"تاراس" پس از سالها ماجراجویی با دوستان خود،زندگی آرام در مزرعه اش را شروع کرده.او توانسته پسر خود "آدری" را به مدرسه ای در لهستان بفرستد.در این زمان اوکراین زیر سلطه لهستان قرار داشت و آنها تلاش می کردند خود را از زیر سلطه آنها آزاد سازند.از طرفی "آدری" عاشق دختر یکی از بزرگان لهستان می شود و...
"تاراس" پس از سالها ماجراجویی با دوستان خود،زندگی آرام در مزرعه اش را شروع کرده.او توانسته پسر خود "آدری" را به مدرسه ای در لهستان بفرستد.در این زمان اوکراین زیر سلطه لهستان قرار داشت و آنها تلاش می کردند خود را از زیر سلطه آنها آزاد سازند.از طرفی "آدری" عاشق دختر یکی از بزرگان لهستان می شود و...
ایمان و بازوی خوبِ شمشیر — نقدی بر «تاراس بولبا» (1962)
«تاراس بولبا» به کارگردانی جی. لی تامپسون و اقتباسِ والدوی سالت و کارل تونبرگ از داستانی از نیکولای گوگول ساخته شده است. در این فیلم یول برینر، تونی کرتیس، کریستین کافمان و پری لوپز بازی میکنند. تولید فیلم از سوی یونایتد آرتیستز بوده و با رنگبندی DeLuxe/Eastman و لنز پاناوژن ــ موسیقی از فرانتس واکسمن...
ایمان و بازوی خوبِ شمشیر — نقدی بر «تاراس بولبا» (1962)
«تاراس بولبا» به کارگردانی جی. لی تامپسون و اقتباسِ والدوی سالت و کارل تونبرگ از داستانی از نیکولای گوگول ساخته شده است. در این فیلم یول برینر، تونی کرتیس، کریستین کافمان و پری لوپز بازی میکنند. تولید فیلم از سوی یونایتد آرتیستز بوده و با رنگبندی DeLuxe/Eastman و لنز پاناوژن ــ موسیقی از فرانتس واکسمن و فیلمبرداری از جوزف مکدونالد ــ آماده نمایش شده است.
خلاصهٔ داستان: فیلم بهطور آزاد بر پایهٔ نوولۀ گوگول ساخته شده و ماجرای قیامِ کوزاکها علیه نیروهای لهستانی را روایت میکند که اوکراین را تحت کنترل گرفتهاند. در مرکز ارتش کوزاکها، رهبر تاراس (برینر) و دو پسرش آندری (کرتیς) و اوستاپ (لوپز) قرار دارند. وقتی آندری عاشقِ شاهزادهخانم لهستانی ناتالیا (کافمان) میشود، اختلافاتِ درونیِ خانوادهٔ بولبا آغاز میشود؛ همزمان لهستانیها از کوزاکها کمک میخواهند تا ترکها را شکست دهند و پیچیدگیهای تازهای شکل میگیرد.
از منظر تولید، پشتصحنۀ پرماجرا و تصمیمات نادرست باعث شدهاند که فیلم آن شکوهِ تماموکمالِ داستان را دربرنداشته باشد. اشکال اصلی به تصمیمگیریهای انتخاب بازیگر برمیگردد: قرار بود نقش پسر ارشد بولبا را بَرت لَنکَستر بازی کند که از پروژه کنار کشید و تونی کرتیس جایگزین شد؛ نتیجتاً فیلم تا حدی روی کاراکتر آندری متمرکز شد تا آنجا که گویی عنوان میتوانست «آندری بولبا» باشد نه تاراس. کرتیس بازیگر توانمندی است اما در نقشِ یک کوزاکِ زورمند و درعینحال اهل تفکر، چندان قانعکننده نیست. از سوی دیگر، در جریان تولید خبرهایی از تنشهای شخصی میان کرتیس و همسر وقتش، جنت لی، و نزدیکی او با همبازیِ جذابش کافمان منتشر شد که بر فضای تولید اثر گذاشت.
مشکل دیگر فیلمنامه است: نویسندگانِ جایگزین، سالت و تونبرگ، خطِ فرعیِ عشقِ آندری و ناتالیا را به مرکزِ روایت تبدیل کردهاند و دیالوگهایی گاه سلیقهای و کمعمق ارائه شدهاند. نویسندۀ تاریخی هاوارد فست، که ابتدا در پروژه بوده، خواستار گنجاندنِ بخش مهمی از درگیریهای تاریخیِ کوزاکها با یهودیان لهستانی شد؛ سازندگان اما این بخش را نپذیرفتند و فست کنار گذاشته شد. یول برینر، بر اساس بیوگرافی نوشتهشده توسط پسرش، نقشی را که خیلی دوست داشته بهواسطهٔ این تصمیمها از دسترفته میدانسته است.
با وجود این کاستیها، وقتی «تاراس بولبا» بهجا و درست پیش میرود، واقعاً قوی است و هرگز خستهکننده نمیشود، گرچه در بخش میانی لحنی شادابتر دارد تا آنچه باید. تامپسون کارگردانی ورزیده در عرصهٔ اکشن و تعلیق است و در صحنههای جنگی و حرکتِ سوارهنظام تواناییاش را نشان میدهد. تصاویرِ هزاران سوارکار که از دشتها هجوم میآورند (در واقع بخشی از تصویربرداری در آرژانتین انجام شده) بسیار تاثیرگذار است؛ نبردها خشن، هیجانانگیز و درگیرکنندهاند. صحنههای اردوگاهِ کوزاکها با آواز و رقص و آزمونهای مردانگی حالوهوایی پرنشاط و زمخت دارند که سرگرمکننده است. حتی شمشیربازیهای دلیرانه و تعلیقِ خوب در یک نبرد مرگبرسرِ پرتگاه نیز دیده میشود.
فیلمبرداری پاناوژنِ جوزف مکدونالد چشماندازهای پهناور را زنده میکند و رنگِ ایستمن به فضای دورهٔ تاریخی جلوهٔ مناسبی میبخشد. موسیقیِ واکسمن دارای طعمِ روسی و پرنشاط است و طراحیِ لباس بهویژه برای ارتشِ لهستانی شایانِ توجه است. با تمامِ نقایص و تصمیماتِ اشتباه، نقاط قوت فیلم بر ضعفها برتری دارند و دیدنِ بخش نسبتاً ناشناختهای از تاریخ خونبار روی پرده خوشایند است.
از منظر ژانر، «تاراس بولبا» فیلمی شبیه به «وایکینگها» و «سلیمان و شِبا» است: در نیمۀ نخست فضایی حماسی و شمشیری دارد، هرچند بخشهایی از شوخطبعیِ تصنعی در میانهٔ فیلم حسِ واقعیت را کمی کمرنگ میکند. یک لحظۀ واقعیِ هیجانانگیز حوالی دقیقهٔ هفتاد رخ میدهد، زمانی که قبایل مختلف کوزاک گرد هم میآیند و صدها یا هزاران سوارکار بر دشت میتازند ــ بدون استفاده از CGI. بااینحال فیلم در باکسآفیس موفق نبود و بهنظر میرسد میتوانست با عمقِ بیشتر به رابطهٔ آندری و ناتالیا پرداخته شود تا تأثیرگذاریِ بیشتری پیدا کند.
نکات تکمیلی: تونی کرتیس هنگام فیلمبرداری 36 ساله و کریستین کافمان 16 ساله بود؛ کرتیس مدتی پس از پایان طلاق از جنت لی با کافمان ازدواج کرد که پنج سال بهطول انجامید. فیلم 2 ساعت و 3 دقیقه زمان دارد و صحنههایی در شمال آرژانتین (با واحد مستقر در سالتا)، مزرعۀ Golden Oak رالت دیزنی در نیو هال کالیفرنیا (صحنۀ عشقِ بیرونی) و یونیورسال استودیوز (شهر کیف و آکادمی لهستانی) فیلمبرداری شده است.
نقدِ کلی: فیلمِ پرنقصی است اما در لحظاتی بسیار تأثیرگذار و دیدنی. اجراهای برجستهای بهویژه از یول برینر دیده میشود، اگرچه انتخاب بازیگران و جهتگیریِ فیلمنامه بعضاً کارکردِ اثر را تضعیف کرده است.
امتیاز: حدود 7/10 (در برخی نقدها نمرهٔ B- نیز داده شده است).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران