دو پارتیزان شوروی از گروه خود که به شدت گرسنه هستند جدا می شوند تا به مزرعه ای در نزدیکی رفته و تجهیزات تهیه کنند. نیروهای آلمانی پیش از آنها به مزرعه می رسند به همین دلیل آنها باید به سفری خطرناک در قلب منطقه دشمن بروند و...
دو پارتیزان شوروی از گروه خود که به شدت گرسنه هستند جدا می شوند تا به مزرعه ای در نزدیکی رفته و تجهیزات تهیه کنند. نیروهای آلمانی پیش از آنها به مزرعه می رسند به همین دلیل آنها باید به سفری خطرناک در قلب منطقه دشمن بروند و...
این فیلم با همان نما آغاز و پایان مییابد — چشماندازی یخزده و پوشیده از برف که با چند تیر تلفن مزین شده و در میانهٔ طبیعتی وحشی قرار دارد؛ طبیعتی که مردم شوروی حاضر بودند برای حفظش در برابر نازیهای مهاجم جان دهند. دو پارتیزان ارتش سرخ در حالی که با خشونتِ زمین و سرما میجنگند، تلاش میکنند دشمن را ناکام بگذارند. «سوتنیکوف» (بوریس...
این فیلم با همان نما آغاز و پایان مییابد — چشماندازی یخزده و پوشیده از برف که با چند تیر تلفن مزین شده و در میانهٔ طبیعتی وحشی قرار دارد؛ طبیعتی که مردم شوروی حاضر بودند برای حفظش در برابر نازیهای مهاجم جان دهند. دو پارتیزان ارتش سرخ در حالی که با خشونتِ زمین و سرما میجنگند، تلاش میکنند دشمن را ناکام بگذارند. «سوتنیکوف» (بوریس پلاتنیکوف) و «ریباک» (ولادیمیر گوستیوخین) در جستوجوی غذا هستند که به چند گوسفند برمیخورند و ناگهان خودِ آنها به شکار تبدیل میشوند؛ گشتی آنها را تا یک خانهٔ دورافتاده دنبال میکند و سپس به زندان منتقل میشوند. در آنجا این دو مرد باید در برابر بازپرسی واقعاً شرورانهٔ «پورتنوف» (نقشی تکاندهنده از آنتولی سولونیتسین) قرار بگیرند، کسی که سعی میکند هر یک را وادار کند دربارهٔ همرزمانشان حرف بزنند.
سوتنیکوف که اکنون زخمی است، غروری مصمم و اختیارناپذیر دارد که آماده است آن را تا گور حفظ کند؛ دوستش کمی واقعگراتر است، اما هر دو با وجدان خود دستوپنجه نرم میکنند — نه تنها دربارهٔ جان خود بلکه دربارهٔ جان دیگرانی که در مبارزهٔ آنها درگیرند. اجرای پلاتنیکوف در این فیلم بسیار برجسته است — در بسیاری جهات من را به جفری هنتر در «پادشاه پادشاهان» (1961) یادآوری کرد — چشمانی نافذ و حالی تقریباً آسمانی، در قابهایی که به چهرهای میپردازند که انگار میتواند تصویری از چیزی مقدس، بهتر و فاضلانه را مجسم کند. دقایق پایانی، تقریباً بیست دقیقه یا همین حدود، حال و هوایی شبیهِ «کالگاری» دارند که با تأثیری دلنشین طنین میاندازند.
بازیگران مکمل و بهویژه تلاش تحریکآمیزِ گوستیوخین، لایهای از غنای شخصیتی به روایت اضافه میکنند؛ روایتی که میپرسد مردم تا چه حد حاضرند برای حفظ جان خود یا دیگران چه کارهایی انجام دهند. آیا شجاعانهتر است برای آرمان بمیری یا مصالحه کنی، شاید حتی همکاری، زنده بمانی و روزی دوباره بجنگی؟ این فیلم از ابتدا تا انتها سرد است و دیدنش ارزش دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران