دو برادر بیگانه در خانه دوران کودکی خود در وحشی آلاسکا متحد می شوند. آنها یک پیاده روی دو روزه را آغاز کرده و توسط یک خرس گریزلی بی امان تعقیب می شوند.
دو برادر بیگانه در خانه دوران کودکی خود در وحشی آلاسکا متحد می شوند. آنها یک پیاده روی دو روزه را آغاز کرده و توسط یک خرس گریزلی بی امان تعقیب می شوند.
فیلم حمله خرس نسبتاً خوب با جیمز مارسدن، توماس جین و پایپر پِراِبو
چند نفر در ناحیهای از آلاسکا به نام «هزارتوی خرس گریزلی» جمع میشوند، جایی که یک خرس سرکش آزادانه میچرخد: مردی محلی که تازه از زندان آزاد شده (جیمز مارسدن)، نامزد سابقش (میشائلا مکمانوس)، برادر جداافتادهاش که معاون است (توماس جین)، همسر عکاسِ معاون (پایپر پرابو)، یک شکارچی تاحدی دیوانه (بیلی باب تورنتون)،...
فیلم حمله خرس نسبتاً خوب با جیمز مارسدن، توماس جین و پایپر پِراِبو
چند نفر در ناحیهای از آلاسکا به نام «هزارتوی خرس گریزلی» جمع میشوند، جایی که یک خرس سرکش آزادانه میچرخد: مردی محلی که تازه از زندان آزاد شده (جیمز مارسدن)، نامزد سابقش (میشائلا مکمانوس)، برادر جداافتادهاش که معاون است (توماس جین)، همسر عکاسِ معاون (پایپر پرابو)، یک شکارچی تاحدی دیوانه (بیلی باب تورنتون)، یک کلانتر فاسد (اسکات گلن) و یک شکارچی بومی آمریکایی (آدام بیچ).
«Into the Grizzly Maze» (۲۰۱۵) فیلمی درباره هجوم خرس و بهطور کلی ماجرایی-هیجانی در دل طبیعت است. در این ژانر فیلمهایی مثل «The Edge» (۱۹۹۷) و «Hold the Dark» (۲۰۱۸) سرآمدند، اگرچه «Hold the Dark» اصلاً خرس ندارد و «The Edge» هم فقط تا حدی فیلم حمله خرس است و فراتر میرود. هرچند «Into the Grizzly Maze» به پای آن آثار نمیرسد، اما از نظر سرگرمی کلی همردهی مستقل «Backcountry» (۲۰۱۴) است و بهتر از «Grizzly» (۱۹۷۶).
نقاط قوت فیلم مکانها و فیلمبرداری خیرهکنندهاش است؛ شاید این زیباترین فیلم جنگلیای باشد که ساخته شده. بازیگران نیز فوقالعادهاند. در این جنبهها فیلم از بسیاری از آثار یادشده بهتر است و در بهترین حالت لااقل همردهی «The Edge» است. رابطه پرتنش و آشنا میان دو برادر (مارسدن و جین) جذاب است و دیدن دوبارهٔ پایپر پرابو که حدوداً ۳۸ ساله بوده و در بهترین فرمِ ظاهریاش بهنظر میرسد، لذتبخش است. میشائلا مکمانوس نیز چهرهای خیرهکننده و چشمانی مدهوشکننده دارد.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۳۴ دقیقه است و در اطراف ونکوور، بریتیش کلمبیا و بیگ بِر، کالیفرنیا (صحنهٔ بار) فیلمبرداری شده است.
نمره: B / B−
پازلِ خرس یا کلیشهپردازی؟
«Into the Grizzly Maze» را دیوید هکل کارگردانی کرده و نویسندگانش گای موشه و جی.آر. رِهر هستند. بازیگران عبارتاند از جیمز مارسدن، توماس جین، پایپر پرابو، اسکات گلن، میشائلا مکمانوس و بیلی باب تورنتون. موسیقی از مارکوس ترامپ و فیلمبرداری از جیمز لیستن است.
دو برادر جداافتاده، روان (مارسدن) و بکتِت (جین)، در دل وحش آلاسکا دوباره همدیگر را مییابند. آنها به دل طبیعت میزنند تا ببینند آیا میتوانند خرسیِ وحشی و خونریز را بهطور انسانی دام بیندازند.
متأسفانه در میان فیلمهایِ دستهٔ «حیوانات وحشی به انسان حمله میکنند»، این اثر بسیار متوسط است. با توجه به فهرست بازیگران، این وضعیت هم تأسفبار و هم غافلگیرکننده است. فیلم پر از شخصیتهای کلیشهای با مشکلات و گذشتههای پریشان است که در دل جنگل زیر تهدید این خرس عظیم قرار میگیرند—و در این میان خودِ خرس (و عملکردش) بهترین نکتهٔ فیلم است. متأسفانه هکل چشم و گوش لازم برای ایجاد ترسی ماندگار ندارد و صحنههای خونریزی و خشونت در نیمههای داستان خستهکننده میشوند.
کیفیت دیجیتال فیلمبرداری حالت تخت و یکنواختی دارد که ضعفهای افکتهای کامپیوتری را برجستهتر میکند. از نکات مثبت میتوان به پیامهای محیطزیستی اشاره کرد، هرچند دغدغههای خانوادگی گاهی آنها را کمرنگ میکنند. تصویربرداری از لوکیشن—با ونکوور که نقش آلاسکا را بازی میکند—دلپذیر است و جلوههای طبیعی را به عنصر برجستهای تبدیل میکند. پایانبندی از نظر سرگرمی و اکشن خوب است، هرچند فرجامِ داستان کمی کلیشهای بهنظر میرسد.
در نهایت، فیلم در هیچیک از دو جنبهٔ «حیوانات زمانی به انسان حمله میکنند» یا «تنشهای خانوادگی شکسته» نتوانسته هیجان یا کشش لازم را ایجاد کند.
امتیاز: ۵/۱۰
قابل فراموش
در واقع، حتی ظرف بیستوچهار ساعت بعد از دیدن فیلم هم برایم سخت بود که آن را بهخاطر بیاورم. اخیراً چند فیلم دیدهام که حیوانات وحشیِ خشمگین بزرگترین تهدید برای گروه کوچکی از انسانها میشوند—این یکی هم از همانهاست. فیلم چیز جدید یا اصیلی به این زیرژانر اضافه نمیکند؛ ژانری که با افزایش آگاهی درباره حفظ حیاتوحش و فضاهای طبیعی برای عموم کمرمقتر میشود.
یکی از نقاط قوت فیلم جنبههای فنی بهخصوص فیلمبرداری است که از مناظر باشکوه آلاسکا استفادهٔ بهینه میکند. تماشای فیلم بدون ایجاد اشتیاق برای پوشیدن چکمهای محکم و رفتن به دل طبیعتِ بکر ممکن نیست. حتی افراد کمماجراجو هم از زیبایی لوکیشنها و مناظری که فیلم نشان میدهد تحت تأثیر قرار میگیرند. بخش بزرگی از اکشن در شب یا روزهای ابری رخ میدهد که به شکلگیری تنش لازم کمک میکند و گاهی جنگل مرموز و تهدیدآمیز بهنظر میرسد—یکی از ویژگیهایی که آثار وحشت را در فضاهای جنگلی مؤثر میسازد. فیلم همچنین مجموعهای نسبتاً مؤثر از جلوههای بصری و صوتی دارد که هر رویارویی با خرس را به تماشایی مبدل میکند و حس خطر و واقعیبودن را منتقل میکند.
بازیگران ترکیبیاند: بعضی بازیگران قویاند و برخی دیگر چیز چندانی به کیفیت نهایی اضافه نمیکنند. جیمز مارسدن و توماس جین از راهنمایی کارگردانی که آنها را به اوجِ تواناییشان برساند بیبهرهاند، و نتیجه کاری فراموششدنی است که نه شأن آنها را بالا میبرد و نه آسیب میزند. بیلی باب تورنتون حضور خوبی دارد اما متنِ در اختیارش ناامیدکننده است و نقش او عمدتاً جنبهای تحریکآمیز و آزاردهنده دارد. اسکات گلن هم تقریباً حاضر نیست و وقتی هست تأثیر چندانی ندارد. بازیگران زن اغلب در نقشِ «دخترانِ نیازمند نجات» قرار گرفتهاند که توسط «قهرمانان» نجات داده میشوند. احتمالاً برای بازیگر جوانی مثل کلی کورن این فیلم خجالتآور است، چرا که بخش قابلتوجهی از حضور او به یک صحنهٔ نامناسبِ برهنگی محدود شده که جذابیت جنسی قانعکنندهای ندارد.
همهچیز هنگامی بدتر میشود که کارگردانی ضعیف و فیلمنامهای پر از ضعف را به آن اضافه کنیم؛ داستان شخصیتها را وارد خطر میکند بدون آنکه توضیح قانعکنندهای بدهد. درگیری میان دو برادر ضعیف و غیرقابلقبول شرح داده شده، بازگشتِ برادر فرّاری قانعکننده نیست، داستانِ بار صرفاً بهانهای برای معرفی برادرِ پلیسی و تضاد میان آنهاست—کلیشهای ارزان از فیلمهای خانوادگی—و حملهٔ نخست خرس به چوببرها که باید تأثیرگذارتر میبود، به حاشیه رانده شده است. پس از آن، موجی از کلیشهها و ایدههای معمول این نوع آثار رخ میدهد: تلاشِ شخصیتها برای بقا و تقابل ناگزیر با تهدید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران