وقتی مادر «میا ترموپلیس» (هاتاوی) اعلام می کند که پدر مرحومش، در حقیقت شاهزاده و صاحب تاج و تخت کشور کوچک اروپایی، «جنوویا»، بوده، در زندگی «میا» تغییر و تحول اساسی به وجود می آید: حالا «میا» تنها وارث آن تاج و تخت است و مادربزرگش، «ملکه کلاریس رینالدی» (اندروز) می خواهد آداب و رسوم اشرافی را به آن دخترک ناشی بیاموزد.
وقتی مادر «میا ترموپلیس» (هاتاوی) اعلام می کند که پدر مرحومش، در حقیقت شاهزاده و صاحب تاج و تخت کشور کوچک اروپایی، «جنوویا»، بوده، در زندگی «میا» تغییر و تحول اساسی به وجود می آید: حالا «میا» تنها وارث آن تاج و تخت است و مادربزرگش، «ملکه کلاریس رینالدی» (اندروز) می خواهد آداب و رسوم اشرافی را به آن دخترک ناشی بیاموزد.
تماشای خوبی بود؛ دوباره میبینم و توصیهاش میکنم. به نظر کلیشهای میآید، اما واقعاً مطمئن نیستم که «تعجب — تو اشرافی هستی» را بتوان یک کلیشه دانست. ساختن یک کشور خیالی هم نوعی زیرکلیشه است. چیزی که مطمئناً کلیشه است همان مدل «از بدقواره تا زیبا» است؛ دختری دستپاچه و ساده را به زنی جذاب و دلنشین تبدیل میکنند. برخورد فرهنگهای آمریکا و «جنُوِویا» جذاب است...
دیدگاه های کاربران