداد فیلمهای خوب مردعنکبوتی دو برابر فیلمهای بد شده است. اما هومکامینگ از بین آنها مورد علاقهٔ من است. سال ۲۰۱۷ برای ژانر ابرقهرمانی سال بزرگی بود و Spider-Man: Homecoming هم در همان راستا حرکت میکند. همهٔ آن چیزی را دارد که یک فیلم مردعنکبوتی باید داشته باشد: دل، شوخطبعی، اکشن، جلوههای دیدنی، زندگی مدرسهای واقعگرایانه، موضوعات شکلگیری شخصیت، و در عین حال با استحکام جای خود را در جهان سینمایی مارول حفظ میکند — بدون اینکه فقط به چارچوب گذشته تکیه کند. Spider-Man: Homecoming تماشایی است و هم بهتنهایی میایستد و هم بهعنوان بخشی از جهان بزرگتر قابل قبول است.
امتیاز نهایی: ★★★½ — خیلی خوشم آمد. قویاً توصیه میکنم وقت دیدنش را بگذارید.
بازگشت ناامیدکننده برای مردعنکبوتی. بعد از معرفی دراماتیک او در Civil War، این فیلم بیشتر شبیه تلاشی است برای پر نگه داشتن صندوقها. برخلاف فیلمهای توبی مگوایر، این نسخه سطحی بهنظر میرسد. هرگز واقعا قهرمانمان را در مخاطرهٔ جدی قرار نمیدهد... صرفاً طبق روال پیش میرود و موارد را تیک میزند. البته عمدتاً لذتبخش است، اما آیا واقعاً به آن نیاز داشتیم؟ خیر.
قاب و حضور آیرنمن از آنچه که در مردعنکبوتی عالی است کم میکند. همان چیزی که او را زمینی نگه میداشت — مدرسه، کار، روابط — حالا کمرنگ شده... او به زرهٔ آیرنمن یا اینکه آیرنمن بیاید و روز را نجات دهد نیاز ندارد!
همچنین، چرا او «حس عنکبوتی» ندارد؟! او مرتباً کتک میخورد!
در مجموع؛ ناامیدکننده است، چون مردعنکبوتی فقط تبدیل به عضو دیگری از تیم تونی شده، در حالی که باید مستقل بایستد.
نباید خیلی تعجب میکردم با توجه به تصویری که از مردعنکبوتی در کاپیتان آمریکا دیدیم، اما باید بگویم که امیدوار بودم چیز دیگری — یعنی بهتر — ببینم.
اگر تهیهکننده/نویسنده قصد داشته فیلم مردعنکبوتی را برای کودکان بسازد، کودکانِ واقعی نه جوانان، آنوقت این فیلم هدفش را زده است. فیلمی عالی در ژانر اکشن/ماجراجویی برای کودکان. متأسفانه من در آن گروه مخاطب نیستم و برای من این فیلم نسبتاً بد بود.
فیلم بچگانه است؛ راه دیگری برای توصیفش ندارم. یادم از مردعنکبوتی شخصیتی جدی، جوان و زبانتند است، نه همین مردعنکبوتی دستوپاچلفتی و بچگانهٔ این فیلم. دوستش ممکن است یک نابغهٔ کامپیوتر خوب باشد اما در غیر این صورت ساده و خستهکننده است. مسئولِ قرار است بزرگسالش هم یک اخلالگر است که — شگفتا شگفتا — از گوشی زنگ میزند چون حوصلهٔ شنیدن بچهها را ندارد.
افکتها از نظر بصری شاید خوب باشند، اما همان آشغالهای نامعقول هالیوودی هم هست؛ مثل قایقی که با اینکه نصف شده، برای همیشه روی آب میماند و غیره. لباس حرفزن مردعنکبوتی انگار توسط همان کسی برنامهنویسی شده که فیلمنامهٔ بچگانه را نوشته.
شرور اصلی تقریباً بدون کاریزماست و چیزی بیشتر از یک دزد ساده نیست. دوستانش هم همینطور.
زمینههای سیاسی/اجتماعی پراکنده در فیلم، بهویژه در صحنههای بنای واشنگتن، ناخواسته و جزو چیزهایی بود که مرا عصبانی کرد.
متأسفانه این فیلم از نظر من هدفش را خیلی جاها از دست داد. واقعاً نمیفهمم چرا برای هالیوود اینقدر سخت است که یک فیلم خوب از مردعنکبوتی بسازد. من شخصیت کمیکی مردعنکبوتی را دوست دارم، بنابراین مشتاق دیدن فیلمهای باکیفیتتری هستم.
تنها دلیلی که به این فیلم کمتر از دو ستاره از سه ندادم این است که بهعنوان فیلم کودکانه، بهجز بخشهای سیاسیِ زائد، چندان هم بد نیست. اما این چیزی نبود که من دنبال آن بودم.
جوان و پرانگیزه برای مبارزه با جرم!
بدون شک توبی مگوایر بهترین مردعنکبوتی است و همچنین اولین ابرقهرمان مدرنِ هزاره بود. از نظر جلوههای بصری و جنبهٔ سرگرمی، نسخهٔ دومِ زندهساز هم خوب بود، اما این فیلم خیلی متفاوت است. این دربارهٔ یک ابرقهرمان نوجوان است. فقط یک بچه. اینکه با چنین نیرویی چگونه آن را در کنار زندگی عادیاش مدیریت میکند خوب بیان شده.
داستان مستقیماً آغاز میشود چون معرفی قبلاً در فیلم مارولِ قبلی که بخشی از دنیای اونجرز بود صورت گرفته. پیتر پارکر با کمک تونی استارک بسیار مشتاق است که نسبت به جرمهای کوچک واکنش نشان دهد، در حالی که اونجرز با مسائل بزرگتری درگیرند. او احساس میکند آیرنمن او را عقب نگه داشته و میخواهد تصمیمات مستقلی بگیرد. در مقاطعی موفق میشود اما اوضاع وخیمتر میشود. مبارزه با بدمنها و جنبهٔ دیگر زندگیاش — یک رابطهٔ عاشقانه — و اینکه باقی داستان چگونه با یک پیچش پیش میرود، نشان داده میشود.
تام هالند خوب بود. داستان ساده و مثل یک خط اصلی است. اما صحنهها و جلوهها خوب با هم پیوند خوردهاند. با دیدن پنج نسخهٔ قبلیِ مردعنکبوتی، این یکی تا حدودی قابلپیشبینی بود، بهخصوص شخصیتها و ارتباطهایشان. دیدن پایانبندی این امکان را میدهد که دخترِ ضدقهرمان جای پدرش را بگیرد که میتواند بسیار جالب باشد.
بعد از اولین نگاه نگران بودم که این مردعنکبوتی جوان تحتالشعاع آیرنمن قرار بگیرد، اما آن بخشها خیلی خوب پرداخته شده بود. مقایسه با فیلم مردعنکبوتی ۱۵ سال پیش نشان میدهد بزرگترین تغییر تکنولوژی است. به همین خاطر هنوز فیلم توبی مگوایر را دوست دارم؛ ساده و زمینی بدون موبایل و کامپیوتر. اما فیلمهای ابرقهرمانی کنونی همه به موضوعات بیگانهای/متصل گرایش دارند و البته پیشرفت دیجیتال بزرگ است. امیدوارم فیلم بعدی هم با همان شدت ما را تحتتأثیر قرار دهد. پس منتظر تابستان ۲۰۱۹ باشیم.
امتیاز: ۷/۱۰
بعد از شکست The Amazing Spider-Man 2 سونی تصمیمی قاطع گرفت و شخصیت را دوباره به مارول سپرد — آیا نتیجه موفق بود؟ قطعاً بله!
برخلاف سهگانهٔ سم ریمی که در آن توبی مگوایر پیتِر پارکر بهتری نسبت به مردعنکبوتی بود، و دوگانهٔ مارک وب که اندرو گارفیلد مردعنکبوتی بهتری نسبت به پیتِر بود، تام هالند هر دو جنبه را بهخوبی در خود دارد.
البته نکات منفیای هم هست، بهویژه در پردهٔ دوم که کمی افت میکند، اما فیلم آنقدر خوب توجه ما را بازمیگرداند که بهسختی میتوانیم برای آن گذشت نداشته باشیم!
عالی!!
Spider-Man: Homecoming حتی به پای دو فیلم اول سم ریمی نمیرسد، چه برسد به Spider-Man: Into the Spider-Verse. هومکامینگ در اصل ادغام مردعنکبوتی در دنیای سینمایی مارول است و در آن سطح موفق است. تام هالند پیتِر پارکری خوب است؛ بالاخره بازیگری که شبیه دانشآموز دبیرستانی بهنظر میرسد! ماریزا تومی در نقش مِی خالهٔ جذاب و جوانپسند ظاهر شده که هرگز فکرش را نمیکردم. مایکل کیتون هم بهخوبی نقش وامپر (Vulture) را بازی کرده، یکی از جالبترن شرورهای دنیای مارول.
رابطهٔ تونی استارک و پیتر پارکر خوب است اما میتوانست بهتر از این باشد. واضح است که توسعهٔ این دو شخصیت نیمهکاره مانده. لباس پیشرفتهٔ مردعنکبوتی جالب است اما حس میدهد فیلم میخواهد بیشازحد شبیه آیرنمن باشد.
شخصاً فکر میکردم همهٔ امیدها از بین رفته است — دیگر هیچ راهی برای موفقیت یک ریبوت دیگرِ مردعنکبوتی نیست. اما این فیلم رنگارنگ، سرگرمکننده و مناسب قرارگیری در MCU است.
خیلی خوشگذرانی!
Spider-Man: Homecoming سرگرمکننده است، همانطور که انتظار داشتم. داستان شاید آنقدرها عالی نباشد اما باز هم داستانی لذتبخش است. جلوهها عالیاند، و شوخیها هم خوب کار شدهاند.
تام هالند ستارهٔ فیلم است؛ او نقش عنوان را عالی بازی میکند و بسیار به فیلم میافزاید. مایکل کیتون نقش خود را خوب ایفا کرده و دیدن رابرت داونی جونیور و جان فَورو از تیم آیرنمن جالب است.
جیکوب باتالون خوب است، و حضور زندایا و دونالد گلاور هم قابلتوجه است؛ حتی اگر فعلاً کماستفاده یا کماهمیت باشند. از کل بازیگری فیلم لذت بردم.
این فیلم تقریباً به درجهٔ بالاتری از امتیاز من نمیرسد، اما زمان خیلی دلپذیری را برایم فراهم کرد و با اشتیاق منتظر دنبالهاش هستم!
یک بار دیگر مارول در بازآفرینی این فرانچایز موفق شده — و باز هم روی یک بریت شرط گذاشتهاند. تام هالند انتخابی عالی برای قهرمان است — او مقدار زیادی جذابیت روی پرده دارد؛ واقعاً انگار خودش هم باور ندارد نصف اوقات که آنجا هست، و این کمک میکند تا ماجرای فانتزی لذتبخشی شکل بگیرد. این بار او باید حسهای عنکبوتیاش را کنترل کند (با کمی کمک از تونی استارک و گهگاه هپی هاگان) قبل از اینکه مایکل کیتون — مجهز به بالها و یک سلاح پرقدرت — همه چیز را نابود کند. بازیها در سطح بالا هستند؛ فیلمنامه ریتم سریعی دارد با مقدار زیادی اکشن، تصمیمگیری، شوخی و نوای مختصری از تهدید، و جلوههای هنرمندانه بهخوبی در اکشن جا میافتند و فیلمی کاملاً سرگرمکننده ساختهاند. راستش کمی طولانی است، اما بازیگری خوب، کارگردانی دقیق و کلیتِ فیلم برای تماشا توسط خانواده مناسب است و برای هر کس چیزی دارد.
نمیخواهم دربارهٔ خطای همخوانی درون MCU شکایت کنم... چون واقعاً کسی اهمیت نمیدهد، از جمله خودم.
مهم اینکه گارفیلد رفته و با او آدمتراشیِ تحقیرگر هم رفته است. برای طرفداران کمیک مارول دیدن گارفیلد در نقش کسی که قربانیانش را آزار میداد واقعاً دردآور بود.
حالا ما مردعنکبوتیای داریم که خوب و مهربان است. هالند میتواند شوخ و طعنهآمیز باشد بدون اینکه شبیه یک فلش تامپسون باشد. با این کار ما را دوباره به منبع بازمیگرداند.
در واقع هالند دوباره «دوستداشتنیِ همسایهٔ شما مردعنکبوتی» را زنده کرده و فکر میکنم MCU هم با دقت وقت گذاشته تا همه بدانند هالند قهرمانی است که مردم دوست دارند.
کیتون هم یک ولچر عالی ارائه میدهد؛ از منشأ تا سقوطش بهخوبی نقش را ایفا میکند.
تنها شکایتم از بازیگران مکمل است. مهربانیِ مِی را میتوانم تا حدی بپذیرم چون بازیگر خوبی است...
اما تونیِ رِوولوری انگار اصلاً برای نقش فلش ساخته نشده. او بیشتر شبیه قلدرِ نسل هزاره است که با کلمات زور میگوید و چیز زیادی بیشتر ندارد. فلش قرار است همان قلدر جثهدار دبیرستانی باشد که یک دهه بعد با تحقیر به شما پیتزا میدهد... این فلش آیندهای دارد.
و طعنهٔ MJ در انتها... کمی از ظاهر و شخصیت اصلی فاصله گرفت که چندان خوشایند نبود.
با این حال، در مجموع فیلم نفس تازهای است در فاصله گرفتن از نسخهٔ گارفیلد و گاهی هالند حتی توانسته تا حد تقریباً یک کیفیت جیمز باندی را در حالی که هنوز یک نوجوان گرفتار است ارائه دهد.
مثل همهٔ فیلمهای MCU، در نهایت پرداختِ اصلی فیلم همان طنز است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران