نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم و فکر نکنم که فرانسیس لاورنس انگار گفته باشد «اون تامی... میدونی...»، و کارگردان بازیگری هم متوجه نشده که منظورش همون «تام از هری پاتر» است و به جاش تام بلیت را گرفتهاند. شباهت عجیبی بینشان هست؛ موی بلوند افتاده و حالتهای چهره نسبتاً خطی. در واقع، با وجود صحنهی امیدوارکننده (اگرچه آزاردهنده)ی دوش گرفتن در ابتدای فیلم، بلیت («کوریو»)...
نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم و فکر نکنم که فرانسیس لاورنس انگار گفته باشد «اون تامی... میدونی...»، و کارگردان بازیگری هم متوجه نشده که منظورش همون «تام از هری پاتر» است و به جاش تام بلیت را گرفتهاند. شباهت عجیبی بینشان هست؛ موی بلوند افتاده و حالتهای چهره نسبتاً خطی. در واقع، با وجود صحنهی امیدوارکننده (اگرچه آزاردهنده)ی دوش گرفتن در ابتدای فیلم، بلیت («کوریو») واقعاً همون چیزی است که این فیلم ماجراجویانه و اکشن نسبتاً خوب را پایین میکشد. از طرف دیگر، ریچل زگلر با شور و شوق کامل در نقش لوسی گری ظاهر میشود که برای نبرد به نمایندگی از منطقهٔ دوازدهم انتخاب شده. در همین حال، «دین هایباتم» (پیتر دینکلیج که زیاد استفاده نشده) راهی برای افزایش مخاطبِ رو به کاهش تلویزیون پیدا کرده: تصمیم گرفته یکی از بهترین دانشجویانش را به هر اسیری بهعنوان مربی اختصاص دهد. بله — «کوریو» قرار است با «لوسی گری» همراه شود. کمی خرابکاری ماهیت بازی را تغییر میدهد و کمکم قهرمان ما شروع میکند به شک کردن که آیا واقعاً در طرفِ درست ایستاده یا نه — مخصوصاً وقتی که بیش از حد از لحاظ احساسی درگیر شاگردش میشود و دشمنیِ مربی سابقِ خودش را جلب میکند. خوشبختانه کل ماجرا زیرنظر «ولومنیا گال» است (ویولا دیویس) که با آرایش نمایشی و تهدیدآمیز و انبوهی از مارهای تغییریافتهٔ ژنتیکی آشکارا لذت میبرد. بیست دقیقهٔ پایانی بیش از حد به ساخت دنباله شبیه است، اما این فیلم پر از اکشن و توطئه، خیانتهای پشت سر هم و کمی اخلاقگرایی است. زگلر چند ترانهٔ فولکوار را با اعتماد به نفس اجرا میکند و در مجموع کارش زنده و قابل قبول است و فیلم را بهتر از انتظاری که داشتم نگه میدارد. این فیلم به سینما نیاز دارد — جلوهها و تصویربرداری در ابعاد بزرگ بهتر جواب میدهد؛ در تلویزیون احتمالاً فقط کمی تقلیدی بهنظر میرسد.
یکی از بهترین قسمتها در مجموعهٔ «بازیهای گرسنگی». قطعاً تاریکترین و سیاسیترین ورودی این حماسه است. پردهٔ سوم میتوانست مفصلتر باشد، اما این نکته از داستان کلی که فیلم تعریف میکند کم نمیکند. پردهٔ سوم در جنبههایی از ریشههای شرارت کورینولانوس اسنو جذابترین بخش بود. اگر طرفدار درامهای سیاسی یا مطالعهٔ شخصیتها هستید، یا صرفاً عاشق مجموعهٔ «بازیهای گرسنگی» هستید، این فیلم برای شماست. بازیگری عالی، موسیقیِ خوب و اجراهای کاملاً شرورانه دارد.
با قصهٔ ریشهایِ دلخراشی که سقوط رئیسجمهور اسنو را نشان میدهد، «بازیهای گرسنگی: سرود پرندگان و مارها» نمونهٔ اعلای یک مجموعهٔ داستانهای ترسناکِ ریشهای است. اقتباس رمان به فیلم چنان خوب انجام شده که واقعاً قابل توجه است. فیلمبرداری در سطح بسیار بالایی قرار دارد. ریچل زگلر تجسم لوسی گری است و تام بلیت بازیگری شایسته در نقش اصلی دارد.
چه تجربهٔ فوقالعادهای بود! کل سالن روی لبهٔ صندلیهایشان نشسته بودند، کاملاً ساکت و از فیلم لذت میبردند. همهچیز در فیلم بینقص بهنظر میرسید: روایت، بازیها، موسیقی و ارجاعاتش.
نخست، لازم میدانم از ریچل زگلر ستایش کنم. اجرای او در نقش لوسی گری طوری بود که انگار شخصیت را مستقیماً از صفحه بیرون کشیدهاند. ریچل کاری فوقالعاده در جاندادن به لوسی گری انجام داد و به نظرم هیچکس دیگری نمیتوانست آن را بهتر از او بازی کند. آوازهای ریچل حتی از بازیگریاش هم تأثیرگذارتر است؛ همه میدانند ریچل آوازخوانِ بسیار توانمندی است، اما نحوهٔ اجرای او در این فیلم طوری بود که گویی برای اولین بار صدایش را میشنویم. او بازیگری توانمند است و دیدن موفقیتش در این فیلم واقعاً خوشحالکننده بود. اینکه همهٔ اجراها را بهصورت زنده روی صحنه خوانده، مرا بیش از پیش تحت تأثیر قرار داد. به نظرم این بدون شک بهترین اجرای او تا کنون است.
پس از آن، باید به اجرای برجستهٔ تام بلیت در نقش اسنو اشاره کنم. او بهخوبی آنچه دونالد ساترلند در نقش ارائه کرده بود را گرفته و با نگاه و تفسیر خودش آن را ادامه داده. تام توانسته هم جذابیت و هم جنون درونی اسنو را نشان دهد. بازیاش بهخصوص در پردهٔ سوم، بهویژه صحنهای که در جنگل با لوسی گری است، قابلتوجه بود. نحوهای که تام توانست مونولوگهای درونی اسنو را که در رمان به ما نشان داده میشود در واکنشها و صورتش بگنجاند، واقعاً خیرهکننده بود.
میتوانم دربارهٔ این فیلم ساعتها حرف بزنم. همهٔ بازیگران دیگر نیز اجراهای درخشانی داشتند. علاوه بر این، موسیقی فوقالعاده است؛ واقعاً نمیتوانم بهخوبی توضیح دهم چرا موسیقی فیلم تا این حد بر من تأثیر گذاشت — از همان ابتدا آهنگها مرا به گریه انداختند! همچنین طراحی لباس فیلم واقعاً چشمگیر است.
این فیلم ما را دوباره به دنیای پنم بازگرداند و انگار هرگز آن را ترک نکردهایم. چیزها و افراد زیادی دست به دست هم دادند تا این اتفاق بیفتد: بازیها، لوکیشنها، لباسها و موسیقی (از جمله آثار اولیویا رودریگو) همه باعث شدند فیلم خیرهکننده شود.
از زمان اولین فیلم نوستالژیک مجموعه در ۲۰۱۲ که جنیفر لارنس در آن کَتنیس را بازی کرد، این سریعاً تبدیل به قسمت مورد علاقهٔ من در مجموعه شده است. در کل، این فیلم برای تماشاگران و علاقهمندان سینما موفقیتی بزرگ است؛ باید آن را در پردهٔ بزرگ تماشا کنید.
این فیلم خیلی طولانی بود و آوازهای زیادی داشت که برخیشان واقعاً خجالتآور و کرینج بودند. رابطهٔ عاشقانه بین اسنو و لوسی اصلاً باورپذیر نبود و بهنظر میرسید اسنو از اول یک روانپریش تمامعیار بوده، پس شاید آن بخش هم عمدی بوده. به هر حال، کلیت فیلم نسبتاً خستهکننده بود و «بازیهای گرسنگی» در این قسمت واقعاً ضعیف و بیانگیزه بودند. توصیه نمیکنم این «کالباس» را روی صورتتان بگذارید. (شوخی انتقادی)
اوایل فیلم واقعاً داشتم لذت میبردم... تا اینکه در نیمۀ دوم کاملاً سقوط میکند. «بازیهای گرسنگی: سرود پرندگان و مارها» خیلی قوی شروع میشود و با ریتمی خوشایند ادامه پیدا میکند وقتی خودِ بازیها را درمیگیرد. اما از پایان آن رویداد بهیکباره میافتد؛ فیلم پس از اوجِ پرهیجان بازیها، به سرعت ریتم را کند میکند تا جایی که شبیه یک پردهٔ اولِ ملودرام بهنظر میرسد و خیلی چسبیده و بیقاعده جلوه میکند. من از بازی بازیگران در طول فیلم لذت بردم، عمدتاً. تام بلیت عالی است؛ برای اولین بار او را درستوحسابی در فیلم دیدم و تحتتأثیر قرار گرفتم؛ هرچند اجرای او هم از همان نقطهای که به «اسنوی واقعی» تبدیل میشود آسیب میبیند (ظاهر اولیهاش خیلی بهتر بود). با این حال مشتاقم بازیهای بعدی او را ببینم. ریچل زگلر عمدتاً خوب است، اگرچه در بخشهایی — بهویژه هنگام آوازخوانی — کمی اغراقآمیز بازی میکند. ویولا دیویس عالی است، پیتر دینکلیج کماستفاده اما همچنان مثبت است. جیسون شوارتزمان و جاش آندرس ریورا هم حمایتهای قابل قبولی دارند. واقعاً حیفِ پردهٔ پایانی؛ خودِ آن بخش لزوماً خیلی بد نیست، اما پایین آوردن اینقدر شدیدِ سرعت بعد از چنین هیجان طولانی، حکم شکست را دارد و باعث میشود قسمت آخر کشدار شود — یا حداقل برای من اینطور بود.
فیلم عالی است. «بازیهای گرسنگی» هیچوقت ناامید نمیکند.
نسبتاً خوب اما تا حدی بیهدف؛ بهخوبی ساخته شده اما به اندازهٔ دیگر فیلمهای مجموعه درخشان نیست. در اصل حس میشود که یک تلاش برای سودجویی پشت قالب فیلمی خوب پنهان شده. برخی اجراها خوباند. 3.5/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران