یک مأمور سیا در افغانستان وقتی نقابش افشاء میشود باید از قلمروی خصمانه فرار کند. اگر کمی از باور صرفنظر کنید و بپذیرید که ممکن است یک نفر تنها در حالی که ارتشی از دشمنان او را تعقیب میکنند زنده بماند، «قندهار» در واقع فیلم نسبتاً خوبی است. فیلم بسیار معاصر است و پس از خروج آمریکا از افغانستان فضای خصمانهای را نشان میدهد که...
یک مأمور سیا در افغانستان وقتی نقابش افشاء میشود باید از قلمروی خصمانه فرار کند. اگر کمی از باور صرفنظر کنید و بپذیرید که ممکن است یک نفر تنها در حالی که ارتشی از دشمنان او را تعقیب میکنند زنده بماند، «قندهار» در واقع فیلم نسبتاً خوبی است. فیلم بسیار معاصر است و پس از خروج آمریکا از افغانستان فضای خصمانهای را نشان میدهد که در آن گروههای مختلف (طالبان، داعش و دولت ایران) با هم درگیرند اما در مقابل دخالت غرب دشمنی مشترک دارند. قطعاً ارزش دیدن دارد، بهویژه اگر از فیلمهای فرار در جنگ خوشتان میآید.
یک فیلم نظامی دیگر با بازی جرارد باتلر. «قندهار» خود را باز و فراگیر نشان میدهد و اندکی تم ملیگرایانه/میهنپرستانه از دیدگاه کشورهای مختلف دارد. با این حال، در اصل داستان درباره نجات مردی است که به دستور سیا مرتکب عملی تروریستی در کشور دیگری شده است. از نظر سرگرمی قابل تماشا است و صحنههای اکشن کارایی دارند، اما تبلیغ قابل پیشبینی استثنایینمایی آمریکا/انگلیس در فیلم آشکار است؛ برای برخی بینندگان این امر پذیرفتنی نخواهد بود. در مجموع، یک فیلم اکشن طرفدار غرب است که از منظر سرگرمی تا حدی جواب میدهد، اما در نهایت همان چیزی است که هست.
عالی
جرارد باتلر بازیگری است که نقاط قوت خود را میشناسد و نقشهایی را انتخاب میکند که به او میآیند؛ اجرای کاریزماتیک او یکی از بهترین نکات «قندهار» است. فیلم یک تریلر اکشن نظامی درباره مأمور مخفی سیا تام (جرارد باتلر) است که همراه مترجمش مو (نوید نگهبان) در عمق سرزمین خصمانه افغانستان گیر افتادهاند. تا حدودی یادآور «The Covenant» امسال است، اما این دو فیلم کاملاً متفاوتاند. اینجا دو مرد باید با هم کار کنند تا از دست یگان ویژهای فرار کنند که پس از افشای مأموریتشان مأمور تعقیبشان شده است.
طرح داستان ساده و طبق کلیشه است، اما فیلمنامه میشل لافورتون نوشتاری سنجیده و سیاسی دارد. دیالوگهای دراماتیک زیادی هست که در بخشهایی کشدار به نظر میرسد (تا حدی با انفجارها و درگیریهای پرزرقوبرق جبران میشود)، اما فیلمنامه بیمغز نیست. دنبالکردن فهرست شخصیتها و جناحها و نحوه تعاملشان خستهکننده است، اما تمرکز اصلی بر رابطه مو و تام و ارادهشان برای بقاست. دوستیشان برای داستان حیاتی است، اگرچه باید تا حدی از باور فاصله گرفت چون در واقع امکان ندارد این دو نفر در زمان کوتاه چنین پیوندی برقرار کنند.
بازیگران خوب انتخاب شدهاند و همه اجراها محکماند، که به ایجاد پیوند عاطفی قویتر بین تماشاگر و شخصیتها کمک میکند. خطر بالا و حس تهدید واقعیست، که هر درگیری را تاثیرگذار و پراضطراب میکند. واقعاً برایشان دل میسوزانید که زنده بیرون بیایند، اما رسیدن به نقطه نجات نهایی بهسرعت تبدیل به کاری پرریسک میشود.
کارگردان ریک رومن واگ که با باتلر در «Angel Has Fallen» و «Greenland» همکاری داشته، پشت دوربین قابل قبول است، اما فیلمبرداری بیش از حد تاریک و استفاده افراطی از دوربینهای دستی لرزان برای مخاطب آزاردهندهاند. فرمول خستهکنندهِ تعقیب–شلیک–تکرار خیلی زود ملالآور میشود.
با وجود داستان تاحدی قابل پیشبینی، «قندهار» تلاش میکند درباره چرخه خشونت و جنگ در خاورمیانه دیدگاهی پیچیده ارائه دهد. این باعث میشود فیلم، هرچند فراموششدنی، اثر معقولی باشد که صحنههای اکشنش بار عاطفی هم دارند و صرفاً انفجار برای تفریح خالی نیستند.
وقتی مأموریت سیا خراب میشود، مأمور «هریس» (جرارد باتلر) در افغانستان گیر میافتد با مترجمش «پارشند» (فرهاد باقری) و هویت او حالا آشکار شده است. آنچه در تقریباً دو ساعت بعد میگذرد همان بازی گربه و موش معمول و کلیشهای است که آنها تلاش میکنند یک قدم جلوتر از جنگسالاران، مزدوران و تعقیبکنندگان بمانند. فیلم بسیار فرمولیک است و از نیم ساعت اول به بعد هیچ حس واقعی از خطر وجود ندارد، و احترام چندانی هم به فرهنگ کهن منطقه گذاشته نمیشود؛ گویی این سرزمین فقط صحنهای دیگر برای نمایش قدرت سیاسی و نظامی آمریکاست. دیالوگها سطحیاند و بعد از فیلم قبلی باتلر («Plane» ۲۰۲۳) باید گفت که این فیلم هم چیز جدیدی ارائه نمیدهد و تا حدی اتلاف وقت است.
فیلمی قابل قبول از باتلر، اما نسبت به ادعای اکشن بودن اندکی خالی از اکشن است. تلاش کردهاند شخصیت منفی را خیلی «باحال» نشان دهند که در نتیجه شبیه یک کاراکتر ناموفق انیمهای شده است. در فیلم نشانههایی از روایت «نجاتدهنده سفید» دیده میشود و این پرسش مطرح است که اگر دخالتِ آمریکا نبود، مترجم نیازی به نجات توسط آمریکاییها نداشت. خلاصهای از نکات مثبت و منفی و در کل اثری نه چندان ماندگار.
ریک رومن واگ کارگردان «Greenland» سبک کاری مشخصی دارد و این بار دوباره با جرارد باتلر همکاری کرده است. این تریلر اکشن از فیلمنامهنویس تازهکار میشل لافورتون فاصله زیادی از آثار مشابه ژانر که اخیراً مرسوم شدهاند ندارد (رابطه مأموران عملیات سیاه یا سربازان با مترجمانشان که اغلب نامی هم از خود در نمیآورند و خود را در معرض خطر قرار میدهند).
با این حال فیلم محکم است و نماهای دور و گسترده از منظرهها دارد، نشانهای دیگر از کارگردان که با فیلمبردار اسپانیایی مکگرگور (The Fall) همکاری کرده و در عربستان سعودی فیلمبرداری شده؛ از جمله اولین فیلمهای بزرگ هالیوودی که در العلا و جده فیلمبرداری شدهاند.
صحنههای اکشن محکماند و نکته جالب اینکه از معدود فیلمهایی است که پیچیدگی جناحها در منطقه را نشان میدهد — بین طالبان، داعش خراسان (ISIS-K)، جنگسالاران و حتی ایران و پاکستان در مرزها. پتانسیل بیشتری داشت اما دیدن آن ارزش دارد: امتیاز 6.5 از 10 / B-.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران