«فقط سعی میکنم زنده بمانم… و انسان بمانم»
این فیلم بازگردانی همکاری کارگردان استوارت روزنبرگ و پل نیومن است، پس از موفقیتشان با «کول هند لوک» دو سال و نیم پیش. رابرت استون فیلمنامه را بر اساس کتابش در سال 1967 با عنوان «تالار آینهها» نوشت؛ کتابی که چند شخصیت درگیر مسائل محوری آن دوران—راستگرایی، حقوق مدنی، آزادی زنان و کانترکالچر—را بازتر ارائه میدهد.
نیومن نقش مردی...
«فقط سعی میکنم زنده بمانم… و انسان بمانم»
این فیلم بازگردانی همکاری کارگردان استوارت روزنبرگ و پل نیومن است، پس از موفقیتشان با «کول هند لوک» دو سال و نیم پیش. رابرت استون فیلمنامه را بر اساس کتابش در سال 1967 با عنوان «تالار آینهها» نوشت؛ کتابی که چند شخصیت درگیر مسائل محوری آن دوران—راستگرایی، حقوق مدنی، آزادی زنان و کانترکالچر—را بازتر ارائه میدهد.
نیومن نقش مردی نومید و الکلی را بازی میکند که در نیواورلئان شغلی بهدست میآورد و بهعنوان دیجی در یک ایستگاه رادیویی محافظهکار کار میکند. جوآن وودوارد نقش دوستدختر جدید او را دارد که صادقانه به دنبال شغل میگردد اما اغلب مجبور به تنفروشی میشود. انتونی پرکینز در نقش همسایهای دلسوز حاضر است که بهعنوان بازرس خدمات حمایتی کار میکند. بازیگران باکیفیتی چون لارنس هَروی، پت هینگل، کلوریس لیچمن، دان گوردون و موزس گانن نیز در فیلم حضور دارند.
این اثر نوعی گاتهیک جنوبی است که در آن موعظهگری به سنت تنسی ویلیامز در «The Fugitive Kind» و فیلم «ریچل، ریچل» و ذرهای «The Manchurian Candidate» دیده میشود. مشکل این است که استون دیالوگها را بیش از حد کنایهآمیز نوشته؛ همه شخصیتها بهنوعی درباره مسائل ذکرشده صحبت میکنند، اما هرگز بهطور مستقیم. این حالت پس از مدتی خستهکننده میشود. این اثر نیاز داشت کسی مثل تنسی ویلیامز برای بازنویسی وارد عمل شود.
اما بزرگترین ایراد، تصویرسازی غیرصادقانهای است که از آنچه بهعنوان «محافظهکاران» و گردهماییشان نشان داده میشود. اگر مقام مسئول میکوشد افراد کلاهبردار در نظام رفاهی را افشا کند، این دقیقاً چهطور «تبلیغات» محسوب میشود؟ آیا مالیاتدهندگان حق ندارند بدانند آیا منابعشان سوءاستفاده شده؟ آیا نباید نسبت به این موضوع خشمگین شوند؟
بعد هم بادکنکهای «قدرت سفید» در گردهمایی. مگر واقعاً آن زمان علامت «white power» را اینقدر آشکار میدیدید؟ در عوض، نمادهای «قدرت سیاه» در جاهای مختلف بیشتر به چشم میخورند.
و اینکه صحنهای از استادیومی پر از ۱۵۰۰۰ برتریطلب سفیدپوست در نیواورلئان—شهری که برای بیش از یک قرن پایگاه حزب دموکرات بوده—بهسادگی با واقعیت تطابق ندارد. برآوردها نشان میداد شمار اعضای فعال کوکلوس کلان در سال 1970 در کل ایالات متحده کمتر از ۲۰۰۰ نفر بود. بیتردید این بخش فیلم از واقعیت کاملاً جداست. آمریکاییهای وطنپرست یا محافظهکار در عمل به شهروندانی از رنگهای مختلف در حرکت خود ارزش میدهند.
نکته جالب اینکه برخی لارنس هَروی را بهخاطر ریشی که در نقش کشیش دارد مورد انتقاد قرار دادند، اما او شباهت زیادی به مایک مرداکِ شرق تگزاس در دهههای 1980 تا 2000 دارد. درباره شخصیت هَروی، آیا واقعاً یک کشیش که در ناحیه شهری درونشهری شهری آبی کار میکند، بیتردید حاضر میشود در یک گردهمایی تلویزیونی که بادکنکهای «قدرت سفید» در هواست حضور یابد؟ باز هم جداشدگی از واقعیت.
با این حال فیلم در چند مورد درست عمل میکند، مثل واکنش خشمگین لیبرالها به افشای تقلب واقعی یا شیوه نهایی و نابالغانهای که با مخالفان سیاسی رفتار میکنند (به تلاش ترور 13 ژوئیه 2024 در باتلِر، پنسیلوانیا فکر کنید).
زمان فیلم 1 ساعت و 55 دقیقه است و در بهار 1969 در نیواورلئان فیلمبرداری شده است.
نمره: D+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران