«کارآگاه هري کالاهان» (ايست وود) پس از دستگيري موفقيت آميز گروهي قاچاقچي مشروب، به فرمان رئيسش «سروان مکي» (ديلمن) به دليل رفتار خشونت آميزش از بخش جنايي به کارگزيني منتقل مي شود. در همين بين، گروهي اوباش به زرادخانه اي دستبرد مي زنند. اما خيلي زود «کالاهان» به بخش جنايي باز مي گردد و وارد عمل مي شود.
«کارآگاه هري کالاهان» (ايست وود) پس از دستگيري موفقيت آميز گروهي قاچاقچي مشروب، به فرمان رئيسش «سروان مکي» (ديلمن) به دليل رفتار خشونت آميزش از بخش جنايي به کارگزيني منتقل مي شود. در همين بين، گروهي اوباش به زرادخانه اي دستبرد مي زنند. اما خيلي زود «کالاهان» به بخش جنايي باز مي گردد و وارد عمل مي شود.
احتمالاً ضعیفترین فیلم مجموعهٔ «دِرتی هری». تنها نکتهٔ جالب و نوآورانهاش این است که همکار هری یک زن است. کلینت ایستوود نقش خود را محکم ایفا میکند، و بس. داستان قابل پیشبینی با پرداختی نسبتاً متوسط. شاید بهترین بخش فیلم موسیقیاش باشد.
در این نقدِ هفتنکتهای: «The Enforcer» را جیمز فارگو کارگردانی کرده و فیلمنامه را هری جولیان فینک، ریتا م. فینک، استرلینگ سیلیفانت، دین رایزنر،...
احتمالاً ضعیفترین فیلم مجموعهٔ «دِرتی هری». تنها نکتهٔ جالب و نوآورانهاش این است که همکار هری یک زن است. کلینت ایستوود نقش خود را محکم ایفا میکند، و بس. داستان قابل پیشبینی با پرداختی نسبتاً متوسط. شاید بهترین بخش فیلم موسیقیاش باشد.
در این نقدِ هفتنکتهای: «The Enforcer» را جیمز فارگو کارگردانی کرده و فیلمنامه را هری جولیان فینک، ریتا م. فینک، استرلینگ سیلیفانت، دین رایزنر، گِیل مورگان هیکمن و اس.و. شور نوشتهاند. در آن کلینت ایستوود، تاین دیلی، هری گاردینو، برادفورد دیلمن، دُورِن بوکوالتر و جان میچام بازی میکنند. موسیقی اثر از جری فیلدینگ و فیلمبرداری از چارلز دبلیو. شُرت است.
هری کالاهان مأمور است یک سازمان تروریستی که خود را انقلابی میداند خنثی کند. وقتی یک افسر تازهکار زن به عنوان همکارش معرفی میشود، از این وضعیت خوشحال نیست و فکر میکند او از عهدهٔ کار برنمیآید.
این سومین قسمت از مجموعهٔ پنجگانهٔ «دِرتی هری» است. برای تازهتر کردن فرمول «مامور جدی و بیحاشیه»، سازندگان تصمیم گرفتند کالاهان را با یک افسر زن تازهکار جفت کنند؛ حرکتی که از نظر نویسندگان نسبتاً پیشرو بود، چون واکنش کالاهان نسبت به همکاران بهویژه زنان و دستاندرکاران بالاتر به توانایی او در تعامل پیچیدگی میافزاید.
از نظر روایی، فارگو (در نخستین فیلم بلندش) از فرمول موفق دو فیلم قبلی فاصله نمیگیرد. ریتم ثابت است تا تعاملات شخصیتی فرصت نفس کشیدن داشته باشند و صحنههای اکشن در زمانهای مناسب وارد شوند. این موضوع به داستان لطمه نمیزند؛ قصه سریع پیش میرود و با شوخیهای مرسوم سری «دِرتی هری» نقطهگذاری میشود. رابطهٔ هری و کیت (که انتخاب بازیگرش متوسط است) در سطوح مختلف پیش میآید، از مربیِ بداخلاق و شاگردی اکراهی تا چیزی که در پایان نسبتاً تأثیرگذار میشود.
متأسفانه این قسمت شرورِ برجستهای ندارد؛ اعضای «نیروی اعتصاب انقلابی مردم» ترکیبی از روانپریشان و هایپیهای سرگردان به نظر میرسند و رهبرشان فرصت کافی روی پرده ندارد تا تأثیر جدی بگذارد. با این حال برای کالاهان کافی است؛ پلیس مَردِ بیملاحظهای که دور و برش معمولاً بوروکراتهای کمفهم و متحدان مفیدی مثل آلبرت پاپول را دارد. جایگاه این فیلم میان طرفداران مجموعه در کل مشخص نیست، اما با گذشت دههها دیدگاه مثبتی نسبت به آن شکل گرفته است. بههرحال فیلم خالی از لطف نیست و نمرهٔ ۷ از ۱۰ تا حد زیادی بهجا به نظر میرسد.
سرگرمکنندهتر از دو فیلم اول نیست، اما «The Enforcer» همچنان مخاطب را مینشاند. کلینت ایستوود دوباره در نقش هری کالاهان عالی است و بازیگرانی مثل تاین دیلی و هری گاردینو در نقشهای مکمل حضور دارند. به جمعبندی کلی فیلمهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۳ چیز جدیدی اضافه نمیکنم: فیلمی با ریتم خوب و خوشساخت است؛ اگرچه نسبت به دو پیشین افتی دارد.
«اگر میخواهد نقش هَرسبان را بازی کند، باید یاد بگیرد نصفِ تنه را خودش نگه دارد!» متأسفانه این ضربالمثلهای کوتاه تقریباً تنها خطوط تند و تیزِ کالاهان در این نمایش کمرمق هستند. اینبار او با مأمور تازهکار «مور» (تاین دیلی) همکار شده و مأمور پیگیری گروه مزدوران خشنی میشود که از «نیروی اعتصاب انقلابی مردم» هستند؛ آنها یک کارخانهٔ اسلحهسازی را غارت کردهاند و بعد شهردار را ربودهاند. شاید فکر کنید مسئلهٔ بزرگی نیست، اما بدتر میشود چون کاپیتان ناکارآمد «مککی» (برادفورد دیلمن) تنها مردی را که میتواند کار را درست انجام دهد بهخاطر نافرمانی تعلیق کرده است. با اینکه شهر با درخواست ۵ میلیون دلار باج روبهروست، بازرس سرسخت و همکارش تصمیم دارند اوضاع را با مجرای مرسوم خود—شامل تفنگ مگنوم، یک اتاق اعتراف و حتی آبپاش یک کشتی—سر و سامان دهند.
همهچیز تا حد زیادی قابل پیشبینی است و صادقانه بگویم با گذر زمان درخششِ خاصِ ایستوود کمی کمرنگ میشود، مگر در مواردی مانند مواجهه با یک فاحشهخانه عجیب و صحنههای بامزهٔ پیرمردها که خدمات پستی مستقیم انجام میدهند. صحنههایی از تنوع و فعالیت وجود دارد، اما در حقیقت مجموعهای از موقعیتهای صحنهای است که به پایانی میرسد که شاید الهامبخش چند بازی ویدیویی شده باشد. دستکم میدانید با چه چیزی طرف هستید در این مجموعه، اما این قسمت از آن حالت و تیزّگی لازم را کم دارد — یا شاید من نسبت به روش منحصربهفردِ او در اجرای عدالت حساسیتم را از دست دادهام.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران