داستان فیلم در روستایی کوهستانی اتفاق می افتد، جایی که یک زن و مرد که تصمیم به سپری کردن یک شب پر از حرارت و شور و شوق می گیرند، اما زمانی که این دو درگیر یک سری قتلهای زنجیره ای شده و ...
داستان فیلم در روستایی کوهستانی اتفاق می افتد، جایی که یک زن و مرد که تصمیم به سپری کردن یک شب پر از حرارت و شور و شوق می گیرند، اما زمانی که این دو درگیر یک سری قتلهای زنجیره ای شده و ...
پایان روز را با تماشای یک فیلم گذاشتم و بهطور اتفاقی به فیلمی به نام «عزیز عجیب» برخوردم. این تریلر روانشناختی درباره یک قاتل زنجیرهای جمعی است و من هیچ پیشزمینهای درباره داستانش نداشتم. نه تریلر دیدم و نه توضیحات را خواندم؛ تصمیم گرفتم بیواسطه شروع کنم.
در طول فیلم کاملاً درگیر داستان شدم. روایت مدام مرا در تعلیق نگه میداشت و پیگرفته شدن هویت قاتل...
پایان روز را با تماشای یک فیلم گذاشتم و بهطور اتفاقی به فیلمی به نام «عزیز عجیب» برخوردم. این تریلر روانشناختی درباره یک قاتل زنجیرهای جمعی است و من هیچ پیشزمینهای درباره داستانش نداشتم. نه تریلر دیدم و نه توضیحات را خواندم؛ تصمیم گرفتم بیواسطه شروع کنم.
در طول فیلم کاملاً درگیر داستان شدم. روایت مدام مرا در تعلیق نگه میداشت و پیگرفته شدن هویت قاتل زنجیرهای را مدام زیر سؤال میبرد. هرگاه فکر میکردم همهچیز را متوجه شدهام، یا درست حدس میزدم یا کاملاً در اشتباه بودم. فیلم توجه کامل مخاطب را میطلبد تا سرنخها و جزئیات ظریف را دریابد.
هرچند «عزیز عجیب» را فیلم قابلقبولی یافتم و از آن لذت بردم، احتمالاً دوباره آن را تماشا نخواهم کرد. فیلم به مضامین جنسی خشونتآمیز و بهرهبرداریشده میپردازد که آن را نامناسب برای مخاطبان جوانتر میکند. با این حال میتوان فهمید چرا منتقدان و بینندهها از آن تعریف میکنند؛ هیجان روانشناختی و داستان معوج قاتل زنجیرهای تا پایان مخاطب را در سردرگمی نگه میدارد. گرچه ابتدا اشتباه حدس زدم، اما وقتی قطعات کنار هم قرار گرفتند، کل ماجرا کاملاً معنی پیدا کرد.
زنی از میان مزرعهای میدود، خون از گوشش جاری است و مردی با اسلحه قدرتمند او را تعقیب میکند. آیا میتواند فرار کند؟ در نود دقیقهی بعد، در شش فصل و یک اپیلوگ، داستانِ نحوه رسیدن به این لحظه برایمان روایت میشود. اما فصلها به ترتیب عددی نشان داده نمیشوند و این پایانِ ماجرا نیست؛ نه دقیقاً آغاز پایان است و نه پایان آغاز، شاید پایانِ آغاز باشد؟ ویلا فیتزجرالد وحشتزده به نظر میرسد و کایل گلنر تهدیدآمیز. اما هرچه بازی گربه و موش جلو میرود، انتظارات ما از روایت بهطرز قابلتأملی به چالش کشیده میشود و این برای بیشتر افرادی که این دو شخصیت با آنها روبهرو میشوند، خطرناک است؛ استفادههای متعددی از دستبند نشان داده میشود—هیچکدام شاید آنطور که ادعا شده بود، نیست!
فهمیدن آنچه رخ میدهد زمان زیادی نمیبرد، بهویژه که اسلاید ابتدایی منبع تاریخی آن را نشان میدهد و بنابراین تا حدی از حس خطر کم میکند. با این حال، یک دلبستگی ملایم و کثیفِ اروتیک در این درام جریان دارد و شیمی جذابی میان دو شخصیت وجود دارد که همانطور که در بخشهای مختلف فیلم دیده میشود، ما را به بازاندیشی کلیشههای جنسی دعوت میکند. فیلم گاهی خشونتآمیز و خونین است—اما بیشتر به سبکِ همر تا تارانتینو و در بخشهایی زبان طعنهآمیز دارد. اگر فرصت دیدن آن در سینما را داشتید، امتحانش کنید—تقریباً قطعاً آنطور پیش نخواهد رفت که انتظارش را دارید.
از نظر بصری «عزیز عجیب» خوشایند است. فیلم بسیار خوشسبک است و نماهای برجسته و موسیقی خوب دارد. از داستان پایه کاملاً قانع نشدم؛ احساس میکنم اگر سایر عناصر را کنار بگذارید، داستان وسطی نهچندان قویای باقی میماند. با این حال، در مجموع سرگرمی خوبی از آن گرفتم.
به نظرم نیازی نبود داستان بهصورت غیرخطی روایت شود؛ میشد رویدادها را به شکل سنتیتری نشان داد و فکر نمیکنم تجربه تماشاگر چندان تغییر میکرد. با این وجود پرشها قابل پیگیریاند و به فیلم آسیبی نمیزنند. پس اگر کار میکند، چرا که نه؟
بازیهای ویلا فیتزجرالد و کایل گلنر عالیاند؛ هر دو به خوبی در نقشهای خود جا افتادهاند و در پیش بردن فیلم نقش مؤثری ایفا میکنند. بازیگران مکمل نیز شایسته تحسیناند؛ از حضور اد بگلی جونیور و استیون مایکل کوازادا هم جای اشاره است—تا حدودی نوعی دورهمی از «بهتره با ساول تماس بگیری». شاید کوئنتین تارانتینو از این فیلم لذت ببرد—هرچند شاید بیشتر به خاطر کشیدن سیگارها تا چیزهای دیگر.
پس از تماشای «عزیز عجیب» به کارگردانی جی.تی. مولنر، تجربهای جذاب یافتم. استفاده فیلم از قاببندی فصلهای غیرخطی هم کنجکاویبرانگیز بود و هم نوآورانه؛ مولنر در انتقال بار احساسی هر صحنه نشان داد توانایی دارد و بین زمانبندی و پیامی که هر فصل میرساند تعادل ایجاد کرده است. با این حال گاه روایت جهتگیری مشخصی نداشت و به مسیرهای ناخواستهای منحرف میشد که اندکی به کلیت داستان آسیب زد. فیلمبرداریِ جیوانی ریبیزی واقعاً چشمگیر است و هر لحظه را با دقت و هنرمندی ثبت کرده است. بازیگران اصلی، ویلا فیتزجرالد در نقش «بانوی داستان» و کایل گلنر در نقش «شیطان»، اجراهای درخشانی ارائه دادهاند که شخصیتها را زنده میکنند.
با وجود برخی مشکلات در طرح داستان، «عزیز عجیب» برای روایت منحصر بهفردش، جلوههای بصری خیرهکننده و اجراهای تاثیرگذار برجسته میماند.
این فیلم فوقالعاده بود! فکر میکنم شگفتانگیز و غیرقابلپیشبینی بود. «عزیز عجیب» نخستین فیلمی است که در یک یا دو سال گذشته دیدم و کاملاً غافلگیر شدم و بیصبرانه میخواستم تا پایان ببینم! بازیها بینظیر بودند و فیلمنامه هم در همان سطح بود. این فیلم را به هر کسی که دنبال داستانی بسیار هوشمندانه است توصیه میکنم. امتیاز: 10 از 10.
درام-ترسناک-تریلری نسبتاً محکم که اجراهای قابلتوجهی از ویلا فیتزجرالد و کایل گلنر دارد و فیلمبرداری چشمگیر جیوانی ریبیزی در اولین حضورش در نقش فیلمبردار بلندمدت به چشم میآید. دیالوگها نسبتاً قویاند و روایت غیرخطی را هم دوست داشتم. نمیتوانم بگویم تاثیر ماندگاری بر من گذاشت، اما ارزش دیدن را دارد. امتیاز: 3.5 از 5.
آیا میدانستید که او برای این فیلم نامزد بهترین بازیگر شد؟ بعد از تماشا فهمیدم چرا. من مجذوب بازی او شدم؛ اجرای او درخشان است. آیا جایزه را دریافت کرد؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران