دو پلیس متعصب، یکی از آن ها مرد مسن و ماهر است و دیگری همکار جوانش که زود از کوره در می رود، شغلشان به حالت تعلیق در می آید، زیرا وقتی که داشتند برای اشخاصی قلدری میکردند فیلمشان سوژه رسانه ها میشوند. بعد از مدتی وقتی پولشان ته کشیده و هیچ راه دیگری ندارند تصمیم میگیرند به دنیای زیرزمینی خلافکاران نفوذ کرده و تا حقشان را پس بگیرند...
دو پلیس متعصب، یکی از آن ها مرد مسن و ماهر است و دیگری همکار جوانش که زود از کوره در می رود، شغلشان به حالت تعلیق در می آید، زیرا وقتی که داشتند برای اشخاصی قلدری میکردند فیلمشان سوژه رسانه ها میشوند. بعد از مدتی وقتی پولشان ته کشیده و هیچ راه دیگری ندارند تصمیم میگیرند به دنیای زیرزمینی خلافکاران نفوذ کرده و تا حقشان را پس بگیرند...
«Dragged Across Concrete» با ابهام اخلاقی و خشونت صریحش زشت، تیره، بیرحم و پست است — اما دقیقاً به همان شکلی که باید، لذتبخش. مخاطب واقعی فیلم، علاقهمندان صبور به ترکیبهای سطحبالا/سطحپایین است که دوست دارند گروهی از آدمهای بد را در نزول کند و آرام به سوی جهنم تماشا کنند. بدیهیست که این فیلم با هر سلیقهای جور درنمیآید، اما اگر از آثار اِس....
«Dragged Across Concrete» با ابهام اخلاقی و خشونت صریحش زشت، تیره، بیرحم و پست است — اما دقیقاً به همان شکلی که باید، لذتبخش. مخاطب واقعی فیلم، علاقهمندان صبور به ترکیبهای سطحبالا/سطحپایین است که دوست دارند گروهی از آدمهای بد را در نزول کند و آرام به سوی جهنم تماشا کنند. بدیهیست که این فیلم با هر سلیقهای جور درنمیآید، اما اگر از آثار اِس. کریگ زاهلِر، دیالوگهای مفصل و سر منفجرشدنی خوشتان میآید، این تجربه برایتان لذتبخش خواهد بود.
زاهلِر درباره مسئله نژاد گفته است که قصد ندارد پیامهای جامعهشناسانه یا سیاسی صادر کند و با فیلمهای «پیاممحور» مخالف است؛ برای او مهم آن است که گروهی از آدمها از طبقات مختلف زندگی به گوشههایی رانده میشوند. او میپذیرد که مخاطبان مختلفی از فیلم برداشتهای متفاوتی خواهند داشت — عدهای افسران را منزجرکننده مییابند و عدهای دیگر با آنها همذاتپنداری میکنند — و این تفاوت در برداشتها عمداً وجود دارد. زاهلِر تصریح کرده که نوشتههایش از دیدگاه شخصیتها شکل میگیرد نه از دیدگاه نویسندهای که میخواهد یک تز واحد را پیش ببرد؛ به همین دلیل آثارش چندصدایی است و هر کس میتواند با چشم خود از آنها برداشتهای متفاوتی کند. او همچنین گفته که هدفش محبوبیت یا جلب نظر همگان نیست؛ انتخابهای خلاقانه را فدای جذب مخاطب بیشتر نمیکند و شخصیتها هستند که فیلمهایش را هدایت میکنند.
در نخستین فیلم بلندِ زاهلِر، وسترن-ترسناک «Bone Tomahawk» (۲۰۱۵)، صحنههایی وحشتناک و خشونتبار وجود دارد؛ در فیلم دومش، درام زندانی «Brawl in Cell Block 99» (۲۰۱۷)، صحنههای خشنی از شکنجه و آسیب بدنی را میبینیم. در «Dragged Across Concrete» هم خشونت شنیع و بدنی حضور دارد — هرچند میزان خونریزی نسبت به قبل کمتر شده اما بیرحمی و جهاننگری نیهیلیستی فیلم واضحتر شده است. فضای داستانیِ فیلم چنان سنگین و یأسآلود است که شهر خیالی «بولوارک» را حتی تلختر از بالتیمورِ «The Wire» جلوه میدهد. ژانرها در این فیلم پیچیدهترند، ضربآهنگ کندتر است و مدتزمان فیلم طولانیتر (۱۵۹ دقیقه). «Dragged» کمتر درباره خطرات خیابان بهخودیخود است و بیشتر درباره کارهای وحشتناکیست که آدمها برای بقا انجام میدهند و چگونگی توجیه و عقلانیتبخشیِ هر چیزی در چنین شرایطی. این فیلم اثری اخلاقاً منزجرکننده و از نظر سینمایی «زشت و سختگیر» است؛ اما با صنعتگری چشمگیر و بیاعتنایی تلویحی به سلیقههای رایج ساخته شده و درعینحال لذتبخش است.
داستان در شهر ساختگی بولوارک میگذرد. هنری جانز (با بازی توری کیتلز) تازه از زندان آزاد شده و به خانه بازمیگردد تا مادر معتادش، جنیفر (ونسا بل کالوی)، را که در اتاقش دست به تنفروشی زده، پیدا کند و برادر کوچکترش ایتن (مایلز تریت) که روی ویلچر است با بازیهای ویدیویی ساکت نگه داشته میشود. هنری تصمیم میگیرد خانوادهاش را از بولوارک خارج کند و از دوست قدیمیاش بیسکیت (مایکل جِی وایت) دنبال کاری میگردد که پول نقد بدهد و سؤال نکند. همزمان دو کارآگاه، برت ریدجمن (مل گیبسون) و آنتونی لوراسِتی (وینس وان) یک فروشنده مواد لاتینو را دستگیر میکنند؛ ریدجمن روی سر مرد میایستد و بیخبر از آنکه همسایه فیلم گرفته است. آنها بهخاطر این خبر از کار معلق میشوند؛ وضعیتی که در بدترین زمان ممکن برای هر دو پیش میآید: لوراسِتی در حال پسانداز برای نامزدی با دوستدخترش دنیس است و ریدجمن میخواهد خانوادهاش را از منطقه بدشهری که در آن زندگی میکنند بیرون ببرد. بهخاطر نیاز مبرم به پول، ریدجمن با فردی بهنام فریدریش، یک «فیکسر» جنایی، تماس میگیرد که او را به گروهی به سرپرستی لورنتز ووگلمان وصل میکند. ریدجمن نقشه میکشد که بعد از اجرای سرقت توسط آن گروه، آنها را سرقت کند و لوراسِتی هم موافقت میکند. خط داستانی سوم درباره کلی سامِر (جنیفر کارپنتر) است که پس از مرخصی زایمان بهاجبار به سر کار بازمیگردد و دچار اضطراب جدایی شدید است. پیشامدهایی که جانز، ریدجمن/لوراسِتی و سام را بههم پیوند میدهد، بخش عمده روایت را شکل میدهد.
در آمریکای شمالی «Dragged Across Concrete» همزمان با انتشار روی سرویسهای پخش در چند سالن محدود اکران شد و با تبلیغات بسیار کم و درآمد اندک در برابر بودجه ۱۵ میلیون دلاری مواجه شد. شایعه شده که توزیعکننده خواستار کوتاهشدن فیلم به حدود ۱۳۰ دقیقه بوده، اما زاهلِر که اختیار نسخه نهایی را داشت نپذیرفت و برنامه عرضه وسیع سینمایی لغو شد.
از نظر روایی، هرچند «Dragged» پرتراکمترین فیلم زاهلِر تا به امروز است، مثل آثار قبلیاش بیشتر بر اساس شخصیتها شکل گرفته تا طرح صرف. زاهلِر وقت زیادی را صرف گفتگوهای نسبتاً کماهمیت میکند که لزوماً پیشبرنده مستقیم طرح نیستند اما لایهلایه اطلاعات شخصیتی اضافه میکنند — سبکی که از ادبیات جنایی «هاردبویلد» گرفته شده است. او میداند چهوقتی و چگونه این دیالوگهای کشدار را بهکار ببرد و اصلاً عجلهای برای گذر از یک صحنه به صحنه بعدی ندارد. نمونهای از این سبک یک صحنه است که لوراسِتی تقریباً در زمان واقعی ساندویچ سالاد تخممرغ میخورد و ریدجمن را از صدای جویدن اذیت میکند تا جایی که با خشم میگوید: «یک مورچه قرمز هم میتوانست سریعتر آن را بخورد.»
بدون افشای جزئیات داستانی، یکی از شاخههای داستانی بهشدت از انباشته شدن تدریجی اطلاعات زمینهای سود میبرد، طوری که وقتی ناگهان به خشونت بیمارگونه میانجامد، ضربه عاطفی قویتری دارد چون ما آن شخصیت را شناختهایم. زاهلِر این نوع پرورش شخصیت را بسیار فراتر میبرد؛ سکانسهایی شبیه بخشهایی از رمان که آدمها بیش از حد دوستانهاند و با جهان پیرامون تضاد دارند، طولانی اجرا میشوند تا خوراک انفجارِ بیرحمانهای فراهم شود که تأثیرش ویرانگر است — و احتمالاً نقطه اوجِ احساسی فیلم (اگر بخواهیم بهطرز زاهلِری بگوییم، «اوژکِ پایین» فیلم).
فیلمنامه از ابتدا تا انتها قوی است و دیالوگهایی دارد که گویی مستقیماً از آثار مایکل مان کنده شدهاند؛ مثالها و کنایههای زبانی که شخصیتها را روشن میکنند و فضایی زنده در طول دیالوگهای طولانی ایجاد میکنند. لحنها و ترکیبهای بیان به شخصیتها معنا میدهد: لوراسِتی آدم آرامتری است و ضربالمثلی مثل «مثل لازانیا تو قوطی» میگوید که مناسب ریدجمن نیست. در مجموع، دیالوگها هم سرگرمکنندهاند و هم کارکرد نمایشِ شخصیت را دارند.
از منظر بصری، فیلم بسیار موفق است. با فیلمبردار همیشگیاش بنجی بکشی، زاهلِر بیشتر فیلم را شبانه یا در سایهها میگذارد، تا جایی که یک سکانس مرکزی در ساختمانی روشن در وسط روز نسبتاً پرنور و زیادهازحد جلوه میکند. طراحی صحنه و تولید (کار برایان دیوی) نیز شایسته ذکر است: فضاهای زندگی شخصیتها عمدتاً بیروح و فاقد شخصیتاند — رنگهای خنثی، اثاثیه معمولی و حسِ جابجاشدن به نمایشگاه مبلمان؛ یعنی جاهایی که باید صمیمی و شخصی باشند، کاملاً بیهویتاند. برای مثال دفتر «کالورت» حس گرمتری از آپارتمانهای ریدجمن یا جانز میدهد.
زاهلِر تأثیرپذیریاش از کارگردانهایی مثل ژول داسن، دان زیگل، ژان-پیر ملویل، آرتور پن، سیدنی لومت، مایکل مان و کوئنتین تارانتینو و از نویسندگانی مثل چارلز ویلفورد، المورِ لئونارد، دونالد ای. وستلیک و جورج وِی. هیگینز را آشکار نشان میدهد. با توجه به آنچه فیلمهایش درباره مردانگی، خشونت، انتقام و عدالت میگویند، تعجبی ندارد که او گاه بهعنوان فیلمسازی دستراستی در هالیوود چپگرا شناخته شود. خود او میگوید به سیاست چندان علاقهمند نیست و ادعا میکند برای محبوبیت فیلم نمیسازد؛ با اینحال برخی برخوردها و ترکیب بازیگرانی مثل مل گیبسون و وینس وان، که در بیرون فیلم نظرات و سوابق خاصی دارند، این برداشتها را تشدید کرده است.
با «Dragged» اگر زاهلِر مستقیماً وارد بحث سیاسی نشده باشد، دستکم دارد عمداً چپ و فرهنگِ خشمآفرینِ او را بهنوعی تحریک میکند. فیلم درباره دو پلیس نژادپرست است که از «سیاسیکاری» و «محکمهی رسانهای» و مسائلی مثل متروکسوالیته گلایه دارند و برای «حل مشکلات» از خشونت استفاده میکنند. انتخاب بازیگرانی مانند مل گیبسون — که در گذشته اظهار نظرها و حواشی جنجالی داشته — خود نوعی تحریک است و تردیدی نیست که همخوانی مرز میان شخصیت و بازیگر باعث شده خوانشهای متعددی از متن شکل بگیرد.
نقطهای که فیلم در آن بیشتر مورد اختلاف تفسیر قرار میگیرد همین است: آیا زاهلِر فقط رفتارهای نژادپرستانه و زنستیزِ شخصیتها را نشان میدهد یا از آنها هم همدلی میکند و بنابراین آن ذهنیت را تأیید میکند؟ یا اینکه او با لِهکردنِ کلیشهها و بزرگنمایی، در حال طعنه و هزلپردازی است؟ بسیاری پیش از دیدن فیلم درباره این مسئله قضاوت کردهاند؛ اما فیلم از نظر محتوایی طوری طراحی شده که چنین ابهامی را در مخاطب برمیانگیزد.
نمونههایی از لحن سیاسی فیلم را میتوان در دیالوگها دید؛ مثلاً جایی گفته میشود که «برچسب نژادپرست بودن در فضای عمومی امروز مثل متهمکردن به کمونیست بودن در دهه پنجاهست» — جملهای که بلافاصله صدای شعارهایی مثل «اخبار جعلی» را تداعی میکند و بار دیگر سوالِ دیدگاه شخصی زاهلِر را مطرح میکند. او بهروشنی رفتار و عقاید ریدجمن و لوراسِتی را تأیید نمیکند اما آنها هم قهرمانِ مطلق نیستند؛ گاهی فیلم بیشتر درباره سرنوشت جانز است تا آن دو افسر. با این حال این دو افسر در برخورد با افراد غیرسفیدپوست بیرحمانهاند — مثلاً صحنهای که یک دختر نیمهناشنوا را داخل دوش سرد میاندازند و به او حوله نمیدهند — و فیلم در بخشهایی نشان میدهد که زندگی در آن ناحیه چطور آدمها را تغییر میدهد (مثلاً ملانی میگوید: «قبل از زندگی در این منطقه هرگز فکر نمیکردم نژادپرست باشم»).
کنشها و دیالوگهایی هم درباره مسائل جنسیتی وجود دارد؛ در یکی از گفتگوها ریدجمن در واکنش به صدای خواننده میگوید «نمیفهمم خواننده مرد است یا زن» و لوراسِتی پاسخ میدهد که «تمایز این روزها خیلی فرق ندارد» و بحثهایی مشابه درباره رشد زبانی و تغییر نقش مردان و زنان مطرح میشود. اینها همه نشان میدهد که زاهلِر یا دستکم فیلمش با موضوعات فرهنگی-سیاسی معاصر درگیر است، حتی اگر او خود تأکید داشته باشد که فیلم «سیاسی» نیست.
در رابطه با زنستیزی، آثار زاهلِر همواره زنانی را نشان دادهاند که نسبتاً ناتواناند و باید توسط مردان نجات یابند؛ اما میزان خشونت و بیرحمیای که زنان در «Dragged» تجربه میکنند شدیدتر از آثار قبلی است: باز هم قربانی و نیاز به نجات موضوعیت دارد و زنان بار دیگر بهعنوان افرادی آسیبپذیر تصویر میشوند که مورد ظلم و حتی قتل قرار میگیرند. این پرسش را پیش میکشد که آیا این برداشتها بازتاب ذهنیت مردسالارانه نویسنده/کارگردان است یا صرفاً توانایی او در بهنمایشگذاشتن چنین ذهنیتی بدون تأیید آن.
از نظر شکل و فرم، چند مشکل هم وجود دارد. اول اینکه اگرچه فیلم ظاهراً داستانِ جانز را روایت میکند، اما در مقایسه با ریدجمن و لوراسِتی پسزمینه روانی و درونیِ کمتری به او داده شده است. دو افسر بهتر نوشته شدهاند؛ دیالوگهایشان تیزتر و رشد شخصیتیشان پختهتر است. میتوان گفت بخشی از این برمیگردد به بازیگرانی که مواد بهتری برای کار داشتند؛ اما واقعیت این است که متن برای نقش ریدجمن و لوراسِتی غنای بیشتری فراهم کرده است درحالیکه جانز بیشتر شِمایی و آرکتیپی است و فضای داخلیِ کمتری دارد. مشکل دیگر این است که در فیلم هیچکس واقعاً در موقعیتی قرار نمیگیرد که دیدگاههای تعصبآمیز ریدجمن و لوراسِتی را به چالش بکشد؛ بنابراین این دیدگاهها نه محکوم میشوند و نه توضیح داده میشوند و بهنوعی در متن معلق میمانند.
با وجود این مسائل، من از «Dragged Across Concrete» لذت بردم؛ همانطور که از «Bone Tomahawk» و «Brawl in Cell Block 99» لذت بردم، این فیلم هم لذتی در عین ناراحتی بهجا میگذارد — پس از دیدن آثار زاهلِر آدم دوست دارد دوش بگیرد. شاید بهترین اثر او نباشد، اما پیچیدهترین و از نظر اجتماعی-سیاسی جالبترین فیلمش است (چه او بخواهد چه نخواهد، آثارش از لنز سیاسی خوانده خواهند شد). این فیلم بهراحتی قابل رد بهعنوان منشوری راستگرا یا ستایشگر دیدگاههای متعصب نیست؛ خیلی بیشتر از اینگونه خوانشهای دودویی در آن جریان دارد. ممکن است آن را راستتر از بیشتر تولیدات هالیوود بدانید، و میتوان ادعا کرد زاهلِر خود را بهعنوان منتقدی علیه «سیاسیکاری پیروِ هالیوود» معرفی میکند؛ اما این الزاماً به معنی ادای سوگند به ایدئولوژی برتریطلب سفید نیست. از نظر محتوا و سبک، لایههای بیشتری حضور دارند که فیلم را جذاب و مشغولکننده میکنند.
این فیلم «پیاممحور» نیست؛ یک قطعه شخصیتمحور در قالب یک ب-مووی گِرایندهاوس است: دیالوگهای محشر، سه بازیگر مرکزی قوی و حس جهندهای از هراس که در استخوانهایتان نفوذ میکند. آیا خودمحور است؟ تا حدی، بله. آیا عمداً آتشین و تحریکآمیز است؟ قطعاً. آیا ممکن است برایتان توهینآمیز باشد؟ احتمالاً. ممکن است آن را بهعنوان نور انداختن بر فرهنگِ نهادینهشدهی بیتحملی نژادی در نیروهای انتظامی ببینید. ممکن است آن را نقدی بر جهانی بدانید که در آن از زنان انتظار میرود هم مادر باشند هم نیروی کار تماموقت. ممکن است آن را بهشدت نژادپرستانه یا زنستیز بیابید. ممکن است بهدلیل حضور مل گیبسون کلاً از تعامل با آن خودداری کنید. و همین ابهام است که بیش از هر چیز به کیفیت آن بهعنوان یک اثر هنری تحریکآمیز میافزاید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران