این فیلم بر اساس زندگی واقعی John Dillinger، یکی از مشهورترین سارقان بانک در دوران رکود بزرگ آمریکا، ساخته شده است. داستان، اوجگیری دیلینجر و گروهش، فرارهای جسورانه، سرقتهای پرخطر و تعقیب بیامان آنها توسط مأموران فدرال را به تصویر میکشد.
این فیلم بر اساس زندگی واقعی John Dillinger، یکی از مشهورترین سارقان بانک در دوران رکود بزرگ آمریکا، ساخته شده است. داستان، اوجگیری دیلینجر و گروهش، فرارهای جسورانه، سرقتهای پرخطر و تعقیب بیامان آنها توسط مأموران فدرال را به تصویر میکشد.
وارن اوتس مثل سارق بانک جان دیلینجر راه میرود، مثل دیلینجر حرف میزند، مثل دیلینجر تیراندازی میکند و یکی از بهترین چیزهای فیلم «دیلینجر» است. جان میلیوس این فیلم بیوپیک پر از اکشنِ ۱۹۷۳ را دربارهٔ آن سارق مشهور نوشته و کارگردانی کرده است. فیلم چند بار به «بانی و کلاید» اثر آرتور پن اشاره میکند، اما فیلمنامهٔ میلیوس به پای جلوههای بصری چشمنوازش نمیرسد....
وارن اوتس مثل سارق بانک جان دیلینجر راه میرود، مثل دیلینجر حرف میزند، مثل دیلینجر تیراندازی میکند و یکی از بهترین چیزهای فیلم «دیلینجر» است. جان میلیوس این فیلم بیوپیک پر از اکشنِ ۱۹۷۳ را دربارهٔ آن سارق مشهور نوشته و کارگردانی کرده است. فیلم چند بار به «بانی و کلاید» اثر آرتور پن اشاره میکند، اما فیلمنامهٔ میلیوس به پای جلوههای بصری چشمنوازش نمیرسد. داستان ممکن است آشنا باشد — همان که در دهها مستند جرم واقعی گفته شده: جان دیلینجر و گروهش با سرقتهای خونین بانکها در غرب میانه وحشت ایجاد کردند. او در آریزونا دستگیر شد، به ایندیانا بازگردانده شد و از زندان با استفاده از صابونی که شبیه اسلحه تراشیده شده و با واکس کفش سیاه شده بود، فرار کرد. در تعقیب او، ملوین پورویس افبیآی (بن جانسون) بود که آن را به نوعی انتقام شخصی تبدیل کرده بود و روی اجساد مجرمان سیگار میکشید. اعضای گروه هر کدام زنانی داشتند که همراهشان میشدند و دیلینجر هم با فاحشهای به نام بیلی (میشل فیلیپس) بود. دیلینجر در بیرون تئاتر بیوگراف در شیکاگو کشته شد، در حالی که با آن «زنِ قرمزپوش» مشهور، آنا سیج (کلوریس لیچمن)، دیده شده بود.
در حالی که «بانی و کلاید» نقطهٔ عطفی در ژانر فیلمهای جنایی بود، من فکر میکنم سازندگان آن فیلم گاهی بیش از حد آن دو را قهرمانوار نشان دادند. «دیلینجر» عکس این رویکرد را دارد و سارق بانک را آنقدر بدذات نشان میدهد که تصورش را میکنیم. تلاش میلیوس برای تصویر کردن دیلینجر بهعنوان یک تبهکار محض تا حدی برگشت میخورد، چون ما او را فقط در چند سال آخر عمرش میبینیم و هرگز نحوهٔ ورودش به جرم و جنایت را نمیفهمیم. خانوادهاش بهطور گذرا نمایش داده میشوند، اما آن صحنهها ثمری ندارد. میلیوس ما را بلافاصله در ماجراهای دیلینجر فرو میبرد، اما بدون پیشزمینهای برای شخصیتپردازی، نه همدلیای ایجاد میشود و نه علاقهای نسبت به شخصیت. آغاز فیلم تمرینی از تدوین قطعهقطعه و صحنههای خشک است تا زمانی که به سکانسهای اکشن میرسیم. آدم کنجکاو میشود چه چیزهایی روی کف اتاق تدوین باقی مانده بوده است.
بن جانسون بازی درخشانی بهعنوان ملوین پورویس دارد؛ نام شخصیت قشنگی است اگر نمیدانستی این شخصیت در واقعیت وجود داشته است. او میبایست قهرمان ما باشد، اما پورویس نشان داده میشود که به همان اندازهٔ دیلینجر خشن است. میلیوس با تماشاگر بازی میکند: پورویس نسبت به بعضی مجرمان هیچ رحمتی ندارد و بعضی دیگر را بیمهابا میبخشد، بیآنکه توضیحی داده شود. ما پورویس را بههمان اندازه میشناسیم که دیلینجر را. آنچه از فیلم برای ما میماند؟ سکانسهای تیراندازی شگفتانگیز. یک درگیری مسلحانهٔ عظیم در یک خانه هست که ساعتها طول میکشد و به هر دقیقهاش میارزد. فیلم خشن است و وقتی به نمایش مرگ و ویرانی ناشی از هر دو سوی قانون میرسد، ابا ندارد. کارگردانی میلیوس خوب است و چشماندازهای محو و دورهٔ رکود اقتصادی که نشان میدهد، دیدنیاند. فیلمبرداری عالی است و طراحی صحنه و لباس هم قابل توجهاند.
بازیگران مکمل هم خوباند و پر از نامهای شناختهشده. میشل فیلیپس در نقش بیلی قابل قبول است، اگرچه نقش «مال» (زنِ همراه مجرم) نوعی کلیشهٔ قدیمی است. هری دین استنتون بهعنوان عضو گروه هومر بامزه است و صحنهٔ پایانی او یکی از بهترینهای فیلم است. کلوریس لیچمن که آن زمان برندهٔ اسکار تازهای بود، فقط دو صحنه بهعنوان آنا دارد؛ من دوست داشتم نقش او پررنگتر باشد. اوتس بهترین دیلینجری است که تاکنون روی پرده به تصویر کشیده شده است. تعداد زیادی بازیگر کاراکتری سایر نقشها را پر کردهاند: جفری لوئیس، جان پی. رایان، استیو کانالی، فرانک مکری، ریچارد دریفوس در نقش بیبی فِیس نلسون — همگی خوباند.
با «دیلینجر» با یک بستهٔ مخلوط روبهرو هستیم. از یک طرف درگیریهای مسلحانهٔ فوقالعاده خشنی داریم که جانهای زیادی گرفتهاند. از طرف دیگر دلیلی برای اهمیت دادن به این شخصیتها یا انگیزههای درونیشان وجود ندارد. شاید در نهایت بفهمیم پورویس در مورد دیلینجر چه احساسی داشته است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران