پیت میشل بعد از بیش از سی سال خدمت به عنوان یکی از خلبانان برتر نیروی دریایی، به جایگاهی که به آن تعلق دارد بازگشته است. او به عنوان یک خلبان آزمایشی مرز ها و حدود خود را به آزمایش گذاشته است.
پیت میشل بعد از بیش از سی سال خدمت به عنوان یکی از خلبانان برتر نیروی دریایی، به جایگاهی که به آن تعلق دارد بازگشته است. او به عنوان یک خلبان آزمایشی مرز ها و حدود خود را به آزمایش گذاشته است.
چه دنبالهٔ عالیای—در واقع از فیلم قبلی هم بیشتر خوشم آمد.
تاپ گان: ماوریک فوقالعاده است. انتظار داشتم خوب باشد، ولی واقعاً از آنچه پیشبینی کرده بودم لذتبخشتر بود. ارجاعات به فیلم اصلی با مهارت انجام شده، شخصیتهای جدید خوب پرداخته و بازی شدهاند، فیلم معنا و مفهوم دارد، موسیقی عالی است و صحنههای اکشن—بهویژه صحنههای هوایی—شگفتانگیزند.
داستان بسیار خوب است و هر یک از لحظات پرخطر...
چه دنبالهٔ عالیای—در واقع از فیلم قبلی هم بیشتر خوشم آمد.
تاپ گان: ماوریک فوقالعاده است. انتظار داشتم خوب باشد، ولی واقعاً از آنچه پیشبینی کرده بودم لذتبخشتر بود. ارجاعات به فیلم اصلی با مهارت انجام شده، شخصیتهای جدید خوب پرداخته و بازی شدهاند، فیلم معنا و مفهوم دارد، موسیقی عالی است و صحنههای اکشن—بهویژه صحنههای هوایی—شگفتانگیزند.
داستان بسیار خوب است و هر یک از لحظات پرخطر همان تأثیری را که باید میگذارد—بخشهایی حتی کمی برایم مو برتنکن شدند، که برای کسی مثل من که ارتباط خاصی با فیلم ۱۹۸۶ ندارد غافلگیرکننده بود. همهچیز بسیار منظم کنار هم قرار گرفته و تقریباً وسوسه شدم امتیاز بالاتری بدهم.
تام کروز در نقش ماوریک عالی است و مایلز تلر هم اجرای چشمگیری دارد. جنیفر کانلی نیز نکتهٔ مثبتی است، هرچند نقش او کمی بهنظر میرسد صرفاً برای داشتن یک علاقهعاطفی وارد قصه شده باشد—بهخصوص با غیبتِ نامشخصِ کلی مکگیلیس.
مونیکا باربارو از بین چهرههای جدید بیش از همه جلب توجه میکند، اما در کل از تماشای همهٔ آنها لذت بردم—همان چیزی که فکر میکردم افزودن شخصیتهای جدید ممکن است مشکلساز باشد، اما این کار بهخوبی انجام شده؛ البته جان هَم و گلن پاول کمی کلیشهایاند، ولی در مجموع برخورد مثبتی با آنها دارم.
تماشای بسیار خوبی است—کاملاً پیشنهادش میکنم، البته اگر فیلم قبلی را ندیدهاید بهتر است اول آن را ببینید.
تاپ گان: ماوریک بازگشتی است به بلوکباسترهای نوستالژیک خالص و فوراً یکی از فیلمهای موردعلاقهٔ سال شد. بهترین لحظات اکشن هوایی که تا حالا دیدهام حتی فراتر از بالاترین انتظارات هم هستند، نه فقط بهخاطر بدلکاریهای واقعی و دیوانهوار، بلکه بیشتر بهخاطر هماهنگی بینقص همهٔ عناصر سینما.
فیلمنامه از نظر احساسی غافلگیرکننده عمل میکند و به تام کروز کمک میکند یکی از بهترین اجراهای دوران خود را ارائه دهد. تدوینِ دقیق برای ایجاد این حس واقعگرایی ضروری است و به بالا بردن تنش در یکی از بهترین پردههای پایانی ژانر کمک میکند.
در نهایت، موسیقی بهیادماندنی مملو از قطعات حماسی تجربهٔ سینما را تبدیل به تنها راه دیدن این اثر بزرگ میکند.
در همهٔ جنبهها برتر از فیلم اصلی است.
بعضی چیزها در این فیلم منطقی نیستند، مثل «چرا از اف-۳۵ استفاده نمیکنند؟» یا «چرا موشکهای کروز به دفاع هوایی دشمن یا هواپیماهای داخل آشیانهها شلیک نکردند؟» اصلیِ فیلمِ قبلی بخشهایی از جدیت را داشت؛ این دنباله بیشتر شبیه فیلمهای کمیکبوکی است. در کل شبیهِ نسخهٔ اصلی جنگ ستارگان است، مخصوصاً صحنهٔ پایانی؛ فقط کمی واقعگرایانهتر از بلک ویدو. سبک اکشن-کمدی مارول در آن بهوضوح دیده میشود.
فکر میکنم خیلی از محافظهکارها که دوران ریگان را بهیاد میآورند از آن خوششان بیاید؛ همین برای فروش بالای آن کافی است. بهنظر من کیفیت فیلم بین ۵ تا ۷ از ۱۰ است. هنگام دیدن زیاد فکر نکنید—برای تماشاگر هدف، این مسئله چندان مشکلساز نیست.
بهنظر میرسد سالهاست تریلرهای این فیلم را میدیدم—و میدانید؟ ارزش انتظار را داشت. فیلم دربارهٔ تصویربرداری هوایی بسیار نفسگیری است که به صحنههای نبرد هوایی فوقالعاده و مقدار قابلتوجهی نوستالژی میانجامد. تام کروز در نقش خلبان پیرتر و اغلب بیپروا بسیار در عنصر خودش است؛ او توسط یک دریادار کمی بدگمان برای آموزش یک گروه جدید به مأموریتی بسیار خطرناک فراخوانده میشود تا تأسیسات زیرزمینی غنیسازی اورانیوم را نابود کنند. تیمی پر از شور جوانی میآیند و او باید آنها را منظم کند؛ کاری که با حضور «روستر» (مایلز تلر)، پسر دوست قدیمیاش «گوس» که در ۱۹۸۶ سرنوشت بدی پیدا کرد، دشوارتر میشود. او همچنین رابطهاش با پنی (جنیفر کانلی)، صاحب یک بار، را دوباره زنده میکند در حالی که تحت حمایت بالبهبال سابقش، دریادار بازنشستهٔ کمدرمان «کازانسکی» (وال کیلمر)، قرار دارد.
راستش داستان چیز چندان عمیقی نیست—چند پیچوخم دارد، فیلمنامه خالی از طنز نیست، اما خطر واقعی حس نمیشود؛ همه میدانیم در پایان چه اتفاقی میافتد. با این حال همهٔ عوامل در اوجاند؛ ضربآهنگ (جز وقفههایی با کانلی که کمی ناگهانی کند میکنند) پیوسته پر از اکشن است و تصاویر از درون و بیرون این ماشینآلات شگفتانگیز تکراری نیست و دیدنیاند. حتی کلیشههای شور و شوقِ افراطی هم حداقل بهکار رفتهاند—این فیلم ارتش آمریکا را در رقابتیترین و در عین حال هوشمندانهترین حالتش نشان میدهد و من واقعاً از آن لذت بردم. سینمای بزرگ—صبر نکنید تا تلویزیون پخش کند.
این دنباله جهش قابلتوجهی نسبت به فیلم اول است. بازی کل اعضای گروه بهتر شده، ارتباط عاطفی بین حداقل دو شخصیت اصلی عمیقتر است و طنز ظریف واقعاً اثرگذار است. اما نیاز مداوم فیلم برای پرواز در همان مسیر روایت فیلم اصلی بیشتر بهعنوان محدودیتی عمل میکند تا یادآوری محبتآمیز.
این دنباله بسیاری از کاستیهای فیلم اصلی را برجسته میکند، که از منظر بازبینی شاید چیزی بوده که سعی میکردند از آن دوری کنند. با فروش رکوردشکن در آخرهفتهٔ یادبود، تاپ گان: ماوریک دنبالهای هیجانانگیز با صحنههای اکشن بینظیر است که دقیقاً همان چیزی بود که طرفداران پس از بیش از سی سال منتظرش بودند.
بهترین فیلمی که امسال دیدم؛ ناامید نخواهید شد.
مدتهاست چنین فیلم کاملی ندیده بودم. مشخصاً با مخاطب در ذهن نوشته و ساخته شده—بدون سیاستزدگی، بدون موعظه، بدون سکس بیمورد، بدون عناصرِ حزبی، بدون کاراکترها یا انتخاب بازیگری توهینآمیز. فیلمنامهٔ درخشان و ساده و سواریهای هیجانی. اگر فیلم اول را دیدهاید، آن نمادین بود و دانستنِ پسزمینه باعث میشود دنباله هم لذتبخشتر باشد، اما حتی اگر با پیشزمینهٔ شخصیتها آشنا نباشید، کافی و مستقل ارائه شده تا فیلمی لذتبخش باشد.
عاشق این فیلم شدم. حتی تا انتها مرا به حدس زدن واداشت. بهنظر میرسد هر بازیگری که برای نقش انتخاب شده بهترین کسی بوده که میتوانسته آن نقش را اجرا کند—بهخصوص در نقش گوس. 9.9/10 — این دنباله به پای اصل نرسید؛ این یکی رسیده است. 10/10
اینجور فیلمها باید آمریکایی ساخته شوند. باید اعتراف کنم که تقریباً از هالیوود ناامید شده بودم؛ تبلیغات ایدئولوژیک پیدرپی مرا به این باور رسانده بود که صنعت سینمای آمریکا دیگر چیز چندانی برای ارائه ندارد، تا اینکه تاپ گان: ماوریک آمد.
فیلمی ساده و خوب ساخته شده با فرمول موفقیت که پافشاری میکند روی همان فرمول. همهچیز در این فیلم صیقلیافته است. بهخوبی نسخهٔ دههٔ ۸۰ را بهروز کرده با سبک، هیجان و بازیهای سطح بالا از تام کروز و گروه بازیگران. من طرفدار ناتو یا استثناگرایی آمریکا نیستم ولی کیفیت فیلم آنقدر بالاست که حتی مرا هم به وجد آورد. سرگرمی آنطور که باید باشد.
بهترین فیلم ۲۰۲۲ تاکنون—تقریباً بینقص از نظر ریتم، بازیگری، فیلمبرداری، رشد شخصیتها، انتخاب بازیگر و فیلمنامه. شدت و تعمق صحنههای اکشن باشکوه بود و با لحظات صمیمانهٔ رشد شخصیتها متعادل شده بود. یکی از بهترین آثار تام کروز در کارنامهاش.
میخواهی یک فیلم تماماً هشتادیِ پرهیجان و ساده ببینی؟ فیلمی که حال آدم را بهتر کند و پیچیده نباشد و تو را به سالن سینما ببرد؟ معرفی میکنم: تاپ گان: ماوریک.
ماجرا ۳۰ سال پس از فیلم قبلی دنبال میشود: بازگشت ماوریک به برنامهٔ آموزش تاکتیکهای جنگنده و روبهرویی او با گذشتهاش در حالی که گروهی از خلبانان جوان را آموزش میدهد، از جمله پسِ پسر دوست مرحومش، نیک «گوس» بردشو.
هرچند دنباله شبیهِ برخی ایدههای فیلم اول است—که به نظر من نوعی ادای احترام است—اما زمینهٔ آن معنا و ارزش بیشتری دارد. لورن بالف اجرای بسیار خوبی در بازپرداخت تمِ تاپ گان انجام داده و موسیقی متنهای قوی (از جمله آثار وانریپابلیک و لیدی گاگا) حس فیلم را تقویت میکنند.
در بخش تصویربرداری و جلوههای بصری، برای من تجربهٔ دیدن فیلم در IMAX طوری بود که احساس میکردم باید بیشتر بابتش پرداخت میکردم؛ طراحی صدا، اکشن واقعی از جتها و تصاویر هیجانانگیز همه با هم کار میکنند تا اثری جذاب بسازند. در یک کلام، این همان دلیلی است که سینما ساخته شده است.
فیلم خوبی بود. داستان نسبتاً کلیشهای دارد، ولی پر از احساس و موسیقیِ مناسب در زمانهای درست است. از نظر فنی هم کمک میکند: تصویر شفاف و صدای عالی شما را کاملاً درگیر میکند.
من آدم سادهای هستم؛ وقتی نام کریستوفر مککواری را میبینم آمادهام برای اکشنهای خوب. این از بهترین فیلمهای اکشنی است که در سینما دیدهام، با پایهای احساسی قوی. فیلمنامه خوب همهٔ پرداختها را در یک فینال مسحورکننده ارائه میدهد. تصویربرداری عالی، صدا عالی، احساس خیلی خوب—عاشقش شدم.
فیلمِ محکم و لذتبخشی بود؛ اکشن و بدلکاریهای شگفتانگیز و کششهای احساسی بدون زورزدگی. تام کروز مثل همیشه عالی است و مایلز تلر هم خوب است هرچند فرصت کافی برای درخشش نداشت، اما سکانسهایش با کروز خوب بودند. جنیفر کانلی خوب سنّش را نشان داده و نحوهٔ پرداخت به وال کیلمر و نقش آیسمن هم شایسته بود. یک بلاکباستر کلاسیک و سرگرمکننده.
تاپ گان: ماوریک نقدها و تحسینهای زیادی داشت و برای من هم تا حد زیادی جواب داد. دو نقد اصلیای که از فیلم اول داشتم—دیالوگهای اغراقآمیز و انتخابهای ضعیف تصویربرداری در صحنههای هوایی—در دنباله تا حد زیادی رفع شدهاند. فیلمنامه بهتر و بازیها روانتر شدهاند؛ صحنههای نبرد هوایی با دقت و هدفمندی انجام شدهاند و موقعیتها و جهتگیری هواپیماها قابلدرکاند که این مسئله من را کاملاً درگیر کرد.
داستان کلی خوب است. دوست داشتم که آموزش خلبانان برای یک مأموریت «خودکشی» نهایی بهجای صرفاً فارغالتحصیلی از آکادمی نشان داده شود. تعامل میان تام کروز و افسران/دانشجویانش بامزه و واقعینماست. رابطهٔ ادامهدار با آیسمن تأثیرگذار است، گرچه مرض و نحوهٔ ارائهٔ آن کمی نامتناسب بهنظر میرسید. یکی از شکایاتم علاقهمندی عاشقانهٔ کروز است—این خط داستانی تأثیر زیادی بر قصه ندارد و بیشتر صرفاً برای یادبود زمان گذشته وارد شده است؛ هرچند شیمی میان آنها را دوست داشتم.
بازیها در این فیلم فوقالعادهاند؛ تام کروز و مایلز تلر درخشاناند و تعاملشان هم کمدی و هم دراماتیک است. جان هَم در نقش افسر سختگیر عالی است. گلن پاول هم با تکبر و رقابتش با روستر شاخص است.
این فیلم کلی هیجان دارد و آرزو میکنم زمان بیشتری برای دیدنش در سینما میداشتم. با اینکه معمولاً طرفدار این ژانر نیستم، اما مرا جذب کرد. امتیاز: ۸۷٪ — حکم: عالی.
شاید قرار نبوده شما این فیلم را دوست داشته باشید—وبسایتهایی مثل IMDb و سرویسهای دیگر گاهی بازخوردهای مثبت را محدود میکنند؛ این منطقی است چون ماوریک فیلمی میهنپرستانه است با قهرمان مردی که او را احمق نشان نمیدهد. سفیدپوست بد نیست، آمریکا بد نیست—دنبالهای که قهرمانان فیلم اول را تحقیر نمیکند یا طرفداران را هدف قرار نمیدهد.
از ابتدا تا انتها این فیلم تنها یک اکشنِ بیطرفِ محکم است. بنابراین طبیعی است که برخی از آن بدشان بیاید؛ این فیلم قواعد هالیوود امروز را میشکند و به همین خاطر تبدیل به بزرگترین بلاکباستر چند سال اخیر شد. امروز هر چیزی باید سیاسی یا ایدئولوژیک شود؛ این فیلم استثناست و همین آن را برای مخاطب معاصر جذاب کرده است.
برای من این فیلم ناامیدکننده بود. با اینکه فیلم اصل را وقتی اکران شد دیدم و آن فیلم جوانیام را تحت تأثیر قرار داد، این نسخه بههیچوجه در آن سطح نیست. امروزه واقعاً کمبودِ اصالت حس میشود و بیشتر آثار تکراری بهنظر میرسند. بازیگران درجهدو و کمفروغاند و چیزی در این فیلم نیست که واقعاً برایش هیجانزده شوم.
بهعنوان نوجوانی که نزدیک به چهل سال پیش فیلم اول او را جذب کرده بود، تاپ گان بخشی از رویاهای من برای خلبان شدن بود و تم آشنایش هنوز قشنگ مو بر تنم میکرد. هرچند انتظاراتم بالا بود و کمی ناامیدی هم داشتم، اما نتوانستم از تماشای فیلم چشم بردارم. ماوریک کارش را کرد—هواداران قدیمی را راضی کرد. سازندگان حس و حال فیلم اصلی را بینقص بازسازی کردهاند و با تکنولوژی و فیلمبرداری مدرن آن را تقویت کردهاند.
ماوریک فقط نوستالژی نیست؛ برای من جشنِ فناوری هوانوردی است. دیدن اف-۱۸ سوپر هُرنِت و اف-۱۴ تامکت، همراه با هواپیماهای نسل جدید، برای علاقهمند فنی لذتبخش بود. در مجموع، تاپ گان: ماوریک تجربهای فراگیر و دلپذیر است که هرکسی را که زمانی رویایی در سر داشته، تحتتأثیر قرار میدهد؛ شاید به اندازهٔ فیلم اصلی انقلابآمیز نباشد، اما سفری مهیج و نوستالژیک است که نفسگیر است.
دنبالهٔ خیلی خوبیست، شاید حتی بهتر از تاپ گان اول. داستان ساده ولی گیرایی دارد و پر از اکشن سطح بالا که عمدتاً با جلوههای عملی و نه افسیآیآی (CGI) ساخته شده است؛ بر خلاف بسیاری از فیلمهای اکشن امروزی. اگر از شعارهای روشنِ «پلیس جهانی آمریکا» که در فیلم اول هم بود چشمپوشی کنید، این فیلم میتواند سواری بسیار مفرحی برایتان باشد، بهخصوص اگر از تجربهٔ کنشگرانهٔ نسبتاً محافظهکارِ فیلم لذت میبرید. مرسی تام کروز که چنین فیلمی در دههٔ ۲۰۲۰ به ما دادی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران