«Get Rich or Die Tryin'» یادآور آن نفرین نسبتاً افسانهای چینی است: «خوشبخت باشی در روزگار پرهیجان». جالبترین اتفاقی که برای کورتس «50 سنت» جکسون افتاده، این است که بهطور واقعی نه بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته؛ بنابرین در این فیلم نه تنها شخصیت او—مارکوس «یانگ سیزر» گرِر—بلکه بسیاری از دیگران هم تیر میخورند.
با این حال اغلبشان زنده میمانند، پس این اتفاق هم در...
«Get Rich or Die Tryin'» یادآور آن نفرین نسبتاً افسانهای چینی است: «خوشبخت باشی در روزگار پرهیجان». جالبترین اتفاقی که برای کورتس «50 سنت» جکسون افتاده، این است که بهطور واقعی نه بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته؛ بنابرین در این فیلم نه تنها شخصیت او—مارکوس «یانگ سیزر» گرِر—بلکه بسیاری از دیگران هم تیر میخورند.
با این حال اغلبشان زنده میمانند، پس این اتفاق هم در نهایت آنقدرها ویژه نیست. دومین تجربهٔ جالبتر در زندگی فورتینگس (که در واقع برای دیگری اتفاق افتاده) فیلم بسیار برتر «8 Mile» است که سه سال پیش با بازی امینم نمایش داده شد.
مشکل اینجاست که «8 Mile» داستانی دربارهٔ تواضع است، در حالی که «Get Rich or Die Tryin'» دربارهٔ غرور است؛ حتی عنوان فیلم هم خودبزرگبینی را فریاد میزند، و اینکه عنوان فیلم با آلبوم 50 Cent یکسان است، باعث میشود فکر کنیم این خودستایی محدود به شخصیت نیست و به ستارهٔ فیلم هم سرایت کرده است.
بر خلاف امینم که نقش خودش را بازی نکرد اما نقش کسی بسیار شبیه به خودش و در عین حال یک انسان واقعی را ایفا کرد، مارکوس گرِر کمتر نسخهای داستانی از جکسون است و بیشتر تصویری است از تصور 50 Cent از خودش.
یانگ سیزِر همان شخصیت بزرگمنشی است که کورتس جکسون با تمام وجود دوست دارد باشد؛ تا جایی که «پنجاه سنت» برایش دیگر کافی نیست؛ حالا باید لقبی داشته باشد که به ذهنی سیاسی و نظامی که شاید بزرگترین در تاریخ باشد ارجاع بدهد.
این اوضاع ناخواسته طنزآمیز است چون قهرمان داستان آنقدرها هم تیزهوش نیست؛ برای مثال مادر مارکوس کوچک (مارک جان جفریز) کشته میشود و مظنون یک «آدمی شبیه ریک جیمز» است (لئون، که نقش خیلی کمی دارد)، پس مارکوس همیشه عکسی از آن خواننده کنار خود نگه میدارد، انگار اگر آن عکس را نداشته باشد، چهرهٔ متهم را فراموش میکند؟
فیلم قرار است درام باشد—سبکی که کارگردان، کسی که فیلمهایی مثل «پای چپ من» و «به نام پدر» را ساخته، باید خوب از آن سر در بیاورد؛ اما از آنجا که او خود نویسندهٔ آن آثار هم بوده، مسئولیت این لغزش نامعقول مستقیماً بر دوش فیلمنامهنویس است.
کودکی دیکنزی قهرمان کلیشهای است که «8 Mile» توانست از آن صرفنظر کند، چون تعامل ناقص بین امینم و کیم بیسینگر همهٔ آنچه لازم بود را بدون فلشبکهایی با راویتی یکنواخت به ما نشان میداد.
از سوی دیگر، موسیقی متن شامل آهنگی به نام «Window Shopper» است که به معنای آن است که حتماً باید صحنهای از مارکوس کوچک را نشان دهند که ناامیدانه از پشت شیشه به کفشهایی که نمیتواند بخرد زل زده، در حالی که چند نقش فرعی او را دست میاندازند.
کارگردان جکسون را در میان بازیگران مکمل قوی قرار داده (آدوِیل آکینوئِی-آگباجه، ترنس هاوارد، و بیل دیوکِ سرسخت)، اما این مسئله دوروی سکه است؛ یا آنها 50 Cent را به سطح خودشان میرسانند، یا او را کاملاً تحتالشعاع قرار میدهند تا گم شود—و دقیقاً همین اتفاق در این فیلم میافتد.
اگر جکسون کمی زیرکتر یا کمخودخواهتر بود، میگذاشت هاوارد—که هنوز نقش مشابهی را در «Hustle & Flow» بازی کرده بود—نقش اصلی را داشته باشد، بهجای اینکه او را به عنوان همراه اطمینانبخشِ خود، باما، به خدمت بگیرد.
با این حال، هاوارد هر صحنهای را که در آن حضور دارد میدزدد (و بهترین دیالوگها را دارد؛ برای مثال: «باما، اهل آلاباما هستی؟» «نه، کارولینای شمالی.» «پس چرا بهت میگن باما؟» «نمیخواستم مردم بهم بگن لینا»)، از جمله بهترینشان: زد و خوردی افشاگر در دوش زندان که دو سال قبل از صحنهٔ حمام ترکی در «Eastern Promises» رخ میدهد.
تفاوت بزرگ این است که «Hustle & Flow» دربارهٔ یک گدای دورهگرد است که آرزو دارد موسیقیدان شود، در حالی که «Get Rich or Die Tryin'» دربارهٔ یک گانگستر محله است که خیلی زود حواسش پرت میشود: «من جایی برای خودم داشتم و میتوانستم روی رویای رپر شدنم تمرکز کنم… بعد از سه ساعت، از رپخواندن انصراف دادم و دوباره رفتم سراغ فروش کوکائین.» به عبارت دیگر، چرا تلاش کند وقتی آنقدر استعداد دارد که وقتی پشت میلههاست، همسلولیها و حتی نگهبانها هم اشعارِ آهنگهای آیندهٔ جوان سیزر را بلدند؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران