"هانا" دختر شانزده ساله ای است که از زمان کودکی توسط پدرش تعلیم داده شده تا یک قاتل بی رحم و حرفه ای باشد. او به همراه پدرش ماموریت های زیادی در سراسر اروپا انجام داده...
"هانا" دختر شانزده ساله ای است که از زمان کودکی توسط پدرش تعلیم داده شده تا یک قاتل بی رحم و حرفه ای باشد. او به همراه پدرش ماموریت های زیادی در سراسر اروپا انجام داده...
این فیلم واقعاً جذاب است. ابتدا با خواندن خلاصهی داستان کاملاً قانع نشده بودم، اما «هانا» فراتر از یک داستان معمولی درباره قاتل حرفهای است. هنگام تماشا شاید عناصر «قصهوار» را فوراً درک نکنید، اما در بازنگری مشخص میشود که این عناصر حضور دارند.
سایرش رونان فوقالعاده است.
موسیقی متن را هم خیلی پسندیدم. سبک The Chemical Brothers کاملاً با ریتم و فضای فیلم همخوانی دارد و...
این فیلم واقعاً جذاب است. ابتدا با خواندن خلاصهی داستان کاملاً قانع نشده بودم، اما «هانا» فراتر از یک داستان معمولی درباره قاتل حرفهای است. هنگام تماشا شاید عناصر «قصهوار» را فوراً درک نکنید، اما در بازنگری مشخص میشود که این عناصر حضور دارند.
سایرش رونان فوقالعاده است.
موسیقی متن را هم خیلی پسندیدم. سبک The Chemical Brothers کاملاً با ریتم و فضای فیلم همخوانی دارد و چند بار واقعاً شور و حالی به صحنهها داد.
در مجموع به این فیلم 8 از 10 میدهم و خیلی کنجکاوم ببینم ستر لوکهد بعداً چه اثری خواهد ساخت.
---
«Hanna-Barbera؟ بیشتر شبیه…»
«هانا» را جو رایت کارگردانی کرده و دیوید فر و ست لوکهد فیلمنامه را نوشتهاند. بازیگران اصلی شامل سایرش رونان، اریک بانا، تام هولاندر، اولیویا ویلیامز، جیسون فلِمینگ و کیت بلانشت هستند. موسیقی اثر از The Chemical Brothers و فیلمبرداری از آلوین اچ. کوخلِر است.
هانا هلر (رونان) دختری شانزدهساله و بسیار آموزشدیده است که از سیآیای فرار میکند…
برخی منتقدان بریتانیایی آن را بدیع و هیجانانگیز خواندند، اما از نظر من این فیلم نه بدیع است و نه واقعاً هیجانانگیز. ترفندی سینمایی با پوششی جوانپسند که در نهایت هم کسلکننده و شعارگونه میشود. اگر ترفند را کنار بگذاریم—دختری شانزدهساله که قاتلی ممتاز است و هر کس سر راهش قرار میگیرد را حذف میکند—فیلم در ابتدا امیدوارکننده شروع میشود: ما هانا و پدرش، اریک (بانا)، را در دل طبیعت میبینیم. تمرینها، پیوند باورپذیر بین آن دو (رونان و بانا بازی خوب از خود نشان میدهند) و فضای زمستانی مخاطب را کنجکاو میکند.
اما سپس فیلم تبدیل میشود به فراری که داستان گذشتهگوییاش سطحی است و ریتم فیلم کند میشود. بلانشت در نقش مأمور CIA، به نظرم انتخاب نادرستی است، و شخصیت او با آن بار داستانیِ قابل حدس دنبال میشود و تلاش میکند به رویارویی محتوم بین ضدقهرمان بزرگ و قاتلِ کمسنوسال جهت دهد. موسیقی The Chemical Brothers فضای الکترونیک خود را روی صحنهها میریزد که اگر چنین سبکهایی را دوست دارید، قابل قبول است.
در بخش میانی هانا سوار بر یک خانواده هیپی میشود (فلِمینگ نیز انتخاب نامناسبی به نظر میرسد) و فیلم تلاش دستوپاشکستهای برای انسانسازی هانا دارد تا او را در دنیای بزرگتری زنده نشان دهد. این پردازش کلیشهای است، اجرای ضعیفی دارد و بهگونهای ساخته شده که نوجوانان تصور کنند با یک اثر برجستهی مختص نسلشان مواجهاند.
پایان در پارک تفریحی خوب طراحی شده، فیلمبرداری مکانها به سبک اروپاییِ شیک تا حدی دلپذیر است و بانا و رونان برای جلوگیری از افت کامل اثر تلاش زیادی میکنند. اما در بخش قابل توجهی از تقریباً دو ساعت فیلم، با نمایشی خستهکننده روبهرو هستیم که ایدههایی فراتر از توان اجراییاش دارد. جو رایت بهتر است به فیلمهایی که کیرا نایتلی را خوشقیافه نشان میدهند پایبند بماند. امتیاز: 4 از 10.
---
سایرش رونان تنها کسی است که میتوانست این شخصیت پیچیده، تنها اما قدرتمند را بازی کند. یکی از جالبترین قاتلهای زنِ به تصویر کشیدهشده در سینما؛ آنقدر جوان و آنقدر ترسناک. قهرمانانه.
---
ماجرای جاسوسی/ماجراجویی اروپایی دربارهی دختری واقعاً فوقالعاده
در طبیعت سرد شمال فنلاند، پدری که قبلاً با سیآیای کار میکرد (اریک بانا)، دختر نوجوانش (شخصیت عنوانی، سایرش رونان) را برای زنده ماندن در جهانی خشن و پر از مأموران بیرحم آموزش داده است. وقتی دختر آماده میشود، وارد دنیای واقعی میشود و از شمال آفریقا تا آلمان توسط یک مأمور اسرارآمیز اطلاعاتی، ماریسا (کیت بلانشت)، و عواملش بیرحمانه تعقیب میشود.
نکتهای که بیش از همه در «هانا» (۲۰۱۱) دوست داشتم، یگانگی، سبک و جهانگردی تصویری آن است. این فیلم از نظر ساختار و لحن متمایز، خوشریتم و با موسیقی برجستهای همراه است؛ میتوان آن را تا حدی با «لوسی» (۲۰۱۴) و تریلرهای تارانتینو مثل «کیل بیل» مقایسه کرد. فیلم هرچند فیلم بزرگی نیست چون عمق کافی یا غذای فکری زیادی ارائه نمیدهد، اما حاوی عناصری از بزرگی است و عموماً سرگرمکننده است.
میفهمیم که ماریسا به دلایلی نامعلوم بر هانا متمرکز شده؛ بنابراین هرچند او یک مأمور متخصص است، این وسواس خودش نقطه ضعف اوست. از منظر زیرمتن، فیلم استعارهای آشکار درباره تبدیل شدن یک کودک به بزرگسال و دردهای والدین عاشق است: آماده کردن فرزند برای جهان، آموزش مهارتهای لازم برای بقا، دادن آزادی فزاینده و صداقت درباره قساوتهای زندگی. تا حدی هم مانند یک داستانِ پری درباره رابطه پدر و دختر است. در صحنهای ماریسا از اریک میپرسد «چرا حالا؟» و او فقط جواب میدهد «بچهها بزرگ میشوند.»
دوگانهگی بین عادی بودن زندگی مردم معمولی و سردی تکمحور مأموران را دوست داشتم. اگر از صحنههای جنگی گاهی ناموزون ناراضی هستید، بروید بچهدار شوید، هجده سال صبر کنید و بعد دوباره فیلم را ببینید تا ببینید نظر شما تغییر میکند یا نه. فیلم اغلب هیجانانگیز است، اما اگر آن را صرفاً یک فیلم اکشن ساده ببینید احتمالاً ناامید خواهید شد.
چیزهای کمتنشی هم هست که بد و سطحی بررسی شدهاند، مانند خانواده اتاقخوابمتحرک (RV) که کنجکاوی هانا را درباره زندگی برمیانگیزند (بهیاد داشته باشید او در وحشهای شمالی ایزوله بزرگ شده). این مکانیزم آشکار برای القای احساس همدلی با هانا و نشان دادن تفاوت او با بچههای معمولی اما در عین حال ویژه بودنش بهکار رفته است. استفاده از چنین ابزاری نوآورانه نیست، اما من این برداشت را قابلتحسین یافتم.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۵۱ دقیقه است و در فنلاند، مراکش و عمدتاً آلمان فیلمبرداری شده است.
نمره: B+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران