یک گروه تبهکار بی رحم شهر کوچک معدنی را محاصره می کنند، و سردسته گروهشان ( دنی ترجو ) را به قتل می رسانند. اما او در جهنم فرصتی دوباره می یابد تا بازگردد و انتقامش را بگیرد...
یک گروه تبهکار بی رحم شهر کوچک معدنی را محاصره می کنند، و سردسته گروهشان ( دنی ترجو ) را به قتل می رسانند. اما او در جهنم فرصتی دوباره می یابد تا بازگردد و انتقامش را بگیرد...
دنی تریخو در نقشی خشن که بهخاطر انتقام توسط خودِ شیطان زنده شده، در فیلمی که نویدبخش بهنظر میرسید ظاهر میشود؛ اما متأسفانه فیلم تا حدی ناامیدکننده است. فیلم نمرهٔ کلان بدی نمیگیرد ولی قطعاً آنچه انتظار داشتم نیست.
فیلم ناپیوستگیهایی دارد: بخشهایی بسیار خوب و بخشهایی نسبتاً ضعیف. آغاز کار خوب است؛ گِررو (Guerrero) یکی از اعضای گروهش را آزاد میکند و در نهایت توسط...
دنی تریخو در نقشی خشن که بهخاطر انتقام توسط خودِ شیطان زنده شده، در فیلمی که نویدبخش بهنظر میرسید ظاهر میشود؛ اما متأسفانه فیلم تا حدی ناامیدکننده است. فیلم نمرهٔ کلان بدی نمیگیرد ولی قطعاً آنچه انتظار داشتم نیست.
فیلم ناپیوستگیهایی دارد: بخشهایی بسیار خوب و بخشهایی نسبتاً ضعیف. آغاز کار خوب است؛ گِررو (Guerrero) یکی از اعضای گروهش را آزاد میکند و در نهایت توسط همان گروه خیانت میبینید. اما پس از آن کیفیت کار متزلزل میشود. مایکی روانک در نقش شیطان برای من چندان تأثیرگذار نبود؛ بیشتر شبیه یک آدم چاق و آزاردهنده به نظر میرسید و انتظار تصویری شبیه “شیطانیتر” داشتم.
دنی تریخو را دوست داشتم — در مجموع از او خوشم میآید. بعضیها میگویند فقط دو حالت چهره دارد: عبوس و عبوستر. برای من همین مناسب است؛ اگر چیزی درست کار میکند، نیازی به تغییرش نیست. دنی تریخو باید همانقدر که بلد است بازی کند: نقش یک آدم عبوس و خطرناک را.
بخشهای زیادی از فیلم منطقی نبودند—منظورم بخشهای ماورائی نیست. نیمهٔ دوم فیلم پراکنده و رفتار شخصیتها تا حدی غیرمنطقی یا حتی نامعقول است. برای مثال صحنهای هست که مردم شهر با خشم به دفتر کلانتر حمله میکنند و کلارک (Clark) آنجا حضور دارد؛ نهتنها کلارک ظاهراً متوجه وضعیت بحرانی نمیشود، بلکه جلوی چشم آنها شروع به بدگویی از کاوانا و همراهانش میکند. نسبت غریزهٔ بقا به حماقت در آن صحنه کاملاً به ضرر منطقی بودن است.
خرید نسخهٔ بلوری و تماشای فیلم را پشیمان نشدم؛ فیلم سرگرمکنندهٔ نسبتاً مناسبی است هرچند انتظار داشتم بهتر باشد. همچنین برایم سؤال است چرا فیلم ردهٔ سنی R گرفته؛ آثار خشونتآمیز دیگری دیدهام که این رده را نگرفتهاند.
عملیِ خالص و خام. وسترنها دوباره برگشتهاند. این فیلم، اگرچه فیلمی برجسته نیست، در ژانر اکشن نسبتاً قابلقبول است، اما نه بهترین فیلم تعلیقی یا ترسناکِ سبکِ سبکِِکم نوری که میتوان یافت. داستان مشکلات منطقی و انسجامی متعددی دارد.
فیلم با یک دزدی بانک در شهری دورافتاده در کلرادو آغاز میشود. گروهِ دزدان شناختهشدهای که مدتها از دست قانون فرار کردهاند پس از سرقت از هم جدا میشوند؛ گِررو که یکی از اعضاست، در نهایت توسط برادرش کشته میشود و آن برادر بهعنوان کلانتر جدید بدون مانع شهر را در اختیار میگیرد. وقتی گِررو به جهنم میرسد، با شیطان معامله میکند: قول میدهد در ازای بازگشت به زندگی ظرف بیستوچهار ساعت شش روح از اعضای گروهش را به او بدهد.
مثل همیشه، معامله با شیطان اقدامی ناامیدانه است و نباید انتظار نتیجهٔ صادقی داشت. شیطان استاد فریب است و معلوم است در چنین وضعیتی کسی صادق یا وفادار نیست و سؤال این است که چه کسی کمترین بدی را دارد و بیشترین همذاتپنداری را برمیانگیزد. با این حال فیلمنامه بهسبب سادگی افراطی و پرداخت تقریباً ابتدایی شخصیتها شایستگی نقد دارد؛ دیالوگها شبیه فیلمهای بیکیفیتِ قدیمیاند. لحظاتی هم هست که منطق کاملاً کنار گذاشته میشود؛ مثلاً وقتی شیطان نام عیسی را میبرد یا آزادانه داخل کلیسا راه میرود—در سنت مسیحی معمولاً گفته میشود شاهِ تاریکی این محیطها یا نام پسر خدا را تحمل نمیکند—و بهعلاوه خطاهای بزرگِ زمانشناختی هم در فیلم دیده میشود.
با اینکه دنی تریخو پیشتر در «ماچته» موفق بوده، من پیشتر نقش اصلی او را ندیده بودم؛ بیشترین چیزی که دیده بودم «کان ایر» بود که در آن نقش یک زندانی خطرناک لاتینی را بازی میکرد. در این فیلم او خوب بازی میکند و با مایکی روانک که خودش تجربهٔ فیلمهای اکشن دارد، تعامل خوبی دارد. هیچکدام نقشآفرینهای درخشان کلاسیک نیستند، اما برای هدف فیلم مناسباند.
از لحاظ جلوهها و طراحیِ بصری فیلم برجسته است: گرافیکهای باشکوه و پرابهت، تدوین بسیار سریع و شلوغ، جلوههای با ضربهٔ بالا و گلولهبارانِ فراوان. همهٔ اینها در ذهن تماشاگر ارزان و کمکیفیت بهنظر میرسد، گویی تولیدکنندگان ترجیح دادهاند تعداد زیادی جلوهٔ ارزان داشته باشند تا چند جلوهٔ محدود اما پیچیده و شکیل. صحنههای درگیری و تیراندازی تا میلیمتر طراحی شدهاند و خوب جواب میدهند؛ بهخاطر همین مخاطبِ هدفش را راضی میکند: اکشنِ خالص و خام با داستانی ساده و شخصیتهایی قابلفهم. این فیلم مخصوص یک سِلیقه و مخاطب خاص است؛ باقی افراد شاید چیز زیادی برای دوستداشتن پیدا نکنند. منتقدان احتمالاً به افراطهای بصری یا سلیقهٔ کیتشیِ آن اشاره خواهند کرد که تا حدی حق دارند؛ با این حال برای مخاطبانی که چنین اثری را میخواهند، فیلم خوب عمل میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران