داستان فیلم در سال 1818 در لندن اتفاق می افتد.جایی که جان کیت شاعر جوان انگلیسی عاشق دخترک همسایه ی منزلش فانی براون می شود. این دو روز به روز بر شدت علاقه اشان بر یکدیگر افزوده می شود .اما مشکلاتی نیز در این بین وجود دارد و آن بیماری لاعلاجی است که شاعر جوان به آن مبتلا است و درمانی ندارد و به زودی خواهد مرد. این بیماری موجب می شود تا خانواده ی دخترک نگران آینده ی دخترشان باشند و از او می خواهند که به عشقش با جان خاتمه دهد اما رابطه ی بین این دو بسیار عمیق است...
داستان فیلم در سال 1818 در لندن اتفاق می افتد.جایی که جان کیت شاعر جوان انگلیسی عاشق دخترک همسایه ی منزلش فانی براون می شود. این دو روز به روز بر شدت علاقه اشان بر یکدیگر افزوده می شود .اما مشکلاتی نیز در این بین وجود دارد و آن بیماری لاعلاجی است که شاعر جوان به آن مبتلا است و درمانی ندارد و به زودی خواهد مرد. این بیماری موجب می شود تا خانواده ی دخترک نگران آینده ی دخترشان باشند و از او می خواهند که به عشقش با جان خاتمه دهد اما رابطه ی بین این دو بسیار عمیق است...
نامزد دریافت ۱ جایزه اسکار؛ در مجموع ۱۶ جایزه و ۵۴ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان3049
اجرای خوب ابی کورنیش، بن ویشاو و پال اشنایدر در فیلمی که برگرفته از مردم و پوششهای دورهای است. اگر از این ژانر خوشتان بیاید، از آن لذت خواهید برد؛ در غیر این صورت احتمالاً برایتان درامی رمانتیک، کند و خستهکننده خواهد بود.
«ستارهی درخشان» یکی از معدود فیلمهای زندگینامهای هنرمندان است که واقعاً بینشی دربارهی فن و کار هنرمند ارائه میدهد. معمولاً فیلمهایی دربارهی نویسندگان...
اجرای خوب ابی کورنیش، بن ویشاو و پال اشنایدر در فیلمی که برگرفته از مردم و پوششهای دورهای است. اگر از این ژانر خوشتان بیاید، از آن لذت خواهید برد؛ در غیر این صورت احتمالاً برایتان درامی رمانتیک، کند و خستهکننده خواهد بود.
«ستارهی درخشان» یکی از معدود فیلمهای زندگینامهای هنرمندان است که واقعاً بینشی دربارهی فن و کار هنرمند ارائه میدهد. معمولاً فیلمهایی دربارهی نویسندگان — از جمله نمونههای اخیر مثل «تو الیویا» (در مورد رولد دال) و «لائورییت» (در مورد رابرت گریوز) — فرایند خلاق را بیش از حد به الهام نسبت میدهند و کار واقعی را کماهمیت جلوه میدهند؛ انگار شعرها ناگهان و کامل از دهان نویسنده بیرون میریزند، همانطور که عاطفهای الهی از آسمان نازل شده باشد.
«ستارهی درخشان» ایدهی الهام الهی را نادیده نمیگیرد، اما آن را بدیهی فرض نمیکند؛ بلکه بهصراحت آن را میپذیرد و بیان میکند («اگر شعر مانند برگ برای درخت طبیعی نیاید، بهتر است که اصلاً نیاید»). علاوه بر این، هرچند عنوان میکند «صنعت شاعرانه جسدی پوسیده و نیرنگ است»، شاید این ادعا از رویکرد تواضع باشد (بههرحال «یک شاعر اصلاً شاعرانه نیست. او غیرشاعرانهترین چیز موجود است. او هیچ هویتی ندارد»)؛ اما سپس دقیقاً به دلِ خودِ فن میپردازد («یک شعر نیاز به درکِ حسی دارد. هدف از شیرجه زدن در دریاچه فوراً شنا کردن تا ساحل نیست، بلکه بودن در دریاچه است، لذت بردن از حس آب. شما نمیتوانید دریاچه را حلوفصل کنید. این تجربهای فراتر از اندیشه است. شعر روح را آرام و جسور میکند تا راز را بپذیرد»).
این نکات همه مثبتاند، و جِین کمپیون، نویسنده و کارگردان، عشقی صمیمانه به شعر را نشان میدهد و آن را در شخصیتها تنفیس میکند (شخصیتها نه تنها شعرهای مورد علاقهشان را حفظ میکنند، بلکه حتی میتوانند از نقدهای ادبی کلمهبهکلمه نقلقول کنند). مشکل این است که خودِ بازیگران شخصیتی شاعرانه یا هویتی بارز ندارند، و هرچند این فقدان هویت ممکن است در کار شاعرانهشان مفید باشد، بهعنوان شخصیتهای داستانی آنها را کسلکننده و کمجاذبه جلوه میدهد؛ بن ویشاو در نقش جان کیتس شخصیت بَیثباتی دارد، و اگرچه باید به کمپیون بابت عدم تصویرسازی او بهعنوان نوعی پیشراستهی راکاستار (برخلاف مثلاً تصویر رمبو توسط لئوناردو دیکاپریو در «کسوف کامل») حق داد، او امتیاز زیادی از دست میدهد چون فِنی براون، علاقهمندی رمانتیک کیتس (با بازی ابی کورنیش)، شبیه یک طرفدار خام و سادهلوح نشان داده میشود (او اوایل فیلم برای تحتتأثیر قرار دادن کیتس بخشی از شعرهای او را برایش بازگو میکند، انگار که خودش با آثارش آشنا نیست).
آگاه هستم که زندگی عاشقانه یا عدم وجود آن در زندگی هنرمند معمولاً بر خروجی خلاقانهاش تأثیر میگذارد، اما رابطهی ویشاو و کورنیش آنقدر تصنعی و احساساتی است که باورش سخت است این احساسات شیرین بتواند به لیرسیسم والای کیتس ترجمه شود. تنها پال اشنایدر در نقش شارلس آرمیتاژ براون، همعصر و شاعرِ همراهِ کیتس، بهعنوان آدمی منطقی ظاهر میشود که تفاوت بین شعر و زندگی واقعی را میفهمد؛ او در ابتدا بهخاطر تظاهرهای زشتش آزاردهنده به نظر میرسد، اما هرچه بیشتر پیش میرویم درمییابیم حق دارد که از فِنی سطحی دلخور باشد (بهویژه صحنهای که او فِنی را با سوالی دربارهی قافیههای غیرواقعیِ «فردوس از دست رفته» بهخاطر میاندازد، برایم لذتبخش بود).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران