دو کارگاه موارد ناشناخته و ماورایی به نام “اِد” و “لورین” ، در جدیدترین تحقیقات خودشان به خانه بزرگی می روند تا پرده از اتفاقات غیر طبیعی های رخ داده در آن بردارند. اما بزودی متوجه می شوند که این پرونده ، یکی از متفاوت ترین و عجیب ترین پرونده زندگی آنان است …
دو کارگاه موارد ناشناخته و ماورایی به نام “اِد” و “لورین” ، در جدیدترین تحقیقات خودشان به خانه بزرگی می روند تا پرده از اتفاقات غیر طبیعی های رخ داده در آن بردارند. اما بزودی متوجه می شوند که این پرونده ، یکی از متفاوت ترین و عجیب ترین پرونده زندگی آنان است …
۱ نوامبر ۱۹۷۱ است. اینجا کنار کارولین پرون نشستهام؛ او و خانوادهاش تجربههای فراطبیعیای را پشت سر گذاشتهاند.
نکتهٔ اصلی دربارهٔ «احضار» این نیست که فیلم کاملاً نو و بدیع است—چنانکه شور و بحث طرفداران وحشت در اینترنت دربارهٔ «هیچ چیز جدیدی وجود ندارد» نشان میدهد—بلکه این است که فیلم در قلمروی خاصی از وحشت که به آن میپردازد، همهچیز را درست انجام میدهد. جای تحسین...
۱ نوامبر ۱۹۷۱ است. اینجا کنار کارولین پرون نشستهام؛ او و خانوادهاش تجربههای فراطبیعیای را پشت سر گذاشتهاند.
نکتهٔ اصلی دربارهٔ «احضار» این نیست که فیلم کاملاً نو و بدیع است—چنانکه شور و بحث طرفداران وحشت در اینترنت دربارهٔ «هیچ چیز جدیدی وجود ندارد» نشان میدهد—بلکه این است که فیلم در قلمروی خاصی از وحشت که به آن میپردازد، همهچیز را درست انجام میدهد. جای تحسین دارد که در عصری که پر از بازسازیها، دنبالهها و اسلَشرهای مناسبِ نوجوانان است، اثری آماده و باوقار در قالب «فیلم خانهٔ تسخیرشده» خلق شده است. فیلم عاری از خونریزی و صحنههای جنسی است؛ شاید بخشی از طرفداران خواهان آن جلوهها را ناامید کند، اما برای کسانی که وحشت را خوشساخت، حسابشده و سرشار از تعلیق دوست دارند، «احضار» چیزهای زیادی برای ارائه دارد.
برچسب «بر اساس داستانی واقعی» را هم فراموش کنید؛ در این عصر تکنولوژیمحور این ادعا بیشتر جنبهٔ بازاریابی دارد و معمولاً یعنی «شاید این داستان حقیقت داشته باشد و ما کمی در آن دخل و تصرف کردهایم». بیآنکه وارد بحثهای مربوط به جعل یا اغراق شویم، کافی است به فرضیهٔ فیلم اعتماد کنید و آن را مثل یک داستان ترسناک بپذیرید—وقتی این کار را بکنید، پاداشها در انتظار شماست.
داستان عمدتاً حولِ تحقیقی در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ توسط متخصصان ماوراطبیعه اد و لورین وارن شکل میگیرد که به یاری خانوادهٔ پرون میآیند؛ خانوادهای که قربانی حوادث خوفناک فراطبیعی در خانهٔ خود در رود آیلند شدهاند. جیمز وان این روایت را ماهرانه میسازد: ابتدا ما را وارد زندگی خانوادهٔ پرون میکند؛ خانوادهای که فکر میکنند به خانهٔ رؤیاییشان نقل مکان کردهاند. سپس بهتدریج اتفاقات شروع میشود؛ وان با ریتمی کند و حسابشده فضای ترس را میسازد و فیلمبرداریاش هوشمندانه است، بنابراین وقتی لحظات بزرگ میرسند تأثیرشان حداکثری است و بیننده مشتاق دخالت وارنها میشود.
فیلم از استفادهٔ افراطی از شوکهای ناگهانی پرهیز میکند؛ این شوکها با دقت جایگذاری شده و بهخوبی با تعلیق رو به افزایش همآهنگاند. البته کلیشههای مرسوم فیلمهای خانهٔ تسخیرشده—بوی نامطبوع، درهای جیرجیر، سرداب تهدیدآمیز و غیره—حاضرند، اما اینها با سلیقهٔ وان در خلق ترس و طراحی صحنهٔ مؤثر تکمیل میشوند. از کبودیهای مرموز و کشیدهشدن پاها گرفته تا بازیهای نفسگیر قایمموشک و لحظات واقعاً تکاندهنده، «احضار» درس پیوستگی اضطراب را تا وقتی که پایان بزرگ رها میشود بهخوبی میآموزاند.
فیلمنامه خالی از کلیشهها و پرکنندههای بیمورد است که در این زیرژانر اغلب دیده میشود. موسیقی متن جوزف بیشارا واقعاً عصابخراش است اما در عین حال همراهی تازهای است، چرا که به جیغهای مصنوعی برای القای ترس متوسل نمیشود و هرگز صحنه را تحتالشعاع نمیگذارد. فیلمبرداری جان لئونتی با بافتهای گوتیک در خانه و بیرون از مزرعهٔ کنار دریاچه همراه است؛ و بازی بازیگران اصلی—ورا فارمیگا، پاتریک ویلسون، لیلی تیلور و ران لیوینگستون—قطعاً درخشان است.
با استقبالِ مثبت منتقدان و فروش خوب در گیشه، «احضار» شایستگیاش را بهعنوان یک فیلم برجستهٔ خانهٔ تسخیرشده اثبات میکند. امتیاز: ۹/۱۰
---
«احضار» فیلمی نسبتاً کلاسیک در ژانر وحشت/خانهٔ تسخیرشده/اخراج جن است، و دقیقاً همان چیزی بود که من انتظارش را داشتم: پیشرویی کند و دلهرهآور تا اوجگیری و رویارویی نهایی با یک نیروی شرّ. این فیلم خوب است، هرچند از حیث داستان چیزِ واقعاً جدیدی ارائه نمیدهد. هنگام تماشای فیلم ناگزیر به یاد «وحشت امیتیویل» میافتید و مقایسهها شکل میگیرند. به نظرم استحقاق امتیازهای درخشان ۹ یا ۱۰ را ندارد، اما قطعاً شایستگی امتیازهای ۱ یا ۲ را هم ندارد—این افراد چه انتظاری داشتند؟
فیلم تلاشی محکم برای ساختن یک اثر کلاسیک دربارهٔ تسلط ماوراطبیعی است. همانطور که گفتم، چیز تازهای نیست، اما خوشایند است که یک فیلم جدید از این نوع داستان استفاده میکند بیآنکه آن را به جشنوارهای از جلوههای CGI و خونریزی تبدیل کند. طبیعی است که فیلم گرفتار بعضی از دامهای سنتی ژانر هم میشود؛ مثل اینکه شخصیتها فکر میکنند ایدهٔ خوبی است که نیمهشب تنها به زیرزمین تاریک بروند.
یکی از نکاتی که آزارم داد، طبیعی نشاندادن حضور ارواح و اجراهای طردِ جن بود؛ شاید اگر داستان هفتاد سال پیش رخ میداد منطقی بهنظر میرسید، اما در دههٔ ۱۹۷۰ این تصویر کمی غیرواقعی و ناپخته جلوه میکند که «شکارچی ارواح» در سخنرانیها و گفتگوها طرد جن و امور ماورایی را اموری پذیرفته و معمول نشان بدهد. و دربارهٔ پایانبندی هم: نه که خیلی بد باشد، اما اگر قرار است طرد جن انجام شود، تا آخرش انجام شود؛ هر بار که چیزی صدا میدهد، کار نیمهکاره رها نشود و افراد گیج بهنظر نرسند.
در مجموع مطمئن نبودم از تماشای فیلم ناامید شوم یا خوشحال؛ اما در نهایت خوشحال شدم. دیدن فیلمی که به ارزشهای سنتی در سینمای وحشت بازمیگردد دلپذیر بود و تا حد ممکن خوب اجرا شده بود.
---
من طرفدار جیمز وان هستم؛ هرچند معتقدم «احضار» تا حدی اغراقآمیز ارزیابی شده، اما حتی با وجود این، یکی از بهترین فیلمهای ژانر وحشت است که در چند سال اخیر به جریان اصلی سینما راه یافته است.
امتیاز نهایی: دو ستاره و نیم از چهار — قسمتهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل چندان یکپارچه عمل نکرد.
---
مدتی بود ندیده بودم؛ برای تماشای قسمت سوم یکیبار دیگر دیدم و دیدم که کارِ خوبی شده است. من طرفدارِ این نوع فیلمهای فراطبیعی نیستم، اما کارگردانی دوربینِ جیمز وان و حضور پردهای پاتریک ویلسون و ورا فارمیگا فیلم را سرگرمکننده میکند.
امتیاز: ۳.۷۵ از ۵
---
«اد وارن» (پاتریک ویلسون) و همسرش «لورِین» (ورا فارمیگا) دو محقق مشهور ماورایی هستند که خانوادهٔ ناامید پرون را در خانهٔ دورافتادهشان در رود آیلند همراهی میکنند؛ خانوادهای که معتقدند خانهشان تسخیر شده است. خیلی زود مشخص میشود که این منطقه از دیرباز صحنهٔ پرستش شیطانی بوده و آن ارواحِ باقیمانده روی ساکنان جدید خانه تمرکز کردهاند—و پنج دختر خانواده روزبهروز هیستریکتر میشوند. جیمز وان این داستان را با درجهای از تهدیدِ مؤثر پیش میبرد و ران لیوینگستون و لیلی تیلور بهخوبی در نقش والدینی که از وقایع در حال وحشتزدگیاند عمل میکنند. موسیقی جوزف بیشارا همراهی مؤثر و وهمآوری ارائه میدهد و جلوههای بصری، از جلوههای بدلکاری تا پروتزها، همگی به ایجاد حسِ بدخواهی کمک میکنند؛ و بر خلاف بسیاری آثار این ژانر، تا حدی هم قابل باور است. تجربهٔ تماشای فیلم بر پردهٔ بزرگ بهتر است، بهخصوص در یک سینمای پرجمعیت، و قطعاً ارزش دیدن دارد.
---
«احضار» یک فیلم فراطبیعی بسیار محکم است. اعتراف میکنم که هرچه جلوتر میرفت کمتر برایم جذاب مینمود، اما با این حال از دنبال کردن سیر داستان لذت بردم؛ خوشحالم که روایت سر دراز و بیهدف ندارد و هر مرحله واضح است. فیلم به تکانههای ارزان ترس متکی نیست، چیزی که انتظار میرفت از آن استفاده کند؛ عناصر فراطبیعی خوب اجرا شدهاند و در ابتدا زیاد به نمایش درنمیآیند، بنابراین هر ظهور اثرگذار است. بخش مربوط به بچهها و مادر نیز باورپذیر است.
خوشحال شدم ورا فارمیگا را در فیلم ببینم—او در «سورس کد» هم خوب بود و در اینجا هم عالی است. پاتریک ویلسون و لیلی تیلور نیز بازیگران قابلتوجهیاند، و جویی کینگ یک صحنهٔ واقعاً خوب دارد.
این فیلم بیشتر «دلهرهآور» تا صرفاً «ترسناک» است؛ برای من که بهندرت فیلمی واقعاً مرا میترساند، همچنان میتوانم حسِ ناآرامی را احساس کنم و چیزهایی چون بچههای تسخیرشده در این زمینه بسیار مؤثرند.
اینکه این مجموعه ده فیلم دارد و من حتی یکی از آنها را ندیده بودم برایم عجیب است؛ دیر اما پیوسته، امیدوارم این شروع قوی نویدِ آثار خوب دیگری باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران