کاليفرنيا، سال 1930. در اوج بحران اقتصادي امريکا، دو کارگر کشاورزي دوره گرد به نام هاي «لني» (مالکوويچ) که مردي است غول پيکر و کند ذهن، و رفيق تيز و حاضر جوابش، «جرج» (سينيسي)، در شهري جديد در يک مزرعه ي دامپروري کاري پيدا مي کنند. اما «کرلي» (سيماسکو)، پسر صاحب مزرعه از همان نگاه اول از آن دو بدش مي آيد و مدام دنبال بهانه مي گردد تا با «لني» دعوا راه بيندازد.
کاليفرنيا، سال 1930. در اوج بحران اقتصادي امريکا، دو کارگر کشاورزي دوره گرد به نام هاي «لني» (مالکوويچ) که مردي است غول پيکر و کند ذهن، و رفيق تيز و حاضر جوابش، «جرج» (سينيسي)، در شهري جديد در يک مزرعه ي دامپروري کاري پيدا مي کنند. اما «کرلي» (سيماسکو)، پسر صاحب مزرعه از همان نگاه اول از آن دو بدش مي آيد و مدام دنبال بهانه مي گردد تا با «لني» دعوا راه بيندازد.
رمان کلاسیک اشتاینبک با بازی گری سینیز و جان مالکوویچ جان میگیرد
این فیلم برگرفته از رمان کلاسیک جان اشتاینبک و محصول سال 1992 است. داستان بر دو همراه سیار متمرکز است که در دوران رکود بزرگ در مناطق روستایی کالیفرنیا به دنبال کار میگردند: جورج (با بازی گری سینیز) رشدی متوسط و تیزهوش است و لنی (با بازی جان مالکوویچ) بزرگاندام و از نظر ذهنی...
رمان کلاسیک اشتاینبک با بازی گری سینیز و جان مالکوویچ جان میگیرد
این فیلم برگرفته از رمان کلاسیک جان اشتاینبک و محصول سال 1992 است. داستان بر دو همراه سیار متمرکز است که در دوران رکود بزرگ در مناطق روستایی کالیفرنیا به دنبال کار میگردند: جورج (با بازی گری سینیز) رشدی متوسط و تیزهوش است و لنی (با بازی جان مالکوویچ) بزرگاندام و از نظر ذهنی دچار نقصان است. آنها در مزرعهٔ بزرگی مشغول به کار میشوند و در رویا مالکیت یک مزرعهٔ کوچک با هم زندگی میکنند که ناگهان شانس چنین فرصتی پیش میآید. متأسفانه پسر متکبر صاحب مزرعه، کورلی (با بازی کیس سیماسکو)، و همسر اغواگر و بینام او (با بازی شرلین فن) اوضاع را پیچیده میکنند. جان تری نقش اسلیم را دارد، ری والسون نقش کندی را بازی میکند و جو مورتن نقش کروکس را ایفا میکند.
من از وقتی نوجوان بودم و کتاب را خواندم، طرفدار این تراژدی قدرتمند و وسترن بودهام و هم این نسخه و هم نسخهٔ 1939 اقتباسهای شایستهای از رماناند (هنوز نسخهٔ تلویزیونی 1981 با رابرت بلیک و رندی کواید را ندیدهام که شنیدهام خوب است). به نظر میرسد هرگز نمیتوان یک «از موشها و آدمها» بد داشت، تا وقتی بازیگران و فیلمسازان قابل در کار باشند.
بعضیها از پیام داستان تمسخر میکنند، انگار همهچیز به این ختم میشود که باید سگ پیر و بیفایدهات را خودت بکشی، اما داستان خیلی فراتر از این است. این اثر تفسیر و تأملی دربارهٔ ذات رفاقت و تنهایی است: در حالی که جورج و لنی یکدیگر را تکمیل میکنند، بسیاری از شخصیتهای دیگر در انزوا رنج میبرند، مانند کندی، همسر کورلی و کروکس، حتی اسلیم. مسائل قدرت، ضعف، سودمندی، واقعیت و آرمانشهر در داستان کاوش میشوند و مخاطب را به فکر فرو میبرند.
در مقایسهٔ دو نسخه، کمی نسخهٔ جدیدتر را ترجیح میدهم چون رنگی است و کلیت کار بهتر به نظر میرسد؛ موسیقی، عوامل و بازیگران آن قویترند، هرچند در نقش لنی، لطافتِ اجرا شده توسط لون چینی در نسخهٔ قدیمی جذابیت بیشتری داشت. بازی مالکوویچ در نسخهٔ جدید بسیار مؤثر است، اما لنیِ چینی دلپذیرتر است. هرچند به اضافه شدن برخی دشنامها در نسخهٔ 1992 علاقهای ندارم، اما شاید واقعگرایانهتر باشد و آنقدر هم بد نیست که تماشای فیلم را غیرممکن کند (برای من که نیست). در هر صورت، شرلین فن نسبت به بتی فیلدِ نسخهٔ قدیمی خیلی بهتر است؛ بتی فیلد آزاردهنده بود و جذابیت کافی برای نقش را نداشت (البته ممکن است او برای کارگرانی که سالها زنی ندیدهاند جذاب به نظر بیاید).
مدت زمان فیلم 115 دقیقه است و در کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
نمره: A-
توضیحات اضافی — هشدار لو دادن داستان
همسر کورلی در تمام طول داستان تنها به خاطر جنسیّت خود ارزشگذاری شده و آموخته که از آن برای جلب توجه استفاده کند. او نه تنها تنها شخصیت زن داستان است، بلکه تنها شخصیتی است که در کتاب و نسخهٔ 1992 نامی برایش آورده نشده که بر این نکته تأکید دارد: او به چشم یک اسباببازی جنسی و در حال حاضر ملکِ کورلی دیده میشود. مادرش او را سرکوب کرده و مردانی که به او وعدهٔ توخالی دادهاند از او سوءاستفاده کردهاند. او ترجیح میدهد باور کند مادرش نامههای مرد «هنرپیشهٔ هالیوود» را دزدیده تا اینکه واقعیت را بپذیرد. او با مردی زناشویی دارد که برایش ارزش چندانی قائل نیست و بنابراین تنها توجهی که میتواند از مردان مزرعه بگیرد، توجه جنسی است. تماس با لنی در انبار تا حدی جنسی است که ممکن است رخ دهد؛ وقتی میگوید «حسِ خوبی دارد» وقتی موهایش نوازش میشود، منظورش یک منظرهٔ جنسی نیست—او از تنها توجه غیرجنسی و لمسی محبتآمیزی که مدتها بوده (اگر اصلاً چنین چیزی را تجربه کرده باشد) لذت میبرد. این تقریباً مثل ملاقات دو کودک است: زنی که سالهاست بیباکی جنسیاش را از دست داده اما همچنان ساده و خام است، و لنی که او هم آرزوی چیزهای نرم و آرام را دارد. این صحنه زیبا و تراژیک است.
کسی استدلال کرده که همسر کورلی میخواسته لنی را به طرف خود جذب کند تا او کورلی را بکشد و زن بتواند آزاد شود و برود. اگر لنی او را میکشت، کسی به لنی باور نمیکرد اگر میگفت که زن به او گفته این کار را بکند؛ و چون خود زن عملاً کار را نکرده بود، میتوانست بهراحتی برود و زندگیاش را از نو شروع کند، شاید بهعنوان بازیگر. هرچند نظریهٔ جالبی است، اما زنِ جوان در داستان چندان تدبیرآمیز یا حیلهگر به نظر نمیرسد؛ رفتارهایش طبیعی و سادهدلانهاند. شباهت او به لنی در این است که هر دو در بدنِ بزرگسال، کودکی درونی دارند، اگرچه او از نظر ذهنی دچار نقصان نیست. او نیاز شدیدی به همدمی داشته، اما به دلیل کورلی و خطر از دست دادن شغل، هیچکدام از مردان دیگر حاضر نبودند با او رفتوآمد کنند. لنی تنها در انبار بود و او از این فرصت استفاده کرد تا با کسی حرف بزند. بعلاوه، لنی تنها مردی در مزرعه بود که شوهر متکبر و نفرتانگیز او را به نوعی فروتن میکرد—کسی که او از او متنفر بود. همچنین او قبلاً دیده بود که لنی با تحسین آشکار به او نگاه کرده است. بنابراین یک جذابیت ناخودآگاه وجود داشت و او میخواست غول مهربان موهایش را نوازش کند؛ شاید بهنوعی «پاداش» برای لنی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران