شش ماه بعد از رویدادهایی که در این ماتریکس به تصویر کشیده شد , نئو و رهبران شورش تخمین میزنند که حدود 72 ساعت تا حمله 250 هزار ماشین به صهیون، وقت دارند. در همین زمان نئو باید تصمیم بگیرد که چگونه ترینیتی را از سرنوشت تاریکی که در رویا برایش دیده، نجات دهد.
شش ماه بعد از رویدادهایی که در این ماتریکس به تصویر کشیده شد , نئو و رهبران شورش تخمین میزنند که حدود 72 ساعت تا حمله 250 هزار ماشین به صهیون، وقت دارند. در همین زمان نئو باید تصمیم بگیرد که چگونه ترینیتی را از سرنوشت تاریکی که در رویا برایش دیده، نجات دهد.
کماندر لاک: «همه آنچه تو باور داری را باور ندارند.»
مورفئوس: «باورهای من نیازی ندارند دیگران همانها را باور کنند.»
در «ماتریکس: بازلودشده» شخصیتها مرتب با این نوع جملات صحبت میکنند؛ فیلم مثل همکاری سهنفرهای میان یک عاشق خورهٔ کامپیوتر، یک نویسندهٔ کمیک و زرنگترین دانشجوی درس فلسفه به نظر میرسد. مورفئوس بهویژه نطقهای درازی اجرا میکند که مرا یاد سخنان لورنس الیویه هنگام دریافت اسکار افتخاریاش...
کماندر لاک: «همه آنچه تو باور داری را باور ندارند.»
مورفئوس: «باورهای من نیازی ندارند دیگران همانها را باور کنند.»
در «ماتریکس: بازلودشده» شخصیتها مرتب با این نوع جملات صحبت میکنند؛ فیلم مثل همکاری سهنفرهای میان یک عاشق خورهٔ کامپیوتر، یک نویسندهٔ کمیک و زرنگترین دانشجوی درس فلسفه به نظر میرسد. مورفئوس بهویژه نطقهای درازی اجرا میکند که مرا یاد سخنان لورنس الیویه هنگام دریافت اسکار افتخاریاش میاندازد — سخنانی که در تلویزیون باعث تعجب جان وُیت شد، اما وقتی مکتوب شدند نیمهشکسپیریایی و دوپهلو بهنظر آمدند. آن نطقها معنا را ارائه نمیدهند، بلکه اثری از معنا را منتقل میکنند: صدایشان طوری است که انگار حرفهای عمیقی میزنند.
این مانع طرفداران از کندوکاو فلسفی بیپایان دربارهٔ «ماتریکس: بازلودشده» در وب نمیشود. بخشی از لذت، تبدیل شدن به کارشناسِ معنای عمیقِ اسطورهٔ سطحیِ پاپکلچر است؛ طنزآمیز است که کسی دربارهٔ برونزدهای گذرای فرهنگِ عامه تبدیل به مرجع شود، و مورفئوس (لورنس فیشبرن) حالا همچون اُبِی-وان کنوبی تبدیل به افلاطون زمانهٔ ما شده است.
من این را نه از سر نارضایتی، که از سر سرگرمی میگویم. «ماتریکس» (۱۹۹۹)، نوشته و کارگردانی شده توسط برادران واچوفسکی، آنقدر شبهفلسفهٔ ملتهبی الهام بخشید که «ماتریکس: بازلودشده» باید همیشه یک قدم جلوتر از پیروانش باشد. این فیلم ماجرای علمیتخیلی بسیار استادانهایست که عناصر معمول را ترکیب میکند: قهرمان و ضدقهرمان، جلوههای ویژه و بدلکاری، تعقیب و انفجار، رومانس و خطابه. دنیای آن با جزئیات بیشتری نسبت به فیلم اول توسعه یافته، نخستین نگاه ما را به شهر زیرزمینی زایون میدهد، تا عمق راز ماتریکس را بیشتر حفر میکند و قهرمانش، نئو، را از یک تازهوارد سرگردان به شکلگیری یک شخصیت مسیحگونه ارتقا میدهد.
همانطور که در «ماتریکس» آموختیم، ماشینها برای تولید برق به بدنهای انسان احتیاج دارند — میلیونها بدن. در یک صحنهٔ حیرتانگیز، شمار بیشماری از بدنها را دیدیم که در کوکلها محبوس شده و اطراف هستههای مرکزی کشیده شدهاند. ماتریکس همان واقعیت مجازیست که به ذهنِ این خوابرفتهها توهم فعالیت و تولید میدهد. پرسشهایی مطرح میشود: آیا روش بهینهتری برای تولید انرژی وجود ندارد؟ و چرا به انسانها رویا میدهند در حالی که اگر در حالت کما باشند همین مقدار انرژی تولید میکنند؟ و چرا باید برای هر فرد دنیای مجازی پیچیدهای ساخت در حالی که میتوانستند همه را در یک توهم جمعی نگه دارند؟ چرا هر خواببین در دنیای مجازی همان بدنِ خود را دارد؟ اما به هر حال، خوشحالیم که ۲۵۰٬۰۰۰ انسان از شبکهٔ ماتریکس فرار کرده و گرد آمدهاند تا زایون را بسازند، شهری که «نزدیک هستهٔ زمین است — جایی که گرمای بیشتری هست.» با آغاز فیلم، نگران میشویم چون میفهمیم ماشینها با سرعتی به زایون نزدیک میشوند که در ۳۶ ساعت خواهند رسید. ممکن است همچنین تردید کنیم که آیا زایون و شهروندان آزادش واقعاً وجود دارند یا فقط انسانها چنین فکر میکنند، اما این ماجرا به حلقهٔ منطقیای میرسد که به جنون ختم میشود.
نئو (کیانو ریوز) باید پرواز کند، فنون رزمی را بیاموزد و دریابد که ایمان و باورش میتواند امور را ممکن کند. همهٔ نبردهای او داخل فضاهای واقعیت مجازی رخ میدهد، در حالی که او در صندلی دراز کشیده و به دنیای سایبری متصل است، اما او واقعاً میتواند کشته شود، چون اگر ذهن فکر کند مرده است، «بدن تحت کنترل ذهن است.» بنابراین تمام سکانسهای مبارزه از نظر منطقی رقابت میان بدنهای فیزیکی نیستند، بلکه رقابت میان بازیکنان یک بازی ویدیوییاند و نئویی که در صحنههای بزرگ میبینیم در واقع آواتارش است.
مورفئوسِ بینا، با الهام از پیشگوییهای اوراکل، نئو را راهنمایی میکند — نئویی که اعتماد به نفس لازم برای جهشهای بزرگ، پرواز و در «بازلودشده» نابود کردن دهها کلونِ مامور اسمیت (هوگو ویوینگ) در مبارزات رزمی را بهدست میآورد. آن سکانس مبارزه با شگفتیهای جلوههای دیجیتال و تیمحرکتهای کارگردان اکشن هنگکنگ، یوان وو پینگ، ساخته شده — همان کسی که کارهای «ببر خیزان، اژدهای پنهان» را هم انجام داده بود. این یکی از سه قطعهٔ بزرگ فیلم است.
دومین قطعه وقتی رخ میدهد که مورفئوس به زایون بازمیگردد و خطاب به جمعیتی مشابهِ میکسِ یک ماسکِ پیت و بردگان زیرزمینی فیلم «متروپلیس» سخنرانی میکند. بعد از سخنرانیاش، مردم در جنونِ ریتمیکِ پرکاشن میرقصند و این صحنه با سکسِ نئو و ترینیتی (کری-آن ماس) در همآمیخته میشود. فکر میکنم بدنهای واقعیشان در حال برقراری رابطهاند، هرچند هیچوقت نمیتوان با اطمینان گفت.
سومین سکانس مهیج، تعقیب و گریز با خودروها، موتورسیکلتها و کامیونهای یدککش است که حرکات هماهنگشده و بلندپَرَندهای دارد؛ از جمله پریدن در هوا در حالی که کامیون زیر پا همچنان حرکت میکند. اینکه این سکانس منطقی در سایبرسپیس میگذرد، چیزی از هیجان ۱۴ دقیقهای آن کم نمیکند، هرچند ممکن است سؤال کنیم — وقتی دشمنانی مرگبار در یکی از این فضاهای مجازی روبهرو میشوند، چه کسی آن را برنامهریزی کرده؟ (مطمئنم هزاران ایمیل برای توضیح دادن این قضیه دریافت خواهم کرد.) در طول فیلم متوجه شدم بیشتر بازیگران اصلی سیاهپوستاند. نئو و ترینیتی سفیدپوستاند، و مامور اسمیت هم سفیدپوست است، اما مورفئوس؛ فرماندهٔ عالیرتبهاش کماندر لاک؛ زیبای مرگبار نیوبی، که زمانی عاشق مورفئوس بود و حالا با لاک است؛ برنامهنویس لینک؛ همسر لینک، زی، که صحنهٔ متداولِ شکایت از دوری شوهر را دارد؛ و اوراکل — از آنچه از اکستراها دیده میشود، جمعیت زایون عمدتاً سیاهپوستاند.
امروز در حماسههای علمیتخیلی مرسوم است که یک یا دو بازیگر آمریکایی آفریقاییتبار حضور داشته باشند، اما از زمان بیلی دی ویلیامز در «بازگشت جدای» پیشرفت زیادی کردهایم. بهنظرم برادران واچوفسکی این همه بازیگر آفریقایی-آمریکایی را نه برای جلب مخاطب گیشه — چون ستارهٔ فیلم در واقع ماتریکس است — و نه صرفاً بهخاطر بازیگریشان (اگرچه خوب بازی میکنند)، بلکه به این دلیل انتخاب کردهاند که برای نوجوانان سفیدپوستی که مخاطب اصلی فیلماند، آفریقایی-آمریکاییها نمادِ «کول»، پسند و اصالتند. مورفئوس مرکز قدرت فیلم است و نقش نئو اساساً شاگردی زیر نظر او و جذبِ همان مُدی است که او منتقل میکند.
فیلم با عبارت «ادامه دارد» به پایان میرسد، یادآوریای که قسمت سوم سهگانه در نوامبر میآید. در انتها صحنههایی هست که شخصیتهایی را معرفی میکند که حامل امکاناتی برای قسمت سوم بهنظر میرسند. یکی از آنها معمار است که میگوید ماتریکس را طراحی کرده و هر چیزی را که نئو دربارهاش فکر میکرد، بازنویسی میکند. آیا معمار انسانیست یا آواتاری از ماشینها؟ واقعیت این است که هیچوقت نمیتوان مطمئن شد. او طعنه میزند که وقتی یک سطح واقعیت مجازی کاذب را کنار میزنید، سطح دیگری زیر آن پیدا میکنید. شاید همهچیز تا کنون چند سطح بالاتر بوده است؟ حکایتِ استفن هاوکینگ در کتاب «تاریخچهٔ مختصر زمان» در ذهن میآید: دانشمندی که سخنرانیاش با دخالت زنی پیر قطع میشود که میگوید عالم بر پشت لاکپشتی قرار دارد. دانشمند میپرسد: «این لاکپشت روی چه چیزی ایستاده؟» زن میگوید: «فریبم نده، جوانمرد. همهاش لاکپشت، لاکپشت، لاکپشت تا تهِ ماجراست.»
۳.۵ از ۴
- راجر ایبرت
---
بگذارید چیزی به شما بگویم که خیلیها نمیدانند: معلمان وقتی روزِ راحتی میخواهند معمولاً برای کلاسشان از فیلمها برنامهٔ درسی میسازند. آنها این برنامهها را وقتی کمی حوصلهشان سر رفته یا شب تا دیروقت پای نتایج انتخابات ماندهاند، یا مثلاً مشروب خورده و با هماتاقیهای دانشگاهیشان بازیهای بچهگانه کردهاند، از جیبشان درمیآورند.
این یکی از آن فیلمهایی است که من از لذت آن کاستم و بهعنوان وسیلهای برای آموزش فلسفهٔ اصلاح مذهبی استفاده کردم... اما سعی کردم معلمِ «خَفن» باشم و بینِ بیرون کشیدن همهٔ لذت فیلم، کمی هم حرکاتِ سیمدارِ اکشن در آن بگنجانم.
ما به کالوینیسم و آن فلسفه نگاه میکنیم... همانوقت تعقیبِ ماشینِ خیلی باکلاسه را میبینیم. دربارهٔ قضا و قدر در مسیحیت صحبت میکنیم، بعد یک صحنهٔ تیراندازی میبینیم. دربارهٔ ایمان و ارادهٔ آزاد حرف میزنیم... و قبل از عبور به صحنهٔ بعدی، یک سکانس مبارزه میبینیم.
وقتی در کلاسی هستی که سرحال نیستی و همه میفهمند تو سرحال نیستی، و بعضیها احتمالاً مثل تو خمارند، آدم کمی سیمفای و اکشن میخواهد.
نمیدانم آنها از فیلم خوششان آمده یا نه، اما میدانم من لذت بردم. فیلم پر است از احیاناً «فلسفهبافی» و دیالوگهای طولانی دربارهٔ دین که میتوان از آن بهعنوان ابزاری سرگرمکنندهٔ آموزشی استفاده کرد.
بهعلاوه، خب، کونگفؤیِ سبکشده و خشونتِ مسلحانه دیدنی هم لذتبخشاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران