«پیتر بنینگ» (ویلیامز)، وکیل متنفذ و موفق، زن و دو فرزندش را برای تعطیلات کریسمس به دیدن «مادربزرگ وندی» (اسمیت) به لندن می برد. او که بر اثر مشغله های حرفه ای، از توجه و نزدیکی کافی به بچه هایش بازمانده، یک شب از مراسم جشنی به خانه ی «وندی» باز می گردد و در می یابد که بچه ها ناپدید شده اند. در یادداشتی به امضای «کاپیتان جیمز هوک»، از او دعوت می شود تا برای باز پس گیری آنان به «سرزمین رؤیایی» برود.
«پیتر بنینگ» (ویلیامز)، وکیل متنفذ و موفق، زن و دو فرزندش را برای تعطیلات کریسمس به دیدن «مادربزرگ وندی» (اسمیت) به لندن می برد. او که بر اثر مشغله های حرفه ای، از توجه و نزدیکی کافی به بچه هایش بازمانده، یک شب از مراسم جشنی به خانه ی «وندی» باز می گردد و در می یابد که بچه ها ناپدید شده اند. در یادداشتی به امضای «کاپیتان جیمز هوک»، از او دعوت می شود تا برای باز پس گیری آنان به «سرزمین رؤیایی» برود.
نامزد ۵ جایزهٔ اسکار؛ ۶ جایزه و در مجموع ۲۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3296
چه میشد اگر پیتر پن بزرگ میشد و هویت واقعیاش را فراموش میکرد؟ چه میشد اگر دوباره به سرزمین هرگز بازمیگشت؟
«هوک» (ساختهٔ 1991 به کارگردانی استیون اسپیلبرگ) با بازی رابین ویلیامز در نقش یک وکیل آمریکایی اهل کسبوکار آغاز میشود که بعد از ربوده شدن دو فرزندش در لندن توسط کاپیتان هوک (داستین هافمن) مجبور میشود به جزیرهٔ سرزمین هرگز بازگردد. او در آنجا ماجراهای...
چه میشد اگر پیتر پن بزرگ میشد و هویت واقعیاش را فراموش میکرد؟ چه میشد اگر دوباره به سرزمین هرگز بازمیگشت؟
«هوک» (ساختهٔ 1991 به کارگردانی استیون اسپیلبرگ) با بازی رابین ویلیامز در نقش یک وکیل آمریکایی اهل کسبوکار آغاز میشود که بعد از ربوده شدن دو فرزندش در لندن توسط کاپیتان هوک (داستین هافمن) مجبور میشود به جزیرهٔ سرزمین هرگز بازگردد. او در آنجا ماجراهای عجیبی را با تینکر بل (جولیا رابرتز)، دزدان دریایی و گروهی از پسران گمشدهٔ پراکنده به رهبری روفیو (دانت باسو) تجربه میکند؛ در همین حال هوک تلاش میکند دلِ بچهها را به دست آورد. مگی اسمیت و گوئنت پالترو هم بهترتیب در نقشهای وندیِ پیر و جوان ظاهر میشوند.
این فیلم یک ماجراجویی/فانتزی/کمدی خانوادگی است که از همان جنس آثاری چون «جادوگر اوز»، «چیتی چیتی بنگ بنگ»، «ویلی وانکا و کارخانهٔ شکلاتسازی» و غیره است؛ هرچند برخلاف برخی از این فیلمها، «هوک» فیلمِ موزیکالِ کامل نیست و تنها یکی دو قطعهٔ موسیقی در آن هست. بسته به سلیقهتان، «هوک» از بسیاری جهات با این آثار قابل مقایسه است (هرچند «جادوگر اوز» بهطرز خاصی در ردهٔ خود قرار دارد).
من شخصاً عاشق فیلمهای جنگیـماجراجویانهٔ جدی هستم و همیشه پیتر پن برایم کمی بیش از حد کودکانه و خیالی بهنظر میآمد — طنز ماجرا این است که خودم گرفتارِ «سندروم پیتر پن» هستم، و اسپیلبرگ هم این را پذیرفته؛ همسرم هم دچار آنچه میتوان نامش را «معضل وندی» گذاشت، هست. طرفدارانِ پیتر پن احتمالاً این فیلم را بیشتر از من خواهند پسندید.
با این حال فیلم را جمعی از افراد بااستعداد ساختهاند و لحظات واقعاً بامزهای دارد (من دستکم چهار بار خندیدم). نقشِ هافمن بهشدت ماندگار است. جولیا رابرتز هم بهعنوان تینکر بل بهتر از انتظار ظاهر شده، هرچند میتوانست به زیباییِ او بیشتر پرداخته شود؛ بهطور کلی فیلم به جذابیت بصریِ زنانهٔ بیشتری نیاز داشت. اسپیلبرگ و ویلیامز هر دو از سکانسهای آغاز و پایان خوششان میآید، اما نسبت به بخش میانیِ طولانیِ سرزمین هرگز که بخش عمدهٔ فیلم را تشکیل میدهد، حساسیت دارند؛ ویلیامز اعتراف کرده در آن بخش احساس گمگشتگی کرده، احتمالاً چون او را از یک ماجرا به ماجرای دیگر با شتاب کشاندهاند. با این وجود صحنههای فیلمِ پیش از دوران CGI رنگارنگ و خیالانگیزند؛ فیلمی پرانرژی و سرگرمکننده است، هرچند پیتر پن واقعاً سلیقهٔ من نیست.
مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۲۲ دقیقه است (کمی طولانی). فیلمنامه را جیمز وی. هارت، نیک کِیسِل و مالیا اسکاچ مارمو براساس ایدههایی از آثار ج. م. باری، بهویژه «پیتر و وندی» نوشتهاند. بودجهٔ تولید حدود ۷۰ میلیون دلار بود و در گیشهٔ جهانی حدود ۳۰۱ میلیون دلار فروخت که ۱۲۰ میلیون آن در بازار داخلی بود. هرچند در سال ۱۹۹۱ یکی از پرفروشهای جهانی بود، تهیهکنندگان از بازدهٔ مالی آن در سطح انتظارشان راضی نبودند.
نمره: B-/C+
---
هرگز فیلمی بهتر از این دربارهٔ پیتر پن ساخته نخواهد شد. هرچند قدیمی است، اما هر بار که تماشا میکنم باز هم دلم را میبرد.
---
خب، شاید این فیلم همانی نباشد که دیزنی در ۱۹۵۳ ساخت، اما همچنان یک ماجراجویی شاد و سرگرمکننده است که بیتردید کودک درون همهمان را بیدار میکند. «پیتر بَنینگ» مردی موفق در تجارت است که نسبت به خانوادهاش بیتوجهی میکند. زمانی که به همراه خانوادهاش از آمریکا به لندن میرود تا با «مادربزرگ وندی» (دِیم مگی اسمیت) دیدار کند، متوجه میشویم او فرزندخوانده بوده؛ فرزندخواندگیای که پس از آن آشکار میشود و اینکه مادربزرگ زنی است که سالها از کودکان یتیم مراقبت کرده — از جمله همسرش «مویره» (کارولین گودال). وقتی در یکی از شبهای برفی، دو فرزندش بهطور اسرارآمیزی از مهدکودک ربوده میشوند، او شروع به یادآوری زندگی پیش از فرزندخواندگیاش میکند و با کمکی جادویی از طرف تینکر بل به سرزمین هرگز بازمیگردد تا در مقابل دشمن دیرینهاش، کاپیتان هوک (داستین هافمن)، برای پسگرفتن فرزندانش بجنگد. او در ابتدا نسبت به همهٔ ماجرا شک دارد و باید دوباره یاد بگیرد که باور کند، امیدوار باشد و شادمانی را احساس کند تا شاید بتواند پسران گمشده را برای کمک به تلاش خطرناک خود متقاعد کند.
این فیلم واقعاً مفرح است. هافمن فوقالعاده در نقشِ آن دزد دریاییِ خوشپوش و شرور ظاهر شده و حتی بچهها هم چندان آزاردهنده نیستند. صحنههای پُر از جنگِ خوراکی، آکروباتبازی و شیطنتهای فراوان دارد. تنها نکتهای که من را کمی آزار داد مفهوم «پن» بود که گاه بیش از حد تهدیدآمیز و سرد جلوه میکرد؛ درحالیکه هدف کتاب ج. م. باری یادآوری اهمیتِ ارزشهای زندگی—انسانها، وفاداری، عشق و بالاتر از همهٔ اینها، شادی—است. فیلم کمی طولانی است و دیر به راه میافتد، اما وقتی شروع میشود ارزش چند خندهٔ خوب را دارد؛ فیلمنامه برای همهٔ سنین شوخی دارد و موسیقی جان ویلیامز هم بلافاصله قابلتشخیص است. من طرفدار پر و پا قرص این داستانم و اگر این فیلم تا حدی بتواند آن حس دوستداشتنی را حفظ کند، جای خوشحالی است.
ستاره دوم به راست، و ادامه بده تا صبح...
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران