جالب است که بینندهها میتوانند با شخصیتها همذاتپنداری کنند، با وجود این که تمام فیلم روی صفحههای مختلف فناوری زندگیمان رخ میدهد.
قطعاً بهترین استفادهای است که تا به حال از این قالب دیدم. بسیاری از رازها را قبل از افشا حدس زدم، اما نه همهشان—و دوست دارم وقتی همهچیز قابل حدس نیست. جان چو واقعاً درخشان است و «سرچینگ» انتظارم را برآورده کرد. امتیاز نهایی:...
جالب است که بینندهها میتوانند با شخصیتها همذاتپنداری کنند، با وجود این که تمام فیلم روی صفحههای مختلف فناوری زندگیمان رخ میدهد.
قطعاً بهترین استفادهای است که تا به حال از این قالب دیدم. بسیاری از رازها را قبل از افشا حدس زدم، اما نه همهشان—و دوست دارم وقتی همهچیز قابل حدس نیست. جان چو واقعاً درخشان است و «سرچینگ» انتظارم را برآورده کرد. امتیاز نهایی: ★★★½ — خیلی دوستش داشتم. قویاً توصیه میکنم وقت بگذارید و ببینید.
داستان ضعیف است، اما از نظر بصری بسیار خوب پرداخت شده. فیلم دو اصل سازماندهنده اصلی دارد: یکی «پلات هیجانی» که ظاهراً همهچیز را جلو میبرد و دیگری «طراحی بصری» که کل فیلم را روی صفحات دیجیتال—کامپیوتر، آیفون، دوربینهای مداربسته و غیره—ارائه میکند. یکی از این اصول بهطرز چشمگیری موفق است و دیگری نه؛ حدس زدن اینکه کدامیکی کدام است کار سختی نیست. هر چه داستان جلو میرود، پلات نقش فرعیتر میگیرد و با پرشهایی نامعقول از جستجوی یک دختر گمشده به مجموعهای از کلیشهها و ملودرام تبدیل میشود. با این حال دلیل اصلی اینکه اکثر ما اصلاً این فیلم را دیدیم، همین ساختار بصری منحصربهفرد است که خوشبختانه با هنرمندی قابلتوجهی اجرا شده است—از جمله اشارهای خودآگاهانه در آغاز فیلم به صدای اتصال قدیمی اینترنت.
فیلم با مونتاژی از ویدئوهای زندگی اخیر دیوید کیم (با بازی جان چو)، همسرش پملا و دخترشان مارگات آغاز میشود: کودکی مارگات، تشخیص سرطان پملا، بهبود موقت، عود بیماری و در نهایت مرگ او. در زمان حال مارگات نوجوان از پدرش فاصله گرفته و در سحرگاه روزی که برای شرکت در جلسهای در بیرون خانه رفته، چند تماس از پدر بیپاسخ میماند. وقتی دیوید درمییابد تلفن دختر خاموش است و پولهایی که برای کلاس پیانو میپرداخته به حساب بانکی او و سپس به یک حساب ونمو منتقل شده که غیرفعال شده، او نگران شده و مفقودی را گزارش میدهد. پرونده به کارآگاه رزمری ویک واگذار میشود. با کندوکاو در زندگی مارگات، دیوید شوکه میشود که دخترش در مدرسه دوست ندارد و در عوض یک زندگی آنلاین داشته که خودش از آن بیخبر بوده. مسیرهای تحقیق هر بار اسرار جدیدی نشان میدهند و کمکم به نظر میرسد مارگات فرار کرده، اما دیوید از پذیرفتن این فرضیه امتناع میکند و مظنونین مختلفی—از کاربران شبکههای اجتماعی تا اعضای خانواده—را زیر بار تردید میبرد.
اگر فیلم بهشکل سنتی فیلمبرداری شده بود و آن طراحی بصری منحصربهفرد را نداشت، کسی بار دیگر به آن نگاه نمیکرد؛ پلات هیجانانگیز کلیشهای، مشتقشده و کمعمق است و تا حدی قابل پیشبینی. اما بخش بصری فیلم بسیار موفق است: تقریباً تمام فیلم روی صفحه نمایش اتفاق میافتد—تماسهای ویدئویی، پیامهای آیفون، فیلمهای دوربین مدار بسته و پخشهای تلویزیونی—و این ایده فراتر از یک ترفند صرف عمل میکند. از کارگردانی تا فیلمبرداری و بهویژه تدوین، کار فنی دقیق و فکرشدهای در پشت فیلم هست و محدود کردن اکشن به صفحه نمایش هرگز تحمیلشده یا مصنوعی به نظر نمیرسد؛ خیلی طبیعی در بافت روایت جای میگیرد و پس از مدتی اصلاً توی ذوق نمیزند.
فیلم گاهی اوقات با شیوههای خلاقانهای به دروننگری شخصیتها میپردازد؛ مثلاً نشان دادن پیامهایی که دیوید در حین گفتگو مینویسد و بعد پاک میکند—این لحظهها اجازه میدهد نگاهی به افکار بکر و سانسورنشدهٔ او بیندازیم و از این طریق واقعنمایی روانشناختی به وجود میآید. همچنین فیلم نقدهای اجتماعیای هم دارد: اعتیاد به فناوری و شبکههای اجتماعی، فرهنگ سمی آنلاین و رفتارهای ناشناسِ بیملاحظه، شیوع اخبار ساختگی و غیرقابلحذف بودن کامل ردپاهای دیجیتال—این موضوعات در فیلم بدون موعظهگری مطرح میشوند و طبیعی به نظر میرسند. در پایان، فیلم شوخی کوتاه و بینقصی درباره جاستین بیبر دارد که واقعاً خندهدار است و باید آن را دید تا لذت برد.
فیلم «سرچینگ» من را تحت تأثیر قرار داد، حتی با این که آن را بعد از تماشای «ران» (اثر بعدی آنیش چاگانتی) دیدم و در جریان مقایسهها با آثار مشابه قرار داشتم. شدت داستان، غیرقابلپیشبینی بودن و باورپذیری شخصیتها در این تریلر غیرمتعارف که بسیار هم ملموس و واقعی است، برایم برجسته بود. اگر هنوز ندیدهاید، همین حالا ببینید. امتیاز: 8 ستاره.
«سرچینگ» یک تریلر معمایی است که از منظر صفحهنمایش کامپیوتر شخصیت اصلی روایت میشود. در اغلب فیلمهای این ژانر این کار صرفاً بهصورت ترفندی به کار میرود و در روایت طبیعی به نظر نمیرسد؛ اما در اینجا فناوری بهطور یکپارچه با داستان درآمیخته و جداییناپذیر شده است. جان چو نقش اصلی را عالی بازی میکند؛ پیوند عاطفی او با دخترش نیروی محرکهٔ داستان است و آشفتگیای که در پی کشف اینکه ارتباطشان ظاهری بوده تجربه میکند، بسیار تأثیرگذار است. نادانستهها پیرامون دختر قهرمان، تنش و رمز و راز بالایی ایجاد میکند و ما همزمان با پدر در حال کشف شخصیت او هستیم. تدوین کار بسیار خوب است و داستان پیوستگی منطقی خود را حفظ میکند در حالی که چندین پنجره و نما را متعادل میکند. پیچشهای زیادی در داستان هست؛ بعضی خوب عمل میکنند و بعضی برایم ضعیفتر بودند. پایانبندی کمی بیش از حد عمل میکند، اما در کل فیلم عالی بود. امتیاز: 79% — نتیجهگیری: عالی.
«سرچینگ» از همان ابتدا با سبک روایت منحصربهفردش توجهتان را جلب میکند: کل فیلم از خلال صفحههای دیجیتال روایت میشود که لایهای جذاب به داستان میافزاید و بهطرزی شگفتآور طبیعی به نظر میرسد. داستان پایهٔ محکمی دارد، ریتم و پردازش شخصیتها به خوبی شکل گرفته و شما واقعاً در اتفاقات سرمایهگذاری عاطفی میکنید. جان چو اجرای قوی و احساسیای به عنوان پدری که دنبال دخترش میگردد دارد و تعادل بین تعلیق و لحظات احساسی فیلم قابلتحسین است. استفاده از فناوری در داستان بدون تحمیل شدن محسوس است؛ اگرچه بعضی جزئیات کمی دراماتیزه شدهاند، ولی کلیت باورپذیر است. نقطهضعفش تکامل نیافتن کامل پردهٔ آخر است، اما در مجموع تریلری خوشساخت و قابلتقدیر است—اگر از معماهای خوب با ارائهای تازه لذت میبرید، ارزش دیدن دارد.
امتیاز 80/100. داستان مردی که برای پیدا کردن دختر گمشدهاش از طریق کامپیوتر او جستوجو میکند و درمییابد خیلی چیزها را دربارهٔ زندگی او نمیدانسته، بهخوبی به تصویر کشیده شده است. به عنوان کسی که خودم اهل کامپیوتر هستم، در نحوهٔ پیشروی رویدادها خلأ منطقیای ندیدم و احساسات شخصیتها واقعی و دلخراش بود. با یک پیچش دوتایی در پایان که من را سرگرم نگه داشت، کاملاً از فیلم لذت بردم. Bravo.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران