«کاپون» ناامیدکننده است.
این فیلم چیزی نیست که انتظارش را داشتم. درست است که پیش از دیدن فیلم دربارهاش خیلی نشنیده بودم، اما انتظار داشتم اثری مفصل درباره آل کاپون ببینم — مخصوصاً با درخشش تام هاردی در نقش اصلی. این در خود چیز بدی نیست، اما وقتی با روایت نامطمئن همراه میشود، تبدیل به اتلاف زمان میشود.
تام هاردی (آل) بدون شک بهترین بخش فیلم است،...
«کاپون» ناامیدکننده است.
این فیلم چیزی نیست که انتظارش را داشتم. درست است که پیش از دیدن فیلم دربارهاش خیلی نشنیده بودم، اما انتظار داشتم اثری مفصل درباره آل کاپون ببینم — مخصوصاً با درخشش تام هاردی در نقش اصلی. این در خود چیز بدی نیست، اما وقتی با روایت نامطمئن همراه میشود، تبدیل به اتلاف زمان میشود.
تام هاردی (آل) بدون شک بهترین بخش فیلم است، اما احساس میکنم برای چنین نقشی خیلی بیشتر در خودش داشت که اگر سازندگان اجازه داده بودند، میشد دید. بازیگران دیگر در پس هاردی چندان برجسته نیستند؛ هرچند لیندا کاردلینی (می) و کایل مکلاکلن (کارلاک) قابل قبولاند.
هیچ نکتهای نیست که از آن بهشدت متنفر باشم، فقط از فیلم خیلی بیشتر میخواستم. دستکم باید گفت فیلمی است که تماشاگر را به فکر وا میدارد، اما بهنظر من آنچه قصد داشته نیست بهخوبی تحقق نیافته است.
آل کاپون رابرت دنیرو در «The Untouchables» ممکن است تو را مجازی به ترس وادارد؛ اما نسخه تام هاردی از کاپون، برخلاف آن، تنها کسی است که عملاً خودش را بههم میریزد — بهمعنای واقعی. در «پدرخوانده» دون ویتو کورلئونه از طریق لوکا براسی، کله اسب را روی تخت جک ولز میگذارد؛ اما در «کاپون» تنها چیزی که شخصیت عنوان در تختش، یعنی تخت خودش، باقی میگذارد غذایش است — پس از اینکه قبلاً آن را هضم کرده است.
وقایع «کاپون» در سال آخر زندگی آل کاپون رخ میدهد، زمانی که این جنایتکار بدنام «دیگر تهدیدی برای کسی یا چیزی محسوب نمیشد» جز زیرپوش یا ملحفههای خودش. این فیلم شاید در تاریخچه روایت از کاپون دومین نقطهضعف باشد، پس از «The Mystery of Al Capone's Vaults». مانند گرالدو ریورا که بهدنبال باز کردن گنجینهای بود، «کاپون» هم میکوشد وارد «اتاق زیرزمین» روانِ این مافیا باشد در روزهای آخرش، و نتیجه به همان اندازه ناامیدکننده است.
در نظریه، هیچ فیلمی که تام هاردی (یا دستکم همان تام هاردیای که از «The Revenant» به یاد دارم) را داشته باشد نباید اینقدر بد باشد؛ اما «کاپون» به آنها خیلی کم میدهد تا انجام دهند. مکلاکلن انگار در راه «توین پیکس» گم شده، دیلون استعداد قابلتوجهش را در نوعی ترفند شبیه «The Sixth Sense» هدر داده، و هاردی تمام فیلم را با پروتزی بر صورت و جمجمهاش میگذراند که او را شبیه مایکل مایرز در یک نسخه خیالی از «هالووین» میکند.
بدترین بخش ماجرا این است که بیشتر اتفاقات فیلم صرفاً در ذهن تبزده و زوالیافته قهرمان رخ میدهد، و گرچه اشکالی ندارد فیلمی حالِ خراب یک شخصیت را بازتاب دهد — مثل «The Machinist» — مشکل من این است که جاش ترنک (گرداننده و فیلمنامهنویس) راهی برای دانستن آنچه واقعاً در ذهن آل کاپون در روزهای آخر میگذشته ندارد؛ به عبارت دیگر، او هر چه میگوید را بر پایه حدس و گمان میسازد و این به فیلم لایهای مضاعف از غیرواقعی بودن میدهد.
به بیان دیگر، با دو سطح خیالپردازی روبهرو هستیم: اول هذیانهای شخصیت و دوم حدس و تأملهای فیلمساز درباره آنچه ممکن بوده. از این رو انتظار نداریم از این رویکرد بینش جدیدی بهدست آوریم و در واقع فیلم چیز مهم یا مرتبطی درباره سوژهاش آشکار نمیکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران