لوئیزا میگوید:
«جیسون بورن» یک فیلم جاسوسی برای آدمهای کودن است. کل فیلم انگار با واژگان یک بچهٔ دوازدهساله نوشته شده و دو ساعت خستهکنندهٔ تکرار است: بورن تعقیب میشود، چند مشت میزند و فرار میکند. شلیک، خون، دویدن، فرار. تکرار بیپایان.
برای بازیگران واقعاً تأسفآور بود که مجبور به گفتن چنین دیالوگهای وحشتناکی شوند؛ شخصیتها روی پرده عملاً هر آنچه را که اتفاق میافتد توضیح میدهند...
لوئیزا میگوید:
«جیسون بورن» یک فیلم جاسوسی برای آدمهای کودن است. کل فیلم انگار با واژگان یک بچهٔ دوازدهساله نوشته شده و دو ساعت خستهکنندهٔ تکرار است: بورن تعقیب میشود، چند مشت میزند و فرار میکند. شلیک، خون، دویدن، فرار. تکرار بیپایان.
برای بازیگران واقعاً تأسفآور بود که مجبور به گفتن چنین دیالوگهای وحشتناکی شوند؛ شخصیتها روی پرده عملاً هر آنچه را که اتفاق میافتد توضیح میدهند («اون بورنه!»، «من میخوام شلیک کنم!»، «داره از پلهها بالا میره!»، «فایلها دانلود شد!»). بعد از مدتی خندهدار شد.
مت دیمون دوباره در نقش جیسون بورن ظاهر میشود اما انگار در کل فیلم خوابآلود قدم میزند. حتی آلیشیا ویکاندر هم عملکرد کمتوجهی دارد (قرار بوده لهجه داشته باشد یا نه؟) و تامی لی جونز هم باز همان چهرهٔ عبوس و کلیشهای یک مقام دولتی شرور را بازی میکند. شخصیتپردازی بسیار اندک است و تنها بازیگر نسبتاً لذتبخش، جولیا استایلز است که حیف که نقش زیادی به او داده نشده.
حتی صحنههای اکشن هم بهشدت نامشخص و آشفتهاند. پل گرینگراس به cuts و دوربین لرزان علاقۀ افراطی دارد که باعث میشود نفهمی چه خبر است؛ این سبک فیلمسازی برای کسانی با توجه کوتاه است و نشانهٔ تنبلی شدید است.
او همهٔ جذابیت یک تعقیبونشیبی ماشینِ میتوانست دیدنی در لاسوگاس را میگیرد. بهجای اینکه با دستِ پیگیر و دوربین ثابت شکوه بدلکاری را نشان دهد (نگاه کنید به تعقیبهای ماشینی افسانهای در «Death Proof»، «The French Connection»، «Bullitt»، «Fast Five» یا حتی «Bad Boys II»)، گرینگراس بار دیگر راهِ میانبُرِ تنبلانه را انتخاب میکند و ما را با تکههای سهثانیهای آشفته روبهرو میکند که انگار در مخلوطکن روی سرعت بالا ریخته شدهاند.
هیچکدام از عناصر مؤثر نیستند: فیلم چیز جدیدی ارائه نمیدهد، انرژی ندارد و بهطور کلی خستهکننده است، و «جیسون بورن» تبدیل به ضعیفترین قسمت سری شده است.
مت میگوید:
فیلم محاورهای از جملات پنجکلمهای پُر از ژارگون جاسوسی و تکنولوژیک است. برش سریع به فردی که روی کامپیوتر تایپ میکند: بیپ-بوپ-بیپ. برش سریع به گفتوگوی دوربین لرزان. جملات پنجکلمهای دیگر، باز هم دوربین لرزان. بعد تعقیبِ موتورسیکلت با دوربین لرزان و بدون هیچ حسِ جغرافیا. برش دوباره به کامپیوتر.
برش، برش، برش. دوربین لرزان، دوربین لرزان، دوربین لرزان. «جیسون بورن» انگار بهوسیلهٔ کودک هفتسالهای با اختلال توجه که دارویش را نخورده، فیلمبرداری و مونتاژ شده است. این فیلم نهچندان تدوین شده، بلکه بهزور روی هم چسبانده شده است. آنقدر هنر در ساختِ این فیلم بهکار نرفته که سخت بتوان پل گرینگراس را «کارگردان» آن خطاب کرد.
یکی از گلایههای مکررم دربارهٔ استفاده از برشهای سریع و دوربین لرزان در فیلمهای اکشن است: اینها علامتِ فیلمسازی تنبلانهاند. وقتی صحنههای اکشن با برش بعد از برش ساخته میشوند، نیازی به طراحی دقیق صحنه یا آموزش بازیگران برای حرکات رزمی نیست و دیگر لازم نیست نگران جغرافیا یا روابط فضایی باشید. یعنی بهجای اینکه برای خلق یک صحنهٔ اکشن جذاب کار کنید، میتوانید با راههای میانبُر و ناشیانه از پسش برآیید. در حال حاضر هیچکس این سبکِ اکشنِ ناشیانه را بیشتر از پل گرینگراس دوست ندارد و «جیسون بورن» اوج کارِ ناشیانهاش است.
علاوه بر کارگردانی و تدوین بد، «جیسون بورن» بهعنوان یک تریلر جاسوسی هم ضعیف است. پشتِسرِ هم صحنههایی از بازی بد میبینیم. جولیا استایلز (نیکی پارسونز) ضعیفترین است، اما مت دیمون، آلیشیا ویکاندر و تامی لی جونز هم تفاوت زیادی ندارند. فیلمنامه افتضاح است، شخصیتها کمتر گفتوگو میکنند و بیشتر ژارگون تکنولوژیک به زبان میآورند در حالی که دائم روی کامپیوتر کیبورد میزنند و دستگاهها بیپ و بلوپ میکنند (هیچ کامپیوتری که من دیدهام اینقدر سر موقع اسکن فایلها صدا تولید نمیکند). استفاده از کلماتِ بهنظر «باحال» صحنه را جذاب نمیکند و داستان هم عملاً خیلی کمرنگ است.
تنها سه چیز از این فیلم برایم لذتبخش بود: اولین صحنهٔ مبارزه بین بورن و یک مرد بینام—همان صحنهای که در تریلر دیده میشود؛ رشتهٔ داستان مربوط به میلیاردر سیلیکونولی که از فریب دادن مردم به نام امنیت ملی امتناع میکند؛ و صحنهٔ پایانی تعقیبونشیبی در بلوار لاسوگاس که با وجود تدوینِ بد (و اشتباهات جغرافیایی) از آن لذت بردم.
لطفاً نگذارید این فیلم پرفروش شود، چون در آن صورت موجی از تقلیدها راه میافتد (مثل بعد از «The Bourne Supremacy» و «The Bourne Ultimatum» که برشهای سریع و دوربین لرزان در ۹۵ درصد فیلمهای اکشن بهکار رفت).
برای پولتان بیشتر مطالبه کنید؛ فیلمهای زیادی هستند که این کار را بهتر انجام میدهند. اگر دنبال تریلر جاسوسی فنی و پرپیچوخمید، سراغ مجموعه «Mission: Impossible» بروید. اگر دنبال داستانی خوبنوشته در زمینهٔ جاسوسی بینالمللی هستید، «Our Kind of Traitor» را ببینید. اگر میخواهید صحنههای مبارزهٔ خوب ببینید، فیلمهای «The Raid» را تماشا کنید. حتی «Warcraft» این تابستان هم در مبارزات و اکشن بهتر از این فیلم عمل کرد.
نقد دیگر:
مسئولان جدید، عملیاتهای جدید در سازمان، اما همان بورن همیشگی!
فکر میکردم فیلمهای اصلی قرار بود یک سهگانه باشند، اما وقتی سازندگان پول دیدند، قسمت چهارم را در جهتی جدید ساختند. حالا با این قسمت به سراغ خط داستانی اصلی برگشتهاند. جیسون بورن که جستجویش برای یافتن پاسخها تمام شده بود، دوباره وارد ماجراجویی جدید میشود؛ انگار یک فصل تازه آغاز شده و ممکن است مثل «جنگ ستارگان» داستان و ماجراهای جدیدی ساخته شود.
موضوع همچنان همان است: دویدن و تعقیب. داستان خیلی کوتاه و تکخطی است. اما اگر از سکانسهای اکشن خوشتان میآید، این فیلم از این نظر شما را راضی میکند؛ این باید دلیل اصلی رفتن به سینما باشد، چون بهجز اکشن، فیلم در حد متوسط است. بازگشت مت دیمون به نقش اصلی بهترین نکتهٔ فیلم است، بهخصوص با همان کارگردان قسمتهای قبلی.
فکر میکنم نقش آلیشیا ویکاندر هنوز کامل استخراج نشده و در دو فیلم بعدی ممکن است بیشتر دیده شود. بهنظر ترکیب جالبی بین او و مت شکل گرفته، پس منتظر خبرهای رسمی میمانم. فرمول تکراری فیلم شاید ناامیدکننده باشد، اما فیلم بدی هم نیست. در هر حال اینطور است که سری بورن شناخته میشود. اگر از طرفداران مجموعه هستید، ببینیدش؛ چون اگر حدس من درست باشد، حداقل دو فیلم دیگر هم خواهد آمد.
امتیاز: 6/10
خلاصهای کوتاه (امتیاز 78/100):
نیکی پارسونز پس از نزدیک به ده سال، با اطلاعاتی دربارهٔ پدر بورن و پروژههای شرورانهٔ جدید دولتی، بورن را از مخفیگاه بیرون میکشد و تعقیب دوباره آغاز میشود. این تنها قسمت بورن است که توسط تونی گیلوروی فیلمنامهنویسی نشده؛ بههمین دلیل داستان سادهتر و از عمق شخصیتها و جزئیات تعقیب نسبت به قسمتهای قبلی اندکی کمرنگتر است، اما همچنان یک فیلم بورن است و از این رو تماشایش هیجان و لذت خودش را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران